به گزارش روابط عمومی حوزه هنری انقلاب اسلامی به نقل از خبرگزاری فارس، «آسماندارها»! عنوانی است که سوگ و دلتنگی آمیخته با حسّ امنیّت و آرامش از آن شُرّه میکند. عنوانی که اینبار نشسته است روی مجموعه چهارجلدی روایت زندگی چهار فرمانده برجسته نیروی هوافضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که توسط انتشارات شهید کاظمی و با مشارکت مؤسسه فرهنگی هنری «روایت سوره» راهی بازار نشر شده است. در مجموعه «آسماندارها» چهار عنوان کتاب منتشر میشود: «مردی که میخواست زنده بماند» نوشته فائضه غفار حدادی که به روایت زندگی شهید امیرعلی حاجیزاده، فرمانده نیروی هوافضای سپاه میپردازد؛ «مردی که نمیخواست دیده شود» نوشته مرضیه اعتمادی درباره زندگی شهید محمود باقری، فرمانده موشکی هوافضای سپاه؛ «مردی که میتوانست پرواز کند» نوشته سید محمد یوسف جلالی درباره زندگی شهید محمدباقر طاهرپور، فرمانده پهپادی هوافضای سپاه؛ و «مردی که هوای آسمان را داشت» نوشته زینب سادات طباطبایی که روایتگر زندگی شهید داوود شیخیان، فرمانده پدافند هوافضای سپاه است.فائضه غفار حدادی سرپرستی نگارش این مجموعه را بر عهده داشته و در گفتگو با خبرگزاری فارس از آوردههای این مجموعه کتاب ، مختصات و ویژگی منحصربهفرد این کتابها و اینکه چطور سیّد مجید نقطهزن در خلق کلمات و جملات برایشان انگیزه سازی کرده است میگوید.

دستهبندی موضوعی ویژگیهای شهید در دل روایت
فائضه غفار حدادی که سرپرستی تیم نویسندگان مجموعهی آسماندارها را برعهده داشته و خودش هم روایتهایی از زندگی سردار حاجیزاده را در کتاب «مردی که میخواست زنده بماند» نوشته است در ابتدای گفتگو توضیحاتی میدهد که منحصر به کتاب شهید حاجیزاده نیست. او درباره هر چهار شهید مجموعه آسمان دارها برایمان میگوید. آوردههای این مجموعه کتاب را این طور بیان میکند: «یک نگاه اجمالی و مختصر و مفید درباره آن شهید که مجموعهای ازروایتهای موضوعی است. یعنی ما میخواهیم بدانیم این شهید چرا شهید موفقی بوده و توانسته کارهای مفیدی انجام دهد. در واقع این کتابها المانها و مؤلفه های موفقیت شهید را، خصوصیات و ویژگیهای شهید را بهصورت موضوعی دستهبندی کرده و درباره هر موضوع دو سه تا خاطره که بهصورت یکپارچه و درهمتنیده روایت میشود آورده شده است. مجموعه روایتهای کوتاه این کتابها را تشکیل میدهد.»
ویژگی منحصر به فرد آسماندارها
منابع مورداستفاده برای جمعآوری و نگارش آسماندارها همان چیزی است که ویژگی منحصربهفرد این مجموعه را شکل میدهد. غفار حدادی میگوید: «مختصات و ویژگی منحصربهفرد این مجموعه کتاب این است که برای جمعآوری روایتها با همکاران و افراد نزدیک به این شهدا که دسترسی عمومی به آنها وجود ندارد صحبت شده و این دسترسی بهسختی و با همکاری سازمان هوافضا و در فضای امنیتی ایجاد شده و این افراد حتی بعدها هم بهسختی شاید بتوانند هماهنگ بشوند. یعنی منابع کتاب منحصربهفرد است و چه الان و چه بعدتر در این سالهای نزدیک اگر کتابی در مورد این شهدا چاپ بشود احتمالاً دیگر این منابع در دسترس نیستند.»

که بود» و «چگونه بود» در کنار هم
غفار حدادی خط سیر نگارش کتابی که از این مجموعهی چهارجلدی بر عهده خودش بوده را بر مبنای دو قسمت «که بود» و «چگونه بود» پیش برده است: «کتاب مردی که میخواست زنده بماند از دو قسمت «که بود» و «چگونه بود» تشکیل شده. در قسمت «که بود» ما خط سیر زمانی شخصیت را باعنوانهایی مثل امیر آقا بود، امیر دنیادیده بود، امیر پدافندی بود، امیر فرمانده بود و... خط سیر زندگی این شخصیت را و اتفاقاتی که برایش افتاده و جاهایی که تأثیرگذار بوده ومسئولیتهایی که داشته را از هر کدام یک روایت میخوانیم و بعد وارد چگونه بود میشویم. در قسمت چگونه بود ویژگیهای شخصیتی مثل کادرسازی، توجه به رشد علمی مجموعه، قاطعیت، جدیت، اخلاص، توکل و... را که باعث موفقیتش بوده آمده و از هر کدام از این ویژگیها یک روایت که در آن چند تا خاطره درهمتنیده وجود دارد آمده است.»

چراغقوهای که بر شخصیت شهید تابانده شد
سختی کار بیشتر کجا بود؟ غفار حدادی در پاسخ به این سؤال میگوید: «طبیعتاً طی یک سال نمیشود از یک شخصیت کتابی درآورد که همه ابعاد شخصیت را در بر بگیرد. مخصوصاً در مورد شخصیت ذوابعادی مثل شهید حاجیزاده . اصلاً نمیشود ادعا کرد که بررسی همه وجوه شخصیتی و کنکاش عمیقی که باید حول شخصیت انجام بشود را برای این کتاب انجام دادهایم. این کتاب در واقع یک چراغقوه ای است که ما روشن خاموش کردیم و فقط جهت آشنایی و ایجاد حس خوب نسبت به آن شهید، یک نوری میتابانیم بر شخصیت شهید. وگرنه شناخت کامل مستلزم صرف زمان و ایجاد فاصله از شخصیت و ایجاد فاصله از زمان شهادت و تحقیقات خیلی بیشتر و عمیقتر است که انشاءالله در اثرهای بعدی و در قالبهای مختلف به آن خواهیم پرداخت.»
انگیزهای که از طرف سید مجید موسوی رسید و کار را تمام کرد
مجموعه آسمان دارها وقتی خواندنیتر میشود که بدانیم سیّد مجید نقطه زن عزیز حتّی توی همین روزهای جنگ رمضان،کتابها را قبل از چاپ خواندهاند: «مصاحبههای ما با شروع جنگ رمضان نصفه ماند وهمهی راویهای باقیمانده به دلایل امنیتی تا مدت نامعلومی از دسترس نویسندگان خارج شدند. میخواستیم پروژه را متوقف کنیم.اما آقای سیدمجید نقطه زن که ما میدانستیم مثل رهبر شهیدش کتابخوان واقعی است، دوست داشت که برای سالگرد فرماندهانی که رفقای نزدیکش بودندکتابها به ثمر برسد. دلمان نیامد درخواست سیّد مجید را آن هم وسط جنگ رد کنیم. در واقع ما پیشنهاد دادیم که این چهارتا کتاب را برای سالگرد بتوانیم آماده کنیم ولی بعداً پیگیری خود آقای سید مجید موسوی بود که مُدام پیگیر کتابها بودند و این پیگیری ایشان انگیزهی مضاعفی برای ما ایجاد میکرد که حتی وسط جنگ و با وجود سوگی که برای رهبر شهیدمان داشتیم نوشتن کتابها را متوقف نکنیم و با جدیت و تحمل سختیها کار را تمام کردیم که به سالگرد برسد و سید مجید هم خوشحال بشود. سیّدمجید قبل از چاپ همه این کتابهارا خواندند و الحمدالله خوششان آمد.» لحظههایتان پر بهره و آسمانی، با خواندن آسمان دار ها!
نظر شما