۱۴۰۴.۱۱.۰۹

با اینکه اغتشاشگران در شب نوزدهم دی ماه امسال آتش را به جان مسجد انداختند و هرچه از دستشان بر آمد در آن شب شوم انجام دادند تا در خانه خدا را ببندند اما حالا در میان این همه دوده و سیاهی چراغ مسجد روشن است، صدای اذان از بلندگوی مسجد پخش می شود و صف های نماز برپاست. حالا وقت آن رسیده که مجلس «آتش در گلستان» برگزار شود.

 
به گزارش روابط عمومی حوزه هنری انقلاب اسلامی، تا یک ماه پیش مسجد جعفری محله کوی نصر سالم بود. وقت نماز، صدای اذان از بلندگوهای آن پخش می‌شد. مسجدی که سالهای سال شهید ابراهیم رئیسی پیش نمازش بود. حتی وقتی به عنوان رئیس جمهور منتخب شد و کار اجرایی کشور را به دست گرفت پیش نمازی اینجا را از روند کاری خود خارج نکرد.

بله، مسجد جعفری محله کوی نصر چشم و چراغ محله بود تا اینکه شامگاه نوزدهم دی ماه، داستان دیگری برای آنجا نوشته شد. داستانی از تاریکی و سیاهی جماعتی که کینه آنها از اسلام و دین و کتاب خدا آتش را به جان این مسجد انداختند و اینگونه شد که خانه خدا سوخت، سوخت و سوخت.

حالا حدود یک ماهی از آن قائله شوم و شب کذائی می‌گذرد، دوده و سیاهی همه جا را فرا گرفته اما چراغ اینجا همچنان روشن است. می‌توان گفت این مثال قدیمی شامل حال و احوال این روزهای مسجد جعفری کوی نصراست:«زمستان رفت و رو سیاهی برای زغال ماند».
 با اینکه اغتشاشگران در شب نوزدهم دی ماه امسال آتش را به جان مسجد انداختند و هرچه از دستشان بر آمد در آن شب شوم انجام دادند تا در خانه خدا را ببندند اما حالا در میان این همه دوده و سیاهی چراغ مسجد روشن است، صدای اذان از بلندگوی مسجد پخش می شود و صف های نماز برپاست. حالا وقت آن رسیده که مجلس «آتش در گلستان» برگزار شود.

آتش در گلستان 

چند دقیقه‌ای به اذان مغرب و عشا پنج شنبه ۹ بهمن ماه مانده که به مسجد جعفری محله کوی نصر می‌رسیم.

قدم که به داخل حیاط مسجد که می‌گذارم چشمم به اسکلت چند موتور سیکلت می‌افتد، موتورسیکلت‌هایی که در آتش سوخته‌اند. اما فقط همین چند اسکلت به جامانده از آشوب ۱۹ دی ماه نبود که چشمم به آنها افتاد. 

گلستان در آتش، روایت آتشی که به مسجد ابراهیم افتاد 
از داخل حیاط و پشت شیشه، چشمم به داخل شبستان مردانه مسجد افتاد. هیچ چیز باقی نمانده. همه چیز در آتش خشم دشمنان ایران سوخته است. از منبر و محراب گرفته تا کتاب‌های دعا و قرآن و پرچم عزای سرور و سالار شهیدان و.....

فضا غمگین است، بغض گلویم را می‌فشارد. چه طور ممکن است عده‌ای با خانه خدا این کار را کنند. اما درست در غمگین‌ترین لحظه، وقتی از بلندگوی مسجد صدای اذان پخش شد انگار نور به دلم تابید. ‌نفسی کشیدم و گفتم هیچ قدرت شیطانی نمی‌تواند چراغ خانه خدا را خاموش کند.‌ نماز برگزار شد و حالا نوبت به برگزاری مراسم آتش در گلستان است. 

سلسله‌ نشست‌های «گلستان در آتش» با همکاری حوزه هنری انقلاب اسلامی، ستاد فرهنگی هنری کانون‌های مساجد کشور و مرکز رسیدگی به امور مساجد کشور تدارک دیده شده و قرار است از ۹ بهمن ماه در مساجد آسیب‌دیده از این حوادث برگزار شود.

در جریان اعتراضات اخیر، اقداماتی نظیر آتش‌زدن برخی مساجد به وقوع پیوست؛ اقداماتی که نه‌تنها نسبتی با اعتراضات مردمی نداشت، بلکه به‌عنوان کنش‌هایی مخرب، فضاهای مذهبی و اجتماعی محلات را هدف قرار داد.
این سلسله‌برنامه‌ها با رویکرد فرهنگی - هنری تلاش دارد روایت این رخدادها را از زبان هنر، ادبیات و خاطره بازگو کند و به بازنمایی آسیب‌های واردشده به این اماکن بپردازد.

در این مجالس، برنامه‌هایی متنوع از جمله شعرخوانی، نقالی، اجرای سرود، روایت و خاطره‌گویی و همچنین رونمایی از آثار نمایشگاهی و تجسمی مرتبط با موضوع برگزار خواهد شد. استفاده از قالب‌های مختلف هنری، از جمله اهداف این برنامه برای ایجاد ارتباط مؤثر با مخاطبان و ثبت روایت‌های اجتماعی این وقایع عنوان شده است.

یک مجلس متفاوت

طبقه دوم مسجد جعفری محله کوی نصر، شبستان بانوان است، کامل در آتش سوخته است و همه جا ردپای شعله‌های آتش دیده می‌شود. کم کم جمعیت از راه می‌رسند. بچه‌های حوزه هنری از چند روز قبل کار را در مسجد جعفری آغاز کرده‌اند.‌ با همان وسایل سوخته و به جامانده از آتشسوزی آن شب شوم دکور را سرپا کردند.‌

گلستان در آتش، روایت آتشی که به مسجد ابراهیم افتاد 

این مجلس متفاوت است، نه خبری از زرق و برق همایش‌ها و کنفرانس‌های خبری و برنامه‌های آنچنانی و نه از میز پذیرایی. اینجا همه چیز ساده است، حتی صندلی‌هایی که برای میهمانان گذاشته‌اند از همان صندلی‌هایی است که از آتش جان سالم به در برده است .‌

درمیان همه وسایل سوخته شده چشمم به قرآنی می‌افتاد که گوشه‌ای گذاشته‌اند. دورتادور قرآن سوخته اما حتی یک برگ از آن آتش نگرفته است. تسبیح‌های سوخته، مهرهای دوده گرفته و.... 

پس از تلاوت چند آیه از قرآن کریم و پخش سرود ملی مجری برنامه مرتضی پرنیان پشت میکروفن قرار گرفت و پس از سلام و خوشامدگویی از حجت‌الاسلام حسینی پیش نماز مسجد جعفری دعوت کرد تا چند کلامی برایمان صحبت کند.

روایت آن شب هولناک 

حاج آقای حسینی که پشت میکروفن قرار گرفت و بعد از گفتن چند جمله، روایت شب حادثه را اینگونه بازگو کرد. 
ساعت ۸ و یک دقیقه شب اغتشاشگران به مسجد نزدیک شدند، ابتدا طاق نصرت و بنری که عکس۴۵ شهید کوی نصر روی آن نقش بسته بود را آتش زدند. سپس با تخریب در مسجد، از چند جهت وارد شدند.

گلستان در آتش، روایت آتشی که به مسجد ابراهیم افتاد 

او در ادامه گفت: دو موتورسیکلت که داخل حیاط قرار داشت را آتش زدند و موتورسیکلت بعدی را به داخل مسجد آورده و متاسفانه آن را با هرچه قرآن و کتاب دعا در آنجا بود به آتش کشیدند. بعد هم به شبستان بانوان و پایگاه بسیج حمله کردند و دو جا را آتش زدند و تخریب کردند. 

به یاد شهید جمهور

در میان  حرف‌های پیش نماز مسجد، سخن از ابراهیم رئیسی می‌شود، شهید جمهور کشورمان. به گفته حاج آقا حسینی، شهید رئیسی ۲۳ سال  پیش نماز این مسجد بود. حتی وقتی رئیس جمهور هم شد در ماه، خود را برای پیش نمازی می‌رساند. وقتی حاج آقا حسینی درباره شهید رئیسی صحبت می‌کرد، چشمم به قاب عکسی افتاد که چهره او در آن نقش بسته بود. با همان صورت آرام و لبخندی که همیشه به لب داشت. قاب عکسی که در میان آن همه شعله‌های آتش سالم مانده بود و حالا در این مراسم در گوشه‌ای جا خوش کرده بود.

نخستین مراسم «گلستان در آتش» در مسجد جعفری کوی نصر پس از صحبت‌های حاج آقای حسینی با شعرخوانی میثم اکبری، علی اکبر فرهنگیان، علی محمد مودب و همچنین اجرای سرود توسط گروه احسان ادامه پیدا کرد. 

اجرای مرشد محسن میرزاعلی در آخرین لحظات برنامه و خواندن او از شهید دشت کربلا و حضرت زینب (س) و حضرت علی اکبر(ع) دل همه عاشقان اهل بیت را روانه کربلا و شام کرد . 

به این ترتیب، اولین مجلس از برنامه «آتش در گلستان» در مسجد جعفری کوی نصر به کار خود پایان داد اما ما هنوز فراموش نکرده‌ایم که دشمنان ایران و اسلام برای رسیدن به خواسته‌های شوم خود دست به هر جنایتی زدند و حتی از به آتش کشیدن خانه خدا خوشحالی کردند.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha