به گزارش روابط عمومی حوزه هنری انقلاب اسلامی، همزمان با برگزاری پانزدهمین دوره جشنواره بینالمللی فیلم ۱۰۰، بخش بینالملل این جشنواره با عنوان «نبرد برای کودکان جهان» به آسیبهای ناشی از جنگ و تأثیرات ویرانگر آن بر آینده کودکان پرداخته است. این بخش، دغدغه کودکان و آینده آنها را به عنوان محور اصلی برنامههای خود قرار داده و کار خود را آغاز کرده است.
به همین بهانه، در ادامه یادداشت علیاکبر جنابزاده، مدیر بخش بینالملل پانزدهمین جشنواره فیلم ۱۰۰، با موضوع «نبرد برای آینده کودکان جهان» را میخوانید:
«سال گذشته، زخمی بر حافظه جمعی ما حک شد؛ زخمی که با یک تصویر آغاز شد. تصویر جایی که نه پایگاه نظامی بود و نه مرکز فرماندهی، فقط یک سالن ورزشی بود در شهر لامرد. جایی که کودکان در آن با هم مسابقه میدادند و ورزشکاران جوان آرزوی قهرمانی در سر میپروراندند. جایی که والدین روی سکوها مینشستند و برای هر پیروزی کوچک مثل بزرگترین دستاورد دنیا دست میزدند. جایی که برای زندگی ساخته شده بود.
اما جنگ از راه رسید و در چند لحظه، طنین خنده و تشویق، جای خود را به گرد و غبار، دود، گلولههای تنگستن و سکوت داد. سالنی که روزی پناهگاه رویاها بود، به ویرانه بدل شد. باورش سخت بود اما این فاجعه ما را با پرسشهای مهمی مواجه کرد؛ آیا این فضای غیر نظامی به میدان آزمایش تبدیل شده بود؟ آیا آمریکا سلاحهای تازهای را آنجا به کار گرفته بود؛ نه فقط با قصد تخریب، بلکه برای نمایش قدرت و سنجش کارایی سلاح های جنگی به قیمت نابودی جان انسانها؟
وقتی یک سالن ورزشی به ویترینی برای نمایش قدرت تبدیل میشود، وقتی زندگی مردم عادی به عدد تقلیل پیدا میکند، وقتی ویرانی بدل به ابزار تبلیغ قدرت میشود، چه چیزی از انسانیت باقی میماند؟!
و امسال، با تأسی از واقعههای تلخ پیشآمده در میناب و لامرد، توجهمان را به کسانی معطوف میکنیم که جنگ داغدارشان کرده. در کنار پدرانی مینشینیم که هنوز صدای بمباران و فریاد جمعیت را در خاطراتشان مرور میکنند. در کنار مادرانی که از کنار ویرانهها رد میشوند و روزهایی را به یاد میآورند که فرزندانشان خسته، خندان و پر از داستان به خانه برمیگشتند. به مربیانی گوش میدهیم که شاگردانشان هرگز برنگشتند و به همسایگانی که شاهد تبدیل شدن مکانهای زنده شهر به نمادی از غم و فقدان هستند.
آنها که شاید فکر کنند هیچکس خارج از شهر کوچک لامرد به یادشان نیست. شاید گمان کنند غمشان زیر تیترها، آمار و چرخه بیپایان جنگها دفن شده. اما غم با تغییر جهت دوربینها از بین نمیرود، محو نمیشود. غم همیشه در صندلیهای خالی، در لباسهای ورزشی به جا مانده، در عکسهایی که حالا وزنی سنگینتر از قبل دارند، باقی میماند.
خانوادههای بیشماری در سراسر جهان شاهد نابودی مکانهای عادی زندگیشان با خشونتهای ناشی از جنگ بودهاند، آنها هم خاطراتی را به دوش میکشند که به آسانی دیوارها قابل بازسازی نیستند.
بخش بینالمللی پانزدهمین جشنواره صدثانیهای، قصد دارد خانهای برای این صداها باشد.
در این دوره درها را به روی داستانهایی میگشاییم که «زبان نظامی»، هزینههای انسانی بسیاری را ایجاد کرد. داستانهایی که میپرسند؛ جاه طلبی و قدرت متجاوزین چه مصیبتهایی را بر زندگی غیر نظامیان آوار میکند!؟ داستانهایی که اجازه نمیدهند رنج های انسانی به فرصتی برای بازاریابی تسلیحات جنگی تقلیل پیدا کند.
برای کسانی که در آن سالن جمع شده بودند، ورزشگاه هرگز فقط یک ساختمان نبود. جایی بود که دوستیها آغاز میشد. جایی که رویاها پرورش مییافتند. جایی که آیندهها تصور میشدند.
آیندههایی که مهم بودند، زندگیهایی که مهم بودند و داستانهایی که شایسته روایت هستند.»
نظر شما