۱۴۰۵.۰۲.۲۴

نشست «بازار شکرفروشان» با محوریت تحلیل اسطوره‌ها و تاریخ ایرانی-اسلامی، با حضور علاقه‌مندان به فرهنگ و تاریخ، روز چهارشنبه 23 اردیبهشت در سالن اوستای حوزه هنری برگزار شد.

به گزارش روابط عمومی حوزه هنری انقلاب اسلامی، در این نشست سخنران اصلی، سیدعلی میرفتاح، با بهره‌گیری از متون کلاسیک، از جمله تاریخ‌نامه طبری و سیرت رسول‌الله، تلاش کرد پیوند میان اساطیر ایرانی، زندگی پیامبران و مفاهیم اخلاقی را به تصویر بکشد.

میرفتاح در این نشست با اشاره به وام‌گیری‌های فرهنگی مردم در دگرگونی‌های دینی گفت: وقتی مردم به مرور دینشان تغییر کرد، بسیاری از ارزش‌های جدید جای ارزش‌های قبلی را گرفت. پدران خردمند ما در مواجهه با اسلام، از همان لغات و کلمات و تعابیری استفاده کردند که مربوط به دین زرتشتی بود. برای مثال در ترجمه «صلاة»، نماز به کار گرفته شد که در دین زرتشتی هم آداب نماز وجود داشت. نوعی آشنایی‌پنداری ایجاد می‌شد که پذیرش دین جدید را آسان‌تر می‌کرد.

در ادامه، داستان کیومرث در تاریخ‌نامه طبری مطرح شد. او با خوانش بخشی از متن اصلی، به ریشه‌شناسی واژه «کیومرث» پرداخت و گفت: این واژه از ترکیب «گیو و مَرَتَن» ساخته شده. «گیو» همانی‌ست که واژه گیاه را از آن ساخته‌ایم و به معنای زندگانی و حیات است. «مَرَتَن» نیز به معنای چیز فانی و مردنی است. معنای «کیومرث»، حیات فانی است.

میرفتاح با اشاره به ماجرای حوا و با خوانش بخشی از تاریخ طبری، به این نکته اشاره کرد که روایت این کتاب از حوا نشان می‌دهد که ایرانیان با خرد و انعطاف، تلاش کردند نوعی آشتی میان این روایت و آنچه در عبری از ماجرای خلقت حوا مطرح شده برقرار کنند.

میرفتاح همچنین درمورد واژه «عجم» توضیح داد: این کلمه در اصل به معنای غیر عرب و کسانی که زبان عربی را نمی‌فهمیدند، به کار می‌رفته است. این تعریف رفته رفته توسط خود ایرانیان نیز پذیرفته شد، به گونه‌ای که فردوسی در شعر خود (البته شعری که منسوب به اوست) آورده است که «عجم زنده کردم بدین پارسی».

یکی از بخش‌های این نشست به اهمیت گاو در تمدن‌سازی و تاریخ بشر اختصاص داشت. میرفتاح با ارجاع به اساطیر ایرانی، یونانی و متون دینی، جایگاه گاو را به عنوان حیوانی مقدس و عامل بقای زندگی انسانی توضیح داد و گفت: گاو مهم‌ترین حیوان برای تمدن بوده است. این حیوان نماد همزیستی انسان با طبیعت و پیش‌برنده کشاورزی و تمدن بوده و این اهمیت در ادبیات، افسانه‌ها و حتی متون دینی بازتاب یافته است. حیوانی که گوشت و استخوان و پوست و شیرش، حتی مدفوعش به کمک انسان آمد و خانه‌اش را گرم کرد. به این ترتیب بود که از شدت فواید این موجود، او را تا سرحد پرستش در برخی فرهنگ‌ها بالا بردند.

در ادامه، میرفتاح با تحلیل واژه‌شناسی دیو که در ابتدا به معنای خدا بوده گفت: در داستان اوستایی، این دیوها، (خدایان) سرپیچی‌هایی کردند و از مقام خدایی به موجودی تنزل پیدا کردند که نفرین ابدی با خود داشتند. دیو در فرهنگ ایرانی دو وجه دارد، هم نماد قدرت و توانمندی و هم نماینده عصیان و سرپیچی است. او با ذکر مثال‌هایی از قصه‌های کهن، نشان داد که این دوگانگی در نگرش ایرانی به قدرت و عدالت، به ویژه در تعامل انسان‌ها با محیط و جامعه، ریشه دارد.

در بخش دیگری از این جلسه، میرفتاح به نمادهای ادبی مانند مورچه در شعر فردوسی پرداخت و با روایتی از امیرالمؤمنین علی (ع) گفت: حضرت علی (ع) می‌گوید اگر تمام این حکومت را به همراه خورشید و فلک را به من بدهند و در ازای آن از من بخواهند دانه‌ای را از مورچه‌ای بگیرم، من این کار را نمی‌کنم. همین روایت را فردوسی بزرگ به شعر درآورد که «میازار موری که دانه‌کش است، که جان دارد و جان شیرین خوش است». مورچه، نماد مردم مستضعف و ضعیف است. قدرتمند ناگزیر به آزار این مردم مستضعف است و اغلب به صورت ناخودآگاه چنین می‌شود.

او ادامه داد: قدرت یک تناسباتی دارد که بدون اینکه حواستان باشد، ممکن است مورچه‌هایی زیر پای شما له شوند. حالا با این اوصاف، حضرت علی (ع) حاضر نبود باعث آزار موری شود.

به گفته میرفتاح، خدمت به خلق، شکل واقعی عبادت است و جدایی از مردم در معنای واقعی عبادت نقشی ندارد. او با اشاره به نمونه‌های تاریخی و شخصیتی، تأکید کرد که اخلاق و عدالت اجتماعی باید محور رفتار انسانی باشد و خدمت به دیگران نشانه وفاداری به اصول دینی و فرهنگی است.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha