به گزارش روابط عمومی حوزه هنری انقلاب اسلامی، متنها از نظر کارکرد در یک جامعه و از زاویه دید ارتباطات و نشانهشناسی قابل طبقهبندی به مجموعههایی هستند که روابط مختلفی (زیر شمولی، نقض، مجاورت و هم معنایی) با یکدیگر برقرار میکنند. علاوه بر این نشانهها به عنوان کوچکترین واحد سازندۀ این متنها عوامل تشکیل، انبساط و یا تغییر حوزههای معنایی هستند. حال آنکه نشانه، محصول شناخت جهان است.
پیام رهبر جدید جمهوری اسلامی، آیتالله سید مجتبی خامنهای- در چهلمین روز شهادت پدر بزرگوارشان، یکی از متنهایی است که با بررسی آن دریچهای به شناخت انقلاب و روزهای پیش روی ما ایرانیان گشوده میشود. از این رو با نگاه به این متن در چارچوب نشانهشناسی فرهنگی ویژگیهای متعدّدی برجسته میشوند که در ادامه به آنها اشاره شده است:
۱. سپهر نشانه ای متن:
از آنجا که مفاهیم مذهبی، تاریخی، سیاسی و ایدئولوژیک میتوانند به عنوان مولّفههایی برای تعیین مختصات سپهرهای نشانهای مورد استفاده قرار گیرند. میتوان گفت که متن پیام به وضوح در سپهر نشانهای ایران پس از انقلاب شکل گرفته است. به عنوان مثال میتوان به چند حوزه معنایی اشاره کرد که این سپهر را نشان میدهند: حوزه معنایی «دیگری» (دشمنان اسلام و ایران، مستکبران، جبهه کفر، شیاطین) که نه صرفاً یک رقیب سیاسی، بلکه نیرویی ذاتاً شرور، فریبکار و مخالف حقیقت مطلق تصویر میشود (ارجاع به عباراتی چون «چهره کریه و شیطانی» و «جهالت مستکبران») در تقابل با حوزه معنایی «ما» (ملت ایران، پیروان اسلام ناب، امت) قرار دارد. این دو حوزۀ معنایی متقابل، هویت «ما» را نیز در تقابل با «دیگری» بنا مینهد. به بیان بهتر محور انسجام جامعهای با چنین هویتی، تقابل با دیگری است. علاوه بر این در حالی که متن به واقعیتهای «جنگ تحمیلی»، «مذاکرات»، «مدیریت تنگه هرمز» و «کمبودها» اشاره میکند (فضای دنیوی)، این موارد را در بستر «عنایات الهی»، «فیض عظیم شهادت»، «میقات الهی» و «نور خدا» (فضای الهی) قرار میدهد. به بیان بهتر، رخدادهای دنیوی در چارچوبی فراگیرتر و متعالیتر تفسیر شدهاند.
۲. زبان و فرهنگ به مثابه متن:
یوری لوتمان (نشانهشناس فرهنگی) فرهنگ را به مثابه متنی پیچیده میبیند که اجزای آن قابل تحلیل هستند. متن پیام مقام معظم رهبری محصولی از «متنِ» بزرگتر فرهنگ انقلاب اسلامی است و در راستای بازتولید و تقویت آن عمل میکند چرا که متن با استناد به آیات قرآنی (مانند سوره فتح)، ذکر نام ائمه معصومین (ع) و اشاره به مفاهیم دینی (شهادت، تقوا، ایثار)، به متون بنیادین فرهنگ انقلاب ارجاع میدهد و در واقع، در حال «ترجمه» و بازتفسیر آنها برای مخاطب امروزی است. علاوه بر این متن شامل ترکیبهای بدیعی است که انبوهی از معانی را خلق و حمل میکنند. این دقیقاً همان کاری است که زبان در دل یک فرهنگ انجام میدهد. عباراتی مانند «پیشوای حقطلبان»، «ایران مقتدر»، «میقات امّت»، «حماسه دفاع مقدس سوم»، «نهادسازیهای هدفمند»، «سکوت صحنۀ نبرد» (آتش بس) و... نمونههایی از این نوآوریها هستند که معانی خاص فرهنگی را در خود دارند و در زبان روزمره یا زبان فرهنگهای دیگر ممکن است وجود نداشته باشند یا بار معنایی متفاوتی داشته باشند.
۳. سلسله مراتب نشانهای و نظامهای برتر:
در فرهنگ انقلاب اسلامی، نظامهای نشانهای خاصی از قدرت و اعتبار بیشتری برخوردارند. بنابراین، نظام نشانهای مذهبی (قرآن، ائمه، شهادت، اراده الهی) و نظام نشانهای ایدئولوژیک (انقلاب، استکبار، مقاومت، عدالت) در این متن در بالاترین سلسله مراتب قرار دارند و تمامی وقایع و شخصیتها بر اساس این نظامها تفسیر و ارزشگذاری میشوند و زبان، محملی است که این نظامهای برتر از طریق آن خود را بیان و بازتولید میکنند. تاکید بر «هنر خلق معانی» نشان میدهد که زبان صرفاً ابزار انتقال نیست، بلکه خود در شکلدهی به فرهنگ و هویت نقش فعال دارد.
۴. حافظه فرهنگی و تاریخ به مثابه متن:
در متن پیام مقام معظّم رهبری تاریخ به عنوان یک «متن» خوانده و تفسیر میشود. وقایع گذشته اعم از جنگ تحمیلی و دوران پهلوی و شخصیتهای تاریخی (امام خمینی و امام خامنهای) نه صرفاً رویدادها و افرادی درگذشته، بلکه درسهایی برای حال و آینده تلقی میشوند. ترکیب «چهل روز» به عنوان یک «مدت زمان معنادار» (که در فرهنگ ما ایرانیان کارکردهای متفاوتی دارد) به تاریخ معنا میبخشد. به علاوه، این متن خاطرۀ «پدر ملّت ایران» را زنده نگه میدارد و با مقایسه «نهال» ابتدای انقلاب با «شجرۀ طیبه» پس از سالها، نشاندهندۀ استمرار و رشد هویت فرهنگی در طول زمان است. متن صرفاً تبیینکننده نیست، بلکه دعوت به عمل (مقاومت، وحدت، مراقبت از رسانهها، پیگیری حقوق) دارد و این عملگرایی یکی از کارکردهای اصلی فرهنگ ما ایرانیان به عنوان یک نظام نشانهای است.
به طور خلاصه، این متن از دیدگاه نشانهشناسی فرهنگی، یک «متن فرهنگی» پویا و چندلایه است که در فضای نشانهای مشخصی عمل میکند، با استفاده از نظامهای زبانی، مذهبی و تاریخی، هویت «خود» را در تقابل با «دیگری» تعریف کرده، حافظه فرهنگی را بازخوانی و بازتفسیر میکند و در نهایت، نسلی نو از معانی را برای هدایت و انسجام مخاطبان خود خلق میکند.
نظر شما