به گزارش روابط عمومی حوزه هنری انقلاب اسلامی، فریبا یوسفی دبیر اردوی ادبی تماشا در بخش نخست اولین نشست در سال ۱۴۰۵، به ماندگاری و اثرگذاری بر جهان به واسطه هنر اشاره کرد و سپس از اهمیت پیام در قالب شعر گفت.
در ادمه میلاد عرفانپور مدیر مرکز آفرینشهای ادبی حوزه هنری نیز یا اشاره به اهمیت شعر بههنگام اظهار کرد: اینکه شعر در حرکت عظیمی که در حال حرکت است چه اثری دارد و چند نفر را منقلب کرده موضوعی پراهمیت است.
وی ادامه داد: شعر بههنگام یا شعر واکنش سریع ارزشمند است ولی اینکه آنچه که توسط شاعر خلق شده چقدر مفید بوده، مهمتر است.
مدیر مرکز آفرینشهای ادبی حوزه هنری در ادامه با بیان اینکه در طول جنگ تحمیلی سوم با بررسی برخی از گروهها و ظرفیتها حدود پنج هزار شعر گفته شده است گفت: با وجود اینکه حدود پنج هزار شعر در این ایام توسط شاعران گفته شده، باید به این نکته توجه کرد که چه تعداد از این اشعار مورد استفاده و استقبال مردم یا حتی خودِ شاعران قرار گرفته است.

عرفانپور گفت: صدق و صداقت در شعر گفتن، نقطه کانونی است که مراتب مختلفی دارد و وقتی با جان و تمام وجود باورمند همراه شود، صدق کامل است که ما را به جوشش برای سرودن وامیدارد.
مدیر مرکز آفرینشهای ادبی، هنر را یک میدان مجاهدت دانست و با اشاره به بیانات و توصیههای رهبر شهید مبنی بر اینکه سرودن شعر برای شاعران راضیکننده نباشد گفت: صدق کامل شعری است که حرف شاعر و مطابق با حقیقت باشد و صدق از شخصیت خودساخته بر میآید.
عرفانپور در پایان تاکید کرد: یک بُعد شاعری را مسامحه با عالم کلمات برای احضار در شعر است که با ممارست، هوش و نبوغ شاعر ممکن است. در ادامه نشست امیر سعادتی از دیگر مدعوین اولین جلسه این اردوبی در سال جدید در خصوص «شعر، جنگ و زن» گفت: جنگ فشار بیرونی است که در جامعه اتفاق میافتد و شعر با بحران آغاز میشود و زن سمبل عشق است.
در ادامه نشست امیر سعادتی از دیگر مدعوین اولین جلسه این اردوبی در سال جدید در خصوص «شعر، جنگ و زن» گفت: جنگ فشار بیرونی است که در جامعه اتفاق میافتد و شعر با بحران آغاز میشود و زن سمبل عشق است.
وی بیان کرد: در شرایط کنونی مردم در حال تولید معنا هستند و هنرمند باید تیزبین باشد و آنها را ذخیره کند.
وی بیان کرد: در شرایط کنونی مردم در حال تولید معنا هستند و هنرمند باید تیزبین باشد و آنها را ذخیره کند.
سعادتی اظهار کرد: هنرمند دو رسالت دارد اول اینکه بازتابدهنده جامعه است و تاریخساز میشود و دیگر جام جهانبینی است که با خیال خود آینده را رقم میزند.

وی افزود: او باید به خیابان برود تا با فهم فضای ایران برای دفاع بپاخیزد.
سعادتی در سخنانش به ابعاد اجتماعی جنگ معاصر اشاره کرد و سپس با یادآوری جنس زنانه ادبیات، مطالعه کتاب «تنها گریه نکن» را که فضای مادرانه دارد به بانوان شرکتکننده در اردوی ادبی تماشا پیشنهاد دارد.
وی در پایان سخنان خود به نقش کلیدی زن در اجتماع ایرانی اشاره و عنوان کرد: اجتماعی بودن زن ایرانی را یکی از خصیصههای بانوان معرفی کرد و در ادامه به پشتیبانی جنگ توسط زنان و نقش روحیهدهی آنها پرداخت.
روایت پیروزی
در پایان این نشست سجاد صفارهرندی مدیر پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی حوزه هنری ضمن یادآوری و بازخوانی پیام رهبر انقلاب به مناسبت روز فردوسی گفت: رهبر انقلاب در پیامی که به مناسبت روز فردوسی داشتند از اهل کلمه و روایت دعوت کردند که در انتقال بعثت بزرگی که مردم ایجاد کردهاند همراه شوند.
وی ادامه داد:ایشان سه محور را مطرح کردند که شامل روایت حضور، روایت دفاع و روایت پیروزی است.
صفارهرندی گفت: صحبت من امروز درباره روایت پیروزی است؛ اینکه چطور میشود در موقعیت کنونی از پیروزی حرف زد و پیروزی را تصویر کرد.
مدیر پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی حوزه هنری ادامه داد: ممکن است به روشهای متعددی این روایت پیروزی محقق شود؛ یکی با منطق راهبردی به موضوع نگاه کند و از حمله دشمن، تجاوز و اهداف محقق نشدهاش بگوید که باعث رقم خوردن پیروزی ما شده است، یا یکی با منطق اجتماعی از کنار گذاشتن کدورتهایی که پیش از این در جامعه بود، بگوید.
صفارهرندی اظهار کرد: اگر مسئله را امروز و اکنون ببینیم و تصویر بزرگتر در طول زمان داشته باشیم شاید معنای رقم خوردن پیروزی تغییر کند، آن هم در شرایطی که جنگ هنوز تمام نشده است.
وی تاکید کرد: این نشان میدهد مسئله تابع جزئیات تاکتیکی نیست بلکه چیز بالاتری وجود دارد که در دل آن پیروزی است.
صفارهرندی با اشاره به تاریخ ۲۰۰ سال گذشته و شکستهای نظامی که به از دست رفتن بخشی از ایران منجر شد، یادآور شد: نیاز ایران به رشد و بهرهمندی از تکنیک برای حفظ سرزمین، منابع و نفوذ یک ضرورت بود و اگرچه در دوره پهلوی ما صاحب دولت مدرن متمرکز و ارتش ملی شدیم اما فشارها و جنگها به کشور تحمیل شد و همچنان کشور آسیب و قحطی را تجربه کرد.
اهمیت استقلال
صفارهرندی در ادامه سخنانش خاطرنشان کرد که در دورهای از تاریخجدیدترین فناوری در اختیار ما قرار گرفت ولی کشوری که تکلیف را تعیین میکرد ایران نبود به عبارتی دیگر بنیاد روی چیزی شکل گرفته بود که ریشه درستی نداشت لذا در لحظه خاص و مواقع خطر نمیتوانست نقشآفرینی داشته باشد.
وی ادامه داد: تکنولوژی در نگهداشتن قدرت، منابع و سرزمین مهم است ولی به تنهایی راهگشا نیست و باید چیزی در پسِ تکنولوژی باشد تا آن را تبدیل به خلق نیروی رقمزننده پیروزی کند.

مدیر پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی حوزه هنری گفت: ضمن اینکه استقلال نیاز به سیستم عامل نرمافزاری برای وادار کردن افراد به تلاش و ایجاد انگیزه دارد.
مدیر پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی حوزه هنری افزود: هیچ سیستم سیاسی بدون چنین ایدئولوژی نمیتواند عمل کند بنابراین عاملی بادش که دست روی ماشه را محکم کند و این نیازمند ایده و ایدئولوژی است.
تابآوری ایران، فتحالفتوح است
وی دستاورد انقلاب اسلامی را ایجاد استقلال، ایده و ایدئولوژی ملی دانست و گفت: ما دارای یک ساختاری به نام جمهوری اسلامی هستیم که بدنه مردمی فعال، قوه نظامی خلاق، پویا و در حال تحول و اصلاحگیری دارد و حتی از بروکراسی بهنسبه کارآمدی برخوردار است که در دل روزهای جنگ میتواند آسیبهایی چون ترکیدن انشعاب لوله آب در تجریش را در زمان حل کند و شبکه را پایدار نگاه دارد تا زندگی افراد مختل نشود.
صفارهرندی تاکید کرد: آنچه انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی در جنگ رمضان و جنگ ۱۲ روزه ایجاد کرد، رسیدن به نقطهای بود که در صحنه واقعی در حال آزمون شدن است.
وی اظهار کرد: در چارچوب تحول تاریخی ایران در مقابل قدرت سطح یک در فناوری و نیروی نظامی تابآوری کرد و اگرچه در جنگ متحمل درد شد اما توانست روی پای خود بایستند و این نه به معنای پیروزی بلکه فتحالفتوح است.
مدیر پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی حوزه هنری در پایان افزود: چنین پیروزی با مدد امام زمان (عجل الله)، رهبری حضرت آقا و مردم رقم خورد و ما باید آن را روایت کنیم.
محمدرضا سنگری که دیگر سخنران این اردوی ادبی بود، در ابتدا با عرض تسلیت به مناسبت شهادت امام محمد باقر (ع) گفت: به تناسب اینکه در آستانه عید قربان هستیم، بحثی را پیرامون این موضوع بیان میکنیم.
این پژوهشگر در ادامه به بیان معنای «قرب» پرداخت و هفت عامل بازدارنده قرب را از منظر روایات اهل بیت (ع) عنوان کرد و گفت: اصل معنای قرب، کاهش فاصلههاست. ما هفت بازدارنده داریم که میان ما و دوست (خداوند) فاصله میاندازد؛ که در کلام امیرالمؤمنین (ع) با عنوان «شهوات هفتگانه» از آنها یاد شده است. اولی، شهوت نام و نشان است؛ به این معنا که انسان همیشه تشویق و تحسین را همراه خود ببیند. شهوت دیگر، شهوت قدرت است؛ زمانی که قدرتی پیدا میکنیم و گاهی آن را به رخ دیگران میکشیم. سومین شهوت، شهوت ثروت است. یکی دیگر، شهوت پرچانگی و حرف زدن است؛ این افراد در هر جایی میخواهند حرف بزنند و خود را مطرح کنند. این شهوت بسیار خطرناکی است، زیرا هرکس زیاد حرف بزند، اشتباهاتش نیز زیاد میشود. شهوت بعدی، شهوت شکم است؛ این همان دهانه دوزخ است و دوزخ هیچگاه سیر نمیشود. امیرالمؤمنین (ع) فرمود: «لا تَجْتَمِعُ الفِطْنَةُ وَ البِطْنَةُ»؛ یعنی تیزهوشی و پرخوری با هم جمع نمیشوند. شهوت دیگر، شهوت خواب است. اگر بتوانیم از هرکدام از اینها بکاهیم، زمینه قرب برای ما فراهم میشود. قرب، کاهش همین عوامل بازدارنده است.
وی در ادامه توضیح معنای قرب، حکایت «کلوخ انداختن تشنه از سر دیوار در جوی آب» از مولوی در دفتر دوم مثنوی را قرائت کرد.
محمدرضا سنگری در ادامه به بیان ماجرای عید قربان پرداخت و گفت: شما وقتی به حج میروید سه تا رمی جمره دارید. ماجرای حضرت ابراهیم (ع) را که من در این خصوص قصهای بهتر از کتاب حج علی شریعتی ندیدم. حضرت ابراهیم سه بار یک هواب را دید که پسرش حضرت اسماعیل را ذبح میکند. برافروخته بود و به سراغ پسرش اسماعیل رفت. و گفت در خواب دیدم که من تو را قربانی میکنم. نظرت چیست؟ این پسر که در ابتدای بلوغش بود گفت: پدر این کار را انجام بده که إنشاءالله من را شکیبا خواهی یافت. شیطان به سراغ حضرت هاجر رفت و گفت همسرت میخواهد پسرت را قربانی کند و خواست تا از عاطفه او استفاده کند. مأیوس شد و به سراغ اسماعیل (ع) آمد. به سراغ ابراهیم رفت و در سه مرحله حضرت ابراهیم او را با سنگ راند و او را رمی کرد. اسماعیل از پدر سه درخواست کرد که چشمهایم را ببند، دست و پایم را ببند و سومی اینکه کار را خوب تیز کن که با اولین کشیدن کار تمام شود. و در نهایت ابراهیم، به دستور خداوند اسماعیل را قربانی نکرد و امتحانش را انجام داد.

سنگری در پایان، با بیان قصهای به توضیح معنای بیتی از حافظ پرداخت و گفت: در تهران قدیم، شخصی به نام حاج ضیاءالدین دُری بوده است. مشهور است که وقتی او روضه میخواند، همه گوش میدادند. سید حسن معین شیرازی نقل میکند: من در آن مجلس بودم. روز آخر، هنگامی که او میخواست به منبر برود، جوانی بالای منبر رفت و پرسید: منظور این بیت حافظ چیست؟ «مرید پیر مغانم، ز من مرنج ای شیخ / چرا که وعده تو کردی و او به جا آورد» حاج ضیاءالدین به منبر رفت و گفت: خداوند از حضرت آدم خواسته بود که نزدیک آن میوه نرود، اما آدم رفت. اما فدای آن کسی که ابراهیم بود؛ خدا از او خواست فرزندش را قربانی کند و او فرزندش را به قتلگاه برد. پیش از رسیدن سال بعد، سید ضیاءالدین از دنیا میرود. آن جوان، او را در خواب میبیند و نقل میکند: وقتی من از دنیا رفتم، حافظ را در خواب دیدم که گفت: معنای بیت من این نیست، بلکه این است که حضرت ابراهیم خواست فرزندش را قربانی کند، اما این کار را انجام نداد؛ ولی سیدالشهدا (ع)، فرزندش حضرت علیاکبر (ع) را در کربلا به قتلگاه برد و شهید شد.
نظر شما