۱۴۰۵.۰۶.۰۴

سیدعلی میرفتاح، در سلسله‌نشست‌های «بازار شکرفروشان» گفت: هیچ چیز شیرین‌تر از قصه انبیاء نیست. من حسرت می‌خورم که چرا از کودکی این داستان‌ها را نخواندم. اگر فرزند کوچکی دارید، این قصه‌ها را برای او بخوانید.

به گزارش روابط‌ عمومی حوزه هنری انقلاب اسلامی، بیست‌وهشتمین جلسه از سلسله‌نشست‌های «بازار شکرفروشان» با موضوع «بازخوانی قصه‌های پیامبران در متون کهن فارسی»، عصر چهارشنبه ۴ شهریورماه ۱۴۰۵ با حضور سیدعلی میرفتاح در سالن سلمان هراتی حوزه هنری برگزار شد. در این نشست، سیدعلی میرفتاح به بازخوانی روایت‌های مربوط به پیامبران در متون کهن فارسی پرداخت و با اشاره به جذابیت و آموزندگی قصه‌های انبیا، بر ضرورت آشنایی کودکان و نوجوانان با این روایت‌ها تأکید کرد.

میرفتاح در ابتدای سخنان خود با بیان اینکه هیچ چیزی شیرین‌تر از خواندن قصه انبیا نیست، گفت: من حسرت می‌خورم که چرا از کودکی این داستان‌ها را نخواندم. اگر فرزند کوچکی دارید، این قصه‌ها را برای او بخوانید.

او در ادامه، افزود: گفته می‌شود بهتر است پیش از آنکه دوره متوسطه کودکان به پایان برسد، یک دور قرآن را خوانده باشند و در کنار آن، دو کتاب اصلی از شاعران بزرگی همچون سعدی، حافظ و مولوی را نیز بخوانند. کودکان استعداد و ظرفیت خواندن این آثار را دارند؛ همان‌طور که در این سن می‌توانند ساز زدن و زبان آموختن را نیز فرا بگیرند.

میرفتاح در ادامه به روایت قوم عاد و ثمود پرداخت و اظهار کرد: در داستان انبیا به قوم عاد و ثمود رسیده‌ایم؛ درباره این دو قوم و پیامبرانشان اطلاعات چندانی در دست نداریم و بخش زیادی از اطلاعاتی که درباره آنها نقل شده، متأثر از گزارش‌های یهودی است. در قرآن کریم نیز اشاراتی به این دو قوم وجود دارد، اما جزئیات گسترده‌ای درباره آنها ارائه نشده است.

او با اشاره به نسبت میان قوم عاد و ثمود گفت: قوم عاد و قوم ثمود، به یک اعتبار به یکدیگر مرتبط هستند و ظاهراً بنی‌اعمام بوده‌اند. هر دو از فرزندان سام به شمار می‌رفتند و به نوعی پسرعمو محسوب می‌شدند، هرچند میان دوره زندگی آنها فاصله‌ای حدود ۲۰۰ ساله وجود داشته است.

قصه پیامبران؛ شیرین‌ترین روایت‌ها برای کودکان

این نویسنده و روزنامه‌نگار با اشاره به ویژگی‌های این اقوام بیان کرد: آنچه در قرآن درباره آنها می‌خوانیم، پرسش‌هایی را ایجاد می‌کند و دقیقاً نمی‌دانیم چه چیزی موجب خشم خداوند نسبت به آنها شده است. این اقوام انسان‌هایی درشت‌هیکل و قدرتمند بودند و قرآن کریم در مواردی به این موضوع اشاره می‌کند که انسان نباید به قدرت و توانایی خود مغرور شود؛ چراکه پیش از او انسان‌هایی قدرتمندتر نیز زندگی کرده‌اند و از میان رفته‌اند.

میرفتاح با تأکید بر ناپایداری زندگی انسان گفت: ما تصور می‌کنیم آسمان شکافته شده و ما گل سرسبد آفرینش هستیم و از همه نسل‌های پیش از خود بهتر هستیم؛ در حالی که قرآن به ما یادآوری می‌کند که پیشینیان بسیار قدرتمندتر از ما بوده‌اند، اما نابود شده‌اند و ما نیز از بین خواهیم رفت.

او افزود: دنیا به آنها وفا نکرده است و یقیناً به ما نیز وفا نخواهد کرد. یکی از معانی «خلیفه» نیز همین است؛ یعنی انسان‌ها جایگزین یکدیگر می‌شوند. گروهی می‌روند و گروهی دیگر می‌آیند و هیچ‌کس در این دنیا ماندگار و جاودانه نیست.

میرفتاح در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به نگاه قرآن به اقوام مختلف اظهار کرد: خداوند در قرآن از فضیلت قوم یهود در دوره‌ای سخن گفته است، اما با هیچ‌کس عقد اخوت نبسته است. حتی برخی از آنان تصور می‌کردند که هرگز وارد جهنم نمی‌شوند و اگر هم وارد شوند، پس از مدتی پاک شده و به بهشت خواهند رفت.

او ادامه داد: به یک اعتبار، ما مسلمانان نیز عزیزکرده خدا نیستیم و اگر اشتباه کنیم، مورد توبیخ قرار خواهیم گرفت. آنچه از انسان خواسته می‌شود، عمل خیر و رفتار درست است و صرف تعلق داشتن به یک قوم یا دین، موجب مصونیت انسان از پیامد اعمالش نمی‌شود.

میرفتاح در ادامه با اشاره به حضرت هود(ع) به عنوان پیامبر قوم عاد گفت: حضرت هود پیامبر قوم عاد است. در این دوره تاریخی، تعداد زیادی از پیامبران در دوره‌های نزدیک به یکدیگر زندگی می‌کردند.

او افزود: در گذشته گاهی اقوام را با نام پادشاهانشان می‌شناختند و به همین دلیل، برخی نام‌های عاد و ثمود را نیز به پادشاهان این اقوام نسبت داده‌اند.

قصه پیامبران؛ شیرین‌ترین روایت‌ها برای کودکان

میرفتاح در ادامه سخنان خود به ویژگی‌های قوم عاد و ساخت‌وسازهای آنان اشاره کرد و گفت: قوم عاد خانه‌های بلند و بزرگی می‌ساختند و از جایی به بعد، این ساخت‌وسازها دیگر صرفاً برای رفع نیاز نبود، بلکه به نوعی بازی و نمایش تبدیل شده بود؛ به‌گونه‌ای که خانه روی خانه می‌ساختند.

او با اشاره به روایتی درباره یکی از همسران پیامبر ادامه داد: در روایتی آمده است که یکی از همسران پیامبر خانه‌ای از خشت خام ساخت و پیامبر او را ملامت کرد و گفت این دنیا و عمر کوتاه ما ارزش آن را ندارد که چنین میزان از وقت و توان انسان صرف ساختن خانه شود.

میرفتاح گفت: این روایت من را به یاد وضعیت امروز خودمان انداخت. لحن قرآن نیز در مواردی به گونه‌ای است که گویا خداوند دوست ندارد انسان‌ها تمام همت خود را صرف ساختن و افزودن بر خانه‌ها و بناهای خود کنند و زندگی را در تجملات و ساخت‌وسازهای بی‌پایان خلاصه کنند.

این نویسنده در بخش دیگری از سخنان خود به جایگاه قصه‌های پیامبران در هنر ادیان ابراهیمی اشاره کرد و گفت: در دین مسیحیت و یهودیت، هنر نقش زیادی دارد و داستان پیامبران بارها در آثار هنری بازتاب پیدا کرده است.

او با اشاره به آثار میکل‌آنژ، گفت: میکل‌آنژ دو مجسمه معروف با موضوع حضرت داوود و حضرت موسی ساخته است. در مجسمه حضرت موسی، او دو شاخ دارد و درباره علت وجود این شاخ‌ها بحث‌های زیادی صورت گرفته است.

قصه پیامبران؛ شیرین‌ترین روایت‌ها برای کودکان

میرفتاح در ادامه، بیان کرد: برخی گفته‌اند این شاخ‌ها می‌تواند با یکی از نمادهای ذوالقرنین ارتباط داشته باشد و برخی دیگر آن را نشانه نوری دانسته‌اند که از سر حضرت موسی(ع) ساطع می‌شده است.

او با اشاره به مفهوم «فرّ ایزدی» در فرهنگ ایرانی گفت: چیزی که ما از آن با عنوان «فرّ ایزدی» یاد می‌کنیم، نوعی درخشش و نور است که نمی‌توانیم به‌راحتی آن را توضیح دهیم. ظاهراً پیامبران نیز چنین نوری داشته‌اند و درباره پیامبر اسلام(ص) نیز روایت‌هایی در این زمینه وجود دارد. بر اساس برخی روایت‌ها، پیش از تولد پیامبر اسلام(ص)، این نور در پیشانی حضرت عبدالله، پدر ایشان، قرار داشته است.

میرفتاح در پایان با تأکید بر ظرفیت بالای داستان‌های پیامبران برای انتقال مفاهیم اخلاقی و انسانی، بر اهمیت بازخوانی این روایت‌ها برای نسل جدید و آشنایی کودکان و نوجوانان با متون دینی و ادبی کهن تأکید کرد.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha