در کشتی مقام سومی تهران را به دست آورد، اما وقت کشتی گرفتن، اولین شعرش را سرود و گفت «در تمام روزگار، زیر باید گرفت» و همین یک مصراع او را از کشتی انداخت و شعر و شور و شعور و کلمه دست او را گرفت، بلند کرد و به وادی شعر و شاعری آورد و «گنجشک و جبرئیل»، «برادهها»، «در ملکوت سکوت» تنها بخشی از ارمغان ورودش به این عرصه بود.