۱۴۰۵.۰۶.۱۸

سیدعلی میرفتاح در سی‌امین جلسه از سلسله‌نشست‌های «بازار شکرفروشان» گفت: در خداشناسی هیچ آیه‌ای بزرگتر از فصل‌ها و شب‌ها نیست و ما در روزگاری بسر می‌بریم که شب از معنای حقیقی خود دور شده است.

به گزارش روابط عمومی حوزه هنری انقلاب اسلامی، سی‌امین جلسه از سلسله‌نشست‌های «بازار شکرفروشان»، عصر چهارشنبه ۱۸ شهریورماه ۱۴۰۵، با موضوع «بازخوانی قصه‌های پیامبران در متون کهن فارسی» و با حضور سیدعلی میرفتاح در سالن سلمان هراتی حوزهٔ هنری برگزار شد.

سیدعلی میرفتاح در این جلسه اظهار کرد: دو چیز در عالم خیلی عجیب است یکی «باد» است که به چشم دیده نمی‌شود ولی وقتی به چیزی می‌خورد هویتش تغییر می‌کند، برای مثال اگر به برگ درخت برخورد  کند آن را به رقص در می‌آورد، اگر به کتاب بوزد، آن را ورق می‌زند و اگر به دیوار بوزد هیچ اتفاقی نمی‌افتد.

این پژوهشگر عنوان کرد: برخی عرفا می‌گویند باد بلاتشبیه از خیلی جهات، خداوند است چراکه وقتی خداوند بر چیزی بوزد، آن چیز عکس‌العمل نشان می‌دهد و وقتی خداوند بر ما بوزد این ما هستیم که خودمان را نشان می‌دهیم و همچون درخت برگ‌هایمان تکان خواهد خورد و به اهتزاز در می‌آید یا همچون سنگ، خواهیم بود. البته منظور از باد نسیم است.

او در بخش دیگری از سخنانش یادآور شد که خداوند بر همه یکسان می‌وزد و این ما هستیم که نشان می‌دهیم همچون درخت هستیم یا سنگ.

میرفتاح ادامه داد: دومین چیز عجیب در عالم «بو» است. کلمه عرفان به معنای شناخت است و گفته می‌شود عارف به معنای شناسا است ولی برخی گفته‌اند عرفان و عارف یک ریشه دیگری هم می‌تواند داشته باشد که آن هم به معنای بو است. بو در همه افراد یکسان نیست و ممکن است در افراد شدت و ضعف داشته باشد اما گاه آدم را راهنمایی می‌کند. بر همین اساس برای خداباور شدن و ایمان آوردن استدلال علمی و عقلی نیاز نیست و تنها کافی است در مسیر نسیم الهی قرار بگیریم و بوی خداوند را درک کنیم.

او تاکید کرد: در خداشناسی هیچ آیه‌ای بزرگتر از فصل‌ها و شب‌ها نیست و ما در روزگاری بسر می‌بریم که شب از معنای حقیقی خود دور شده چون با ورود الکتریسیته، شب‌ها همچون روزها شده و ما همواره پای تلویزیون هستیم و از بلندی و زیبایی شب محروم شده‌ایم.

او ادامه داد: شب در زمان شاعران گذشته معنای دیگری داشته و اگر اتفاقی در جهان رخ داده در سکوت و خلوت شب بوده به طوریکه مولانا در شعرش می‌گوید: «چند شب‌ها خواب را گشتی اسیر/ یک شبی بیدار شو، دولت بگیر.»

سیدعلی میرفتاح در ادامه این جلسه به ماجرای قوم عاد و خودبزرگ‌بینی آنان اشاره کرد.

او ادامه داد: آنان وقتی حمله می‌کردند همچون جباران هجوم می‌آوردند یعنی رحم و شفقتی نداشتند. ادعای مالکیت آنان بر تنگه هرمز هم از سر همین خودبزرگ‌بینی است و طوری رفتار می‌کنند که گویا هرگز نخواهند مرد.

این پژوهشگر و نویسنده همچنین تفاخر و خودنمایی را از دیگر ویژگی قوم عاد دانست و سپس در قالب داستان‌های مجزا به این ویژگی آنان اشاره کرد.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha