۱۴۰۵.۰۸.۰۶

سیدعلی میرفتاح در نشست «بازار شکرفروشان» با موضوع بازخوانی قصه‌های پیامبران در متون کهن فارسی، به تبیین جایگاه حضرت ابراهیم(ع)، اهمیت خداپرستی، سفره‌داری و مهربانی با خلق و نیز بازخوانی مفاهیم بت‌پرستی در جهان معاصر پرداخت.

به گزارش روابط عمومی حوزه هنری انقلاب اسلامی، سی‌وهفتمین جلسه از سلسله‌نشست‌های «بازار شکرفروشان»، عصر چهارشنبه ۶ آبان‌ماه ۱۴۰۵، با موضوع «بازخوانی قصه‌های پیامبران در متون کهن فارسی» و با حضور سیدعلی میرفتاح در سالن سلمان هراتی حوزه هنری برگزار شد.

در ابتدای این نشست، سیدعلی میرفتاح با اشاره به جایگاه حضرت ابراهیم(ع) در تاریخ ادیان توحیدی، اظهار کرد: حضرت ابراهیم(ع) شیخ‌الانبیا و پدر پیامبران است و پیامبر ما نیز بر دین حنیف آن حضرت بود. ابراهیم(ع) منشأ سه دین بزرگ یهودیت، مسیحیت و اسلام به شمار می‌رود و پیروان این سه دین، بر اساس روایت‌های قرآنی، در انتساب و پیوند خود با آن حضرت با یکدیگر اختلاف داشته‌اند.

او با اشاره به لقب «خلیل» برای حضرت ابراهیم(ع) افزود: خداوند به ابراهیم لقب خلیل داد و رابطه آن حضرت با پروردگار، رابطه‌ای سرشار از صمیمیت و دوستی بود. این پیوند نزدیک با خداوند، یکی از وجوه برجسته شخصیت حضرت ابراهیم(ع) در روایت‌های دینی و متون کهن است.

میرفتاح در ادامه سخنان خود به موضوع خدا و خداپرستی پرداخت و با تأکید بر نیاز بنیادین انسان به خداوند گفت: حتی اگر، نعوذبالله، خدایی وجود نداشت، عاقلانه بود که بشر برای خود خدایی خلق کند؛ چراکه ما از جهات مختلف به وجود خداوند نیازمندیم.

او در ادامه، عنوان کرد: خداوند بهترین دوست است و حضرت ابراهیم(ع) نیز بهترین دوست را برای خود برگزید. ارتباط انسان با خداوند، افزون بر جنبه اعتقادی، می‌تواند به زندگی او معنا ببخشد و زمینه‌ساز آرامش و استواری در مسیر زندگی باشد.

این نویسنده و روزنامه‌نگار در بخش دیگری از نشست، با اشاره به سیره حضرت ابراهیم(ع) در مهمان‌نوازی و سفره‌داری، اظهار کرد: حضرت ابراهیم خلیل هیچ‌گاه به‌تنهایی غذا نمی‌خورد و همواره سفره‌دار بود. او عادت داشت مهمانی غریبه را نیز بر سر سفره خود بنشاند. سنت سفره‌داری و مهمان‌نوازی در میان قریش نیز به حضرت ابراهیم(ع) نسبت داده شده است.

در مهربانی به خلق نباید شرط و شروط گذاشت

میرفتاح در ادامه، با اشاره به حکایتی منسوب به سعدی درباره مهمان‌نوازی حضرت ابراهیم(ع)، به اهمیت پرهیز از منت گذاشتن بر دیگران پرداخت و گفت: در این حکایت، حضرت ابراهیم(ع) روزی چشم‌به‌راه مهمان بود تا اینکه پیرمردی را یافت و او را به سفره خود دعوت کرد. هنگامی که پیرمرد خواست غذا بخورد، بدون گفتن «بسم‌الله» دست به غذا برد. حضرت ابراهیم(ع) از او گلایه کرد و به همین دلیل، پیرمرد با ناراحتی برخاست و رفت.

او افزود: در ادامه حکایت، خداوند به ابراهیم می‌فرماید که من یک عمر به این مرد غذا دادم و بر او منت نگذاشتم، اما تو به‌خاطر یک وعده غذا بر او منت گذاشتی.

میرفتاح با اشاره به این مضمون اخلاقی تصریح کرد: در مهربانی به خلق نباید شرط و شروط گذاشت؛ چراکه همه خلق، عیال‌الله هستند.

او در ادامه، با یادآوری سخن مشهور ابوالحسن خرقانی، به تبیین این نگاه اخلاقی پرداخت و گفت: هر که در این سرا درآید، نانش دهید و از ایمانش مپرسید؛ چه آن‌کس که به درگاه باریتعالی به جان ارزد، البته بر خوان بوالحسن به نان ارزد.

میرفتاح در بخش دیگری از سخنان خود، با اشاره به ماجرای مواجهه حضرت ابراهیم(ع) با نمرود پس از شکستن بت‌ها، به مسئله عدالت و نظم در حکومت‌های ستمگر پرداخت.

او اظهار کرد: در طول تاریخ، بسیاری از ظالمان، در کنار ظلمی که مرتکب می‌شدند، برخی قواعد و شکل‌هایی از عدالت را نیز رعایت می‌کردند؛ زیرا برای اداره جامعه‌ای که بر آن حکومت می‌کردند، به نظمی مشخص نیاز داشتند. نمرود نیز از این قاعده مستثنا نبود.

میرفتاح در پایان این نشست، با پیوند دادن روایت بت‌پرستی در روزگار حضرت ابراهیم(ع) به زندگی امروز، گفت: بت‌پرستی به معنای رایج آن، بیشتر به دوران گذشته مربوط است و امروزه کمتر کسی به شکل سنتی بت می‌پرستد؛ اما این به معنای پایان یافتن صورت‌های دیگر بت‌پرستی نیست.

او ادامه داد: امروزه اگرچه ممکن است کسی در برابر بت‌های سنگی و چوبی سر فرود نیاورد، اما گاهی به اشیا و داشته‌هایی دل می‌بندیم و از آن‌ها انتظاراتی داریم که گویی می‌توانند همان کارکرد بت‌ها را برای ما داشته باشند.

میرفتاح با اشاره به ناتوانی ذاتی این اشیا در حفاظت از خود و دیگران افزود: اگر این اشیا می‌توانستند از ما محافظت کنند، دست‌کم می‌توانستند خودشان را حفظ کنند. بنابراین، انسان برای تکیه‌گاه حقیقی خود به نیرویی برتر و بزرگ‌تر نیاز دارد و آن نیروی برتر، خداوند است.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha