۱۴۰۵.۰۸.۱۴

مدرس سلسله‌نشست‌های «بازار شکرفروشان»، گفت: نمرود حق را فهمید، اما نفسش اجازه نداد به دین ابراهیم ایمان بیاورد. ما نیز در درون خود نمرودی داریم؛ گاهی حقیقت را می‌دانیم، اما چون پذیرش آن به ضرر منافعمان است، نمرود درونمان اجازه نمی‌دهد آن را بپذیریم.

به گزارش روابط عمومی حوزه هنری انقلاب اسلامی، سی‌وهشتمین نشست از سلسله‌نشست‌های «بازار شکرفروشان» با موضوع «بازخوانی قصه‌های پیامبران در متون کهن فارسی» و با حضور سیدعلی میرفتاح، عصر چهارشنبه ۱۳ آبان‌ماه ۱۴۰۵ در سالن سلمان هراتی حوزه هنری انقلاب اسلامی برگزار شد.

میرفتاح در ابتدای این نشست با اشاره به برخی دیدگاه‌ها درباره ارتباط میان حضرت ابراهیم (ع) و زرتشت گفت: برخی کارشناسان معتقدند ممکن است حضرت ابراهیم و زرتشت یک نفر باشند. یکی از دلایل طرح این دیدگاه، شباهت ماجرای به آتش افکندن حضرت ابراهیم با روایت‌هایی است که درباره زرتشت نقل شده است.

او با بیان اینکه شناخت ایرانیان از زرتشت چندان گسترده نیست، اظهار کرد: زرتشت نیز در شمار پیامبران موحد قرار داشته و یکی از افتخارات ما ایرانیان این است که همواره در فرهنگ دینی خود با مفهوم یکتاپرستی آشنا بوده‌ایم.

این پژوهشگر در ادامه با اشاره به ماجرای جمع‌آوری هیزم به فرمان نمرود و افکندن حضرت ابراهیم (ع) در آتش، به ماندگاری نام این پیامبر در میان ادیان ابراهیمی پرداخت و گفت: ما در واقع اطلاعات چندانی از حضرت ابراهیم نداریم، اما نیرویی در جهان وجود دارد که اجازه نمی‌دهد نام او به فراموشی سپرده شود. مسلمانان، مسیحیان و یهودیان همگی حضرت ابراهیم را از آن خود می‌دانند و هر یک بر انتساب او به سنت دینی خود تأکید دارند.

میرفتاح با مقایسه ماندگاری نام پیامبران و پادشاهان افزود: نام بسیاری از پادشاهان به فراموشی سپرده می‌شود؛ پادشاهانی که حتی برای ماندگار کردن نام خود سکه ضرب می‌کردند، اما نام پیامبران همچنان در حافظه تاریخی بشر باقی مانده است. این ماندگاری را باید در پیوند و دوستی آنان با خداوند جست‌وجو کرد.

نمرود حق را فهمید، اما نفسش اجازه نداد به دین ابراهیم ایمان بیاورد

او در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به ماجرای گلستان شدن آتش برای حضرت ابراهیم (ع)، به ویژگی‌های شگفت‌انگیز این مخلوق اشاره کرد و گفت: آتش یکی از اعجاب‌انگیزترین مخلوقات خداوند است. آتش در ظرف نمی‌گنجد و حرکت‌های منحنی و پیچان آن، شباهت‌هایی به گل و درخت دارد.

این نویسنده با اشاره به اثر مشهور محمود فرشچیان درباره حضرت ابراهیم (ع) ادامه داد: در نقاشی «ابراهیم در گلستان» اثر محمود فرشچیان نیز این ویژگی به‌خوبی به تصویر کشیده شده است.

میرفتاح در ادامه با بیان اینکه نمرود حقیقت را دریافت، اما به دلیل غلبه نفس حاضر به پذیرش آن نشد، این روایت را به وضعیت درونی انسان تعمیم داد و اظهار کرد: نمرود حق را فهمید، اما نفسش اجازه نداد به دین ابراهیم ایمان بیاورد. ما نیز در درون خود نمرودی داریم؛ گاهی حقیقت را می‌دانیم، اما چون پذیرش آن به ضرر منافعمان است، نمرود درونمان اجازه نمی‌دهد آن را بپذیریم.

او افزود: در وجود ما همواره میان ابراهیم و نمرود کشمکشی برقرار است؛ تقابلی میان حقیقت‌طلبی و نفس‌پرستی. امیدواریم ابراهیم درون ما پیروز این میدان باشد.

این پژوهشگر در بخش دیگری از نشست، به شخصیت حضرت لوط (ع)، برادرزاده حضرت ابراهیم (ع)، پرداخت و درباره نام و ریشه برخی واژگان مرتبط با این شخصیت گفت: لوط نام یکی از پیامبران الهی است. در برخی توضیحات ریشه‌شناختی، نام این پیامبر با مفاهیمی در زبان عبری از جمله پوشش و حجاب مرتبط دانسته شده است.

نمرود حق را فهمید، اما نفسش اجازه نداد به دین ابراهیم ایمان بیاورد

او همچنین با اشاره به کاربرد واژه لواط در زبان فارسی و ارتباط آن با نام قوم لوط اظهار کرد: نام این عمل از انتساب آن به قوم لوط گرفته شده است. ریشه این واژه را نیز با «لاط» مرتبط دانسته‌اند؛ واژه‌ای که در توضیح آن به معنای پیوستن و چسبیدن اشاره می‌شود و واژه‌هایی مانند «ملاط» نیز از همین خانواده معرفی شده‌اند.

میرفتاح در ادامه با اشاره به اینکه گاهی اقوام به نام رهبران و پیامبرانشان شناخته می‌شوند، گفت: ما در مواردی اقوام را با نام رهبرانشان می‌شناسیم؛ مانند قوم موسی و قوم عیسی، در حالی که لزوماً رفتار و ویژگی‌های آن اقوام با شخصیت و منش پیامبرانشان یکسان نبوده است.

او سپس با طرح دیدگاه خود درباره تحولات اخلاقی جوامع معاصر، اظهار کرد: ما در روزگاری زندگی می‌کنیم که بسیاری از امور مباح و عادی تلقی می‌شوند و قبح برخی رفتارهای ناپسند در نگاه عمومی از میان رفته است. البته هنوز وضعیت در جامعه ما و برخی جوامع سنتی بهتر است، اما در برخی جوامع مدرن و غربی، این رفتارها به رسمیت شناخته می‌شوند.

این نویسنده و روزنامه‌نگار، در بخش پایانی صحبت‌های خود با اشاره به موضوع خانواده، پیوند میان زن و مرد و تداوم نسل، این مسئله را واجد دو بُعد اخلاقی و تمدنی دانست و گفت: این رفتارها از منظر دیدگاه مطرح‌شده، با طبیعت انسان در تعارض قرار دارند؛ چراکه طبیعت، زن و مرد را به سوی پیوند و تشکیل خانواده سوق می‌دهد تا از این طریق تولیدمثل و تداوم نسل امکان‌پذیر شود و حیات جوامع ادامه پیدا کند.

او با اشاره به اهمیت تداوم نسل در روند تحولات تاریخی و تمدنی افزود: حتی از منظر تکامل داروینی نیز تولیدمثل و انتقال نسل از ارکان اساسی تداوم حیات است. بنابراین، هر عاملی که این چرخه را مختل کند، می‌تواند از منظر تمدنی نیز محل بحث و تأمل باشد.

میرفتاح در پایان تأکید کرد که موضوع مطرح‌شده را باید از دو منظر اخلاقی و تمدنی مورد بررسی قرار داد؛ چراکه مسئله تنها به یک رفتار فردی محدود نمی‌شود و می‌تواند با مباحث گسترده‌تری درباره خانواده، جامعه و آینده تمدن ارتباط پیدا کند.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha