جوانانی که در برابر زورگویی و ناجوانمردی دشمن، عزت و شجاعت را انتخاب کردند و در عین بیدفاع بودن پای وطن ایستادند.
آنها سلاح مجهزی برای دفاع از خود در این حمله نابرابر نداشتند. آنها مهمان بودند و گمان میکردند مهمان، ارزش دیگری برای صاحبخانه دارد.
جوانان دنا با تسلیم نشدن مقابل دشمنی که تشنه تصویرسازی و بازی رسانهای است، اجازه ندادند او به هدفش برسد و برای این کار جانشان را وسط گذاشتند.
و چه جانهای عزیزی! جان سربازان برومندی که قرار بود حافظ میهن باشند و در نبردی ناجوانمردانه به قول و قرارشان با وطن رسیدند.
پیکرهای پاک پیچیدهشان در پرچم ایران گواه همین موضوع است و البته آن پیکرهای مطهری که در آبی آبهای بینالمللی ماندند تا درس آزادگی را در نقطهای خارج از مرزها به جا بگذارند.
همانهایی که برای خانوادهشان و کشور آرزوهای زیادی در سر داشتند، اما خودشان زودتر از آنچه فکر میکردند آن را محقق کردند.
شاید ما تصویری از تک تک سربازان در ذهن نداشته باشیم، اما تصویر و تصوری که از آنها در ذهن عموم ساخته شده به همان عزت و سربلندی ایرانیان در برابر زورگویی و ستم برمیگردد؛ مفاهیم انتزاعی که این روزها در جای جای وطن رنگ و معنا میگیرد و متبلور میشود.
این را جوانان ناوشکن دنا به جا گذاشتند، همان گل و نسرینهایی که در راه وطن قدم برداشتند و با کیلومترها فاصله در کنار میهن و مردم ماندند.
اشاره به بیتی از حافظ: یارب این کعبه مقصود تماشاگه کیست/ که مغیلانِ طریقش گل و نسرین مناند
نظر شما