۱۴۰۵.۰۲.۱۶

میرفتاح در این نشست با اشاره به ریشه‌های تاریخی برده‌داری، نظام سرمایه‌داری آمریکا را ادامه همان بت‌پرستی و برده‌داری کهن توصیف کرد و گفت: پیامبران آمدند تا این سیستم را به هم بزنند و مشکل ابوجهل و ابوسفیان با پیغمبر(ص) این بود که می‌گفتند این شخص آمده برده‌ها را آدم می‌کند.

به گزارش روابط عمومی حوزه هنری انقلاب اسلامی، هجدهمین جلسه از سلسله‌نشست‌های «بازار شکرفروشان» با موضوع بازخوانی قصه‌های پیامبران در متون کهن فارسی، عصر چهارشنبه ۱۶ اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۵ با حضور سیدعلی میرفتاح در سالن سلمان هراتی حوزه هنری برگزار شد.

میرفتاح در ابتدای این نشست با اشاره به داستان حضرت آدم(ع) اظهار کرد: اولین پیامبر به یک اعتبار حضرت آدم بود که خودش دچار لغزش شد، اما پس از او حضرت شیث مأموریت یافت جمعیتی دیگر را اصلاح کند، در حالی که آدم مسئول اصلاح خود بود.

وی افزود: خداوند آدم را این‌گونه خلق کرده است. در ما میل به کفران، گناه و پستی بیشتر است و کشش ما به این سمت بیشتر است، اما برای تقوا باید تلاش کنیم و این مسیر سخت‌تر است.

میرفتاح در ادامه به خاطره‌ای از دوران مدرسه اشاره کرد و گفت: ما هم‌کلاسی داشتیم که می‌گفت تصمیم دارم رفوزه شوم؛ معلم به او گفت رفوزه شدن تصمیم نمی‌خواهد، درس خواندن است که نیاز به تصمیم دارد.

وی در ادامه، فصل خبر پیغمری شیث (ع) در تاریخ طبری را قرائت کرد.

میرفتاح در بخش دیگری از سخنان خود به داستان حضرت ادریس پرداخت و تصریح کرد: در برخی روایات آمده که ادریس بسیار اصرار کرد به ملکوت و بهشت برود. خداوند از او قول گرفت که پس از دیدن بازگردد، اما ادریس وقتی بهشت را دید، گفت دیگر برنمی‌گردم و در همان‌جا ماند.

میرفتاح تأکید کرد که البته این‌ها معانی استعاری دارد.

سرمایه‌داری آمریکا همان بت‌پرستی و برده‌داری قدیم است/مشکل ابوسفیان با پیامبر، آدم کردن برده‌ها بود

وی همچنین به روایت «آن‌کس که اول آتش پرستید» در تاریخ طبری اشاره کرد و گفت: نویسندگان این کتاب در دوره‌ای می‌نوشتند که آیین زرتشت شایع بود و گمان می‌کردند زرتشتیان آتش‌پرست هستند. امروزه می‌دانیم که زرتشتیان آتش را محترم می‌شمارند اما آن را به معنای عبودیت پرستش نمی‌کنند؛ آنان یکتاپرست هستند اما عوام به آنها آتش‌پرست می‌گفتند.

میرفتاح افزود: در معجزه پیغمبر اسلام نیز یکی از نشانه‌های تولد ایشان را خاموش شدن آتشکده فارس برشمرده‌اند. انصاف این است که آتش مهم است؛ اگر آتش نبود، ما از نظر زندگی تفاوتی با حیوانات نداشتیم. به غیر از نطق که وجه تمایز ما با حیوانات است، کشف آتش هم زیست ما را عوض کرد و هم در برابر خطرات از ما محافظت نمود. آتش به تمدن ما کمک کرد، هرچند ذاتاً خطرناک است و اگر از کنترل خارج شود، همه چیز را نابود می‌کند.

میرفتاح در ادامه سخنان خود با اشاره به جایگاه آتش در نزد زرتشتیان گفت: این‌که ما توانستیم آتش را مسخر خود کنیم و هر زمان اراده کنیم آن را بیفروزیم یا خاموش کنیم. طبیعی است که زرتشتیان در برابر آتش خضوع و خشوع کنند و آن را محترم بشمرند. منتها وقتی خدا در واقع ظاهر می‌شود، هر چیز دیگری که زمانی می‌توانسته جایگزین باشد، خودبه‌خود نفی می‌شود. حتی اگر این‌ها اله‌ای بوده باشند، در پرتو ظهور الله باید از بین برود؛ «نفی خود و اثبات وجود حق کن / این معنی لا اله الا الله است».

وی افزود: زمانی که دانشمندان اسلامی با زرتشتیان بیشتر آشنا شدند، متوجه شدند که این‌ها هم بهره‌ای از توحید دارند.

این نقاش و روزنامه‌نگار سابق، با طرح نگاهی انتقادی به روایت‌های تاریخی انبیا اظهار کرد: همیشه در تاریخ انبیا که می‌خوانیم، همه خوبی‌های عالم به ظرف انبیا برمی‌گردد و هرچه شر است به کسانی که مقابل آن‌ها بودند.

میرفتاح در بخش دیگری از صحبت‌های خود به پیشینه شراب در تاریخ تمدن اشاره کرد و گفت: شراب بسیار قدیمی است. ظاهراً خود میوه تولید شراب می‌کند و نیاز به دستکاری شیمیایی ندارد. اما فعلی که ما استفاده می‌کنیم «انداختن» است؛ می‌گوییم سرکه را می‌اندازیم. هم در عربی و هم در فارسی به این صورت است. دلیلش این است که وقتی از معدن می‌آمدند، این حوضچه‌ها را از روی شانه‌هایشان پرت می‌کردند و این فعل «انداختن» به شراب چسبیده است.

سرمایه‌داری آمریکا همان بت‌پرستی و برده‌داری قدیم است/مشکل ابوسفیان با پیامبر، آدم کردن برده‌ها بود

وی با تأکید بر حرمت شراب در دین اسلام تصریح کرد: در دین ما شراب حرام است و ما نمی‌توانیم شراب را به پیامبران نسبت دهیم و باور نمی‌کنیم که پیامبری شرب خمر کرده باشد. اما یهودیان با این قضیه مشکلی نداشتند و این را به حضرت نوح نسبت داده‌اند.

میرفتاح به مسئله‌ای در دوران اسلامی اشاره کرد و گفت: از روزگار بنی‌امیه، پادشاهان شراب می‌خوردند و دنبال راهی می‌گشتند که بگویند شراب برای عوام حرام است و برای خواص حرام نیست. این مطلب را یک سری از آخوندهای درباری به دلایلی ساختند و برای مردم حرام و برای ملوک حلال اعلام کردند. در کتاب «راحت‌الصدور» شیخ راوندی روایت‌هایی جعل می‌شود، از جمله این که اگر پادشاهی عصبانی است بد نیست اندکی شراب بخورد تا خشم او فروکش کند.

وی در عین حال خاطرنشان کرد: هیچ دینی به اندازه دین اسلام روی حرمت شراب تأکید نکرده و هیچ ادبیاتی به اندازه ادبیات فارسی در ستایش شراب حرف نزده است. این موضوع آنقدر فراگیر است که حتی فقهایی که شعر می‌گفتند، در ستایش شراب شعر گفته‌اند.

میرفتاح یکی از گرفتاری‌های بشر را نزد قدما «عقل حسابگر» دانست و بیان کرد: هر چیزی که این عقل را کنار بزند و دل را به کار بگیرد، خوب است. شاعران شراب را ستایش می‌کردند تا عقل معاش کنار رود و صدق و راستی جایگزین شود.

وی در ادامه به رویکرد عملی فقهای مسلمان اشاره کرد و گفت: فقهای ما آدم‌های بسیار باهوش، با درایت، حقوق‌دان و نکته‌سنج بودند و کار قانون، جامعه‌شناسی، صلح و آشتی را انجام می‌دادند. کتاب‌هایی مثل «قابوس‌نامه» نوشته می‌شد که همه آن‌ها فصلی به نام شراب‌خوردن دارند. در صفحه اول می‌نوشتند شراب نجس است و کار شیطان، اما از آن جا که می‌دانم تو به حرف من گوش نمی‌دهی، لااقل مثل آدم گوش بده و مثل آدم شراب بخور. در قابوس‌نامه با جزئیات حیرت‌انگیزی گفته می‌شود با چه کسی و کجا شراب بخور. این نشان‌دهنده درایت فقها در اداره کشور است.

سیدعلی میرفتاح در ادامه این نشست با اشاره به تابوی ازدواج محارم در طول تاریخ اظهار کرد: بشر از همان ابتدا از حرمت ازدواج محارم ترسیده است. گویا نخستین بار یهودیان به این مسئله واقف شدند. بخشی از آن به زندگی قبیله‌ای و قومی مردم بازمی‌گردد که برای گسترش قبیله نیاز به ازدواج با دیگران داشتند. در ادبیات تخطئه اقوام نیز می‌گویند که آن‌ها ازدواج محارم می‌کنند.

سرمایه‌داری آمریکا همان بت‌پرستی و برده‌داری قدیم است/مشکل ابوسفیان با پیامبر، آدم کردن برده‌ها بود

وی با تأکید بر سختی کار پیامبران تصریح کرد: اگر تأیید الهی نباشد هیچ پیغمبری نمی‌تواند کاری انجام دهد. آدم‌ها به همین راحتی به حرف کسی گوش نمی‌دهند. کار پیامبران با زبان بوده است. این که عده‌ای به غلط می‌گویند دیگران با زور شمشیر اسلام آوردند، حرف اشتباهی است؛ آدم با زور شمشیر ممکن است تسلیم شود اما مسلمان نمی‌شود.

میرفتاح در بخش دیگری از سخنان خود به داستان حضرت آدم(ع) و مفهوم پوشش اشاره کرد و گفت: وقتی حضرت آدم در بهشت بود نیازی به جامه نداشت و متوجه شرمگاهش نبود. به محض این که آن میوه ممنوعه را خورد، متوجه شرمگاهش شد و طبق روایت‌ها و آیه قرآن، از برگ درختان برای خود پوششی درست کرد. یکی از تفاوت‌های ما با حیوانات همین لباس است. لباس هم جنبه زینت دارد و هم شأن و منزلت اجتماعی ما را نشان می‌دهد و گاهی حتی اندیشه آدم‌ها را گواهی می‌دهد.

وی موضوع برده‌داری را از زاویه‌ای تاریخی و اجتماعی بررسی کرد و افزود: امروز برده‌داری در ذهن ما بسیار منفی و زشت است، اما تا ۲۰۰ سال پیش این‌طور نبود. به اسلام انتقاد می‌شود که چرا برده‌داری را ملغی نکرد، در حالی که برده‌داری در ذهن قدیمی‌ها مبانی الهیاتی داشته است. آدم‌ها با هم برابر نیستند و در قرآن هم آمده که بعضی بر بعضی تفاوت دارند.

میرفتاح با تبیین ریشه‌های اقتصادی برده‌داری اظهار کرد: در جنگ‌ها می‌توانستی تعداد زیادی نیروی کار مجانی به دست آوری. چون حقوقی به او نمی‌دهی، هزینه تولید پایین می‌آید. در ایران با یونانیان و رومیان می‌جنگیدند و اسیران زیادی می‌گرفتند. راحت‌ترین کار این بود که آن‌ها را برده کنی و بفروشی.

سرمایه‌داری آمریکا همان بت‌پرستی و برده‌داری قدیم است/مشکل ابوسفیان با پیامبر، آدم کردن برده‌ها بود

وی خاطرنشان کرد: در همه آموزه‌های پیامبران این است که با برده‌ها مانند انسان برخورد کنید و آن‌ها حقوقی دارند. اما وقتی جنگ می‌کردند و اسیر می‌گرفتند، نمی‌شد آن‌ها را یکباره آزاد کرد. به‌مرور از این طریق بازاری به نام بازار برده‌فروشی شکل گرفت و عرضه و تقاضا به وجود آمد.

مدرس نشست «بازار شکرفروشان»، نظام سرمایه‌داری امروز آمریکا را به بت‌پرستی و برده‌داری تشبیه کرد و گفت: سرمایه‌داری آمریکا حاصل دسترنج مردم کوبا و دیگر نقاط دنیا را می‌بلعد و به اسم سرمایه‌داری می‌خورد. عدالت یعنی هرکس با توجه به استحقاق خود، استعدادهایش را شکوفا کند. پیامبران آمدند که این سیستم را به هم بزنند. مشکل ابوجهل و ابوسفیان با پیغمبر(ص) همین بود که می‌گفتند این شخص آمده دارد این برده‌ها را آدم می‌کند.

در پایان این نشست، سیدعلی میرفتاح برای تبرک مجلس، بخش‌هایی از زندگی پیامبر اکرم(ص) را از کتاب «سیره‌النبی» تألیف محمد بن اسحاق همدانی قرائت کرد.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha