به گزارش روابط عمومی حوزه هنری انقلاب اسلامی به نقل از خبرگزاری آنا، کتاب «فرشتهای که بالهایش را سوزاند» نوشته لیلا احمدزاده توفیقی، مجموعهای از ۱۵ داستان کوتاه است که نیمی از آنها در فضای جنگ و دفاع مقدس روایت میشوند و نیم دیگر به موضوعات متنوع اجتماعی و انسانی میپردازند. وجه مشترک این داستانها، تمرکز بر احساسات درونی انسان و تجربههایی همچون عشق، سوگ، فقدان و تنهایی است.
به بهانه انتشار این کتاب با این نویسنده درباره شکلگیری مجموعه «فرشتهای که بالهایش را سوزاند»، تجربه او در داستاننویسی و همچنین آثار آیندهاش به گفتوگو پرداختیم.
لیلا احمدزاده توفیقی در ابتدا درباره شکلگیری این مجموعه، گفت: کتاب «فرشتهای که بالهایش را سوزاند» مجموعهای از ۱۵ داستان کوتاه است که نیمی از داستانها در فضا و اتمسفر جنگ اتفاق میافتند و نیم دیگر موضوعات متفاوت و متنوعی دارند. نمیشود گفت این داستانها در یک بازه زمانی کوتاه یا مشخص نوشته شدهاند؛ بلکه میتوان گفت این مجموعه گلچینی از بهترین داستانهای کوتاهی است که در طول دو سال اخیر نوشتهام و در نهایت این ۱۵ داستان را انتخاب و در قالب این مجموعه منتشر کردم.
او درباره مسیر ورودش به داستان کوتاه ادامه میدهد: از اواخر سال ۱۴۰۱ شاگرد راضیه تجار بودهام و هنوز هم هستم. پیش از ورود به کلاسهای خانم تجار رمان مینوشتم، اما بعد از آشنایی با ایشان به سمت داستان کوتاه رفتم و بیشتر داستان کوتاه نوشتم. میتوان گفت تمام داستانهای این مجموعه زیر نظر ایشان نوشته شدهاند.
این نویسنده درباره انتخاب داستانهای مجموعه و میزان علاقهاش به هر یک از آنها عنوان کرد: اگر بخواهم بگویم کدام داستان کوتاه را بیشتر از همه دوست دارم، احساس میکنم در حق بقیه داستانها اجحاف میشود؛ چون داستانها فضاها و شخصیتهای متنوع و متفاوتی دارند.
احمدزاده توفیقی در ادامه، افزود: داستانها را به شکلی انتخاب و در این مجموعه قرار دادم که هر مخاطبی، با هر سن و سال و هر سلیقهای، اگر مجموعه را بخواند، حداقل یکی از داستانها را بپسندد و دوست داشته باشد. در بازخوردهایی که از مخاطبان گرفتم، این موضوع را احساس کردم. در مجموعه قبلی، مخاطبان بیشتر از دو داستان نام میبردند، اما در این مجموعه جدید، تقریباً هر مخاطبی که داستانها را خوانده، از یکی از آنها نام برده است. فکر میکنم این نشان میدهد که تقریباً به هدفی که داشتم، رسیدهام.

یکی از ویژگیهای داستانهای این مجموعه، تنوع در شخصیتپردازی و زاویه دید است. احمدزاده توفیقی درباره تجربه نوشتن از زبان شخصیتهای زن و مرد میگوید: پیش از اینکه داستان کوتاه بنویسم، این تجربه را داشتم که بهعنوان یک خانم، داستان را از زبان یک آقا روایت کنم. در رمانهایی که نوشتهام، یک رمان بهطور کامل از زبان یک خانم روایت میشد و در رمان دیگری حدود ۳۰۰ صفحه از داستان از زبان یک آقا روایت میشد. سالها این کار را تمرین کردم تا بتوانم از زبان هر دو جنسیت بنویسم.
او این توانایی را حاصل توجه و دقت به رفتار انسانها دانست و اظهار کرد: فکر میکنم این حاصل دقت عمیقی است که نسبت به آدمها دارم. همیشه تلاش میکنم در جامعه، مترو و تاکسی به جزئیات رفتاری اطرافیانم دقت کنم. تلاشم این بوده که به شخصیت یک مرد نزدیک شوم و آن را بنویسم.
این نویسنده با اشاره به داستانهای مرتبط با دفاع مقدس، مطرح کرد: در این مجموعه این آثار صرفاً درباره جنگ نیستند. حتی در داستانهای دفاع مقدس این مجموعه، داستان صرفاً درباره جنگ نیست. میشود گفت تمام داستانها روایت احساسات درونی انسانها هستند؛ این احساس میتواند سوگ، فقدان، عشق یا تنهایی باشد. این نخ تسبیح در همه داستانها وجود دارد، اما تلاش کردم داستانها موضوعات متنوعی داشته باشند تا بتوانند مخاطبان متنوعی را جذب کنند.
احمدزاده توفیقی درباره نسبت میان زندگی شخصی نویسنده و جهان داستانی او نیز مطرح کرد: نمیشود گفت داستانها کاملاً از نویسنده جدا هستند. مطمئناً یک نویسنده تا یک احساس را با پوست و گوشت و استخوان خودش درک نکرده باشد، نمیتواند آن را باورپذیر بنویسد.
او در ادامه عنوان کرد: آن اتفاقات تلخ داستانها را شاید نه به آن وسعت، اما آن احساسات را تجربه کردهام و طعم آن لحظات شیرین و شاد را چشیدهام که توانستهام آنها را بنویسم. اما شخصیتها و اتفاقات عمدتاً زاییده خیال هستند.
این نویسنده همچنین درباره آثار آینده خود نیز گفت: کتاب دیگری به نام «راه و ریحان» دارم که یک رمان است و در دست چاپ قرار دارد و انشاءالله در ابتدای سال آینده منتشر میشود. یک رمان نوجوان نیز با عنوان «چتر کاغذی» دارم که از سوی نشر مهرک منتشر خواهد شد و آن هم تا چند ماه آینده به چاپ میرسد.
احمدزاده توفیقی در پایان، عنوان کرد: امیدوارم فرصتی به وجود بیاید تا بتوانم داستانهای کوتاهم را در عرصه بینالمللی و با ترجمه ببینم؛ زیرا معتقدم داستانهایی با این موضوعات درونی، درباره تنهایی، سوگ و فقدان، زبان مشترکی دارند و انسانها در هر جای دنیا که باشند میتوانند آن را درک کنند. زبان تنهایی در همه جای دنیا مشترک است و این تنها آرزویی است که برای این کتاب دارم.
نظر شما