به گزارش روابط عمومی حوزه هنری انقلاب اسلامی، ساجده ابراهیمی در بخش نخست کارگاه روایتنویسی ویژه آیین وداع با قائد امت از نحوه جستارنویسی یک رویداد بزرگ گفت.
او در بخش نخست سخنانش تجربیات و مشاهدات مشترک افراد حاضر در رویدادی چون میزان جمعیت در آیین وداع را مطرح کرد و در ادامه به آنچه روایتها را متمایز از یکدیگر میکند پرداخت.
ابراهیمی در بخشی از این کارگاه اظهار کرد: درک اتفاقی که بر ما گذشته و آنچه ما را حساس کرده و اینکه چه رنجی به واسطه این واقعه به ما تحمیل کرده از مواردی است که در جستارنویسی مدنظر قرار میگیرد. ضمن اینکه جستار از دل تجربه بیرن میآید و قرار نیست خاطره خود را از تشییع بگوییم بلکه قرار است به تجربهای برسیم که با احساس خشم، غم، ناراحتی و رنج یا سوگ همراه است.
او ادامه داد: در این جستار میتوان به این نکته پرداخت که چطور سوگ فردی به سوگ جمعی تبدیل شده و ما با هم میگرییم. در این جستار باید احساس واقعی از حضور در آیین وداع بیرون آورده شود و تبدیل به هویت من شود.
مدرس کارگاه روایتنویسی ویژهٔ آیین وداع با قائد امت، ضرورت استفاده از تشبیهات را مطرح کرد و تاکید کرد که در این روایت توصیف و تشریح از احساس باید داشته باشیم. در جستارنویسی همچنین قرار نیست از همه چیز بنویسیم یا نسبت به همه چیز احساس داشته باشیم بنابراین صرفا آنچه را که میبینیم میگوییم. ما باید بگوییم که چه احساسی از این تجربه داریم و نسبت ما با این مراسم و افراد شرکتکننده در آن چیست.
وی ادامه داد: مسئله جستار امری شخصی است که با چیزهای دیگری پیوند خورده و گسترش مییابد.
ابراهیمی همچنین از نیاز به انتخاب واقعه محوری و بهرهگیری از یک شعار یا چند فرد و مشاهده یک واقعه بیرونی و پرداختن به یک اتفاق از ابعاد مختلف سخن گفت.
او نکته مهم دیگر در جستارنویسی را صحنهپردازی دانست و به اهمیت توصیف و شریک کردن افراد در تجربیات خود پرداخت.
در بخش دیگر این کارگاه، مجید مالکی که به عنوان دیگر مدرس حضور یافته بود گفت: اینکه من چه کسی هستم، تشییع چیست، من اینجا چه کاری انجام میدهم، چرا این آیین الان برگزار شده، فضای سیاسی کشور چیست یا اینکه مردم چه نسبتی با تشییع دارند، در متن اثرگذار است پس باید اول خلوتی با خود داشته باشیم تا به نسبت خود با آن مراسم دست یابیم. برای این امر دو کار میتوان کرد که یکی این است که من روایت حضور خود را در خیابان بنویسم و از مشاهدات و حال و هوایم بگویم یا اینکه من به عنوان یک نفر از هزاران نفر حاضر در یک موقعیت تاریخی راوی آن رخداد شوم که البته ترجیح من دومی یعنی روایتگر ماجرا و اتفاق تاریخی بودن است.
او ادامه داد: من در این روایت باید قصههای این ماجرا را کشف کنم و از خود فاصله بگیرم و میدان واقعیت را خوب ببینم. در چنین روایتی باید میدان را عمیق ببینیم و با دستهبندی آن به تفاوت آدمها بپردازیم. کشف قصه گام بعدی است و میتوان اتفاقات و توصیفات را گزارش داد و اتفاقی که یکباره یک تعادل را بر هم میزند را واکاوی کرد.

مالکی عنوان کرد: در مشاهده باید موقعیت و فضا را دستهبندی و تحلیل کرد و به فعالیتها، تیپ افراد، پلاکاردها یا شعارها پرداخت. اینکه جمعیت چند میلیونی قرار است چطور خودشان را به تهران برسانند، کجا اسکان یابند یا سازماندهی شوند و غذایشان تامین شود از جمله مواردی است که میتوان به آن پرداخت.
مدرس کارگاه روایتنویسی ویژهٔ آیین وداع با قائد امت در بخش پایانی سخنانش موارد عملیاتی برای روایتنویسی را مطرح کرد و گفت: نزدیک بودن به پیکر امتیاز نیست و باید جایی رفت که بهتر مشاهده کنیم مثل جای مرتفعی که زاویه خوبی برای دیدن وقایع به ما دهد.
نظر شما