به گزارش روابط عمومی حوزه هنری انقلاب اسلامی، آیین رونمایی از دو کتاب «جنگ در الرشید» و «صنم»، تازهترین آثار دفتر هنر و ادبیات اسارت حوزه هنری، سهشنبه ۹ تیرماه ۱۴۰۵ در سالن استاد صفارزاده و با حضور نویسندگان، آزادگان و جمعی از علاقهمندان برگزار شد.
کتاب «جنگ در الرشید» خاطرات ۱۰ سال اسارت سرهنگ محمدحسن حسنشاهی را روایت میکند و کتاب «صنم» نیز به خاطرات ستوانسوم سیدمحمدرضا تدین نبوی اختصاص دارد.

در ابتدای این مراسم، ساسان ناطق، مدیر دفتر هنر و ادبیات اسارت حوزه هنری، با اشاره به شهادت رهبر انقلاب اسلامی ایران و جنگ رمضان، گفت: دفتر هنر و ادبیات اسارت، به زعم من، هنوز دفتری جوان است و تاکنون تنها هفت عنوان کتاب منتشر کرده است. باور ما این است که نباید به دنبال انبوهسازی باشیم؛ بلکه باید الگو بسازیم تا آثار باکیفیتتری به دست مخاطبان برسد.
ناطق ادامه داد: آزادگان انسانهایی صبور و کمحرف هستند. ما تلاش کردهایم سکوت آنان را به کلمه تبدیل کنیم؛ کلماتی که در قالب کتابهایی ماندگار به مخاطبان عرضه میشوند.

سلاح ما ایمان بود
در ادامه، سرهنگ محمدحسن حسنشاهی، آزاده و راوی کتاب «جنگ در الرشید»، با بیان بخشی از خاطرات دوران اسارت خود گفت: سلاح ما ایمان بود؛ سلاحی که کسی نمیتوانست آن را از ما بگیرد. در بازجوییها تلاش میکردند ما را جزو مفقودالاثرها ثبت کنند. ما تقویم را از یاد برده بودیم، اما در همان یک ساعت هواخوری، اخبار ایران را دریافت میکردیم و حتی خطبههای نماز جمعه را میشنیدیم.
او افزود: اسارت فقط شکنجه نبود؛ زیبایی، طنز، عبادت، شعر و ادبیات هم در دل آن وجود داشت. در اردوگاه برای مناسبتهای مختلف مراسم برگزار میکردیم. یکی از همرزمان ما، خسرو رضاپور، مدت زیادی در سلول انفرادی بود و آثار شکنجه بر بدنش نمایان بود.

زمانی که به اسارت درآمدیم، خانوادههای ما اطلاعی از زنده بودنمان نداشتند
سیدمحمدرضا تدین نبوی، آزاده و راوی کتاب «صنم»، نیز با اشاره به شرایط مفقودالاثرها گفت: زمانی که به اسارت درآمدیم، خانوادههای ما هیچ اطلاعی از زنده بودنمان نداشتند و این وضعیت تا زمان بازگشت به ایران ادامه داشت. مفقودالاثرها شرایطی متفاوت از دیگر اسرا داشتند. در حالی که من سه فرزند داشتم، خانوادهام هیچ خبری از من نداشت.
او ادامه داد: من پزشکیار ارتش بودم و هنگام رسیدگی به دو مجروح از نیروهای گردانمان به اسارت درآمدم. در اردوگاه، طی سه ماه نخست، ۱۸۰ نفر به دلیل بیماری و نبود امکانات درمانی مناسب جان خود را از دست دادند.
تدین نبوی افزود: روزی یکی از سرهنگهای عراقی از ما پرسید چرا ایرانیها اینقدر زود بیمار میشوند. به او گفتم بهداشت در ایران از عراق پیشرفتهتر است، اما شیوه درمان و توزیع دارو در اردوگاه شما نادرست است. پیشنهاد کردم اگر مسئولیت بهداری اردوگاه را به من بسپارند، اجازه نمیدهم کسی بر اثر بیماری جانش را از دست بدهد. پس از واگذاری این مسئولیت، دیگر هیچ اسیری بر اثر بیماری فوت نکرد، جز پیرمردی که به دلیل کهولت سن درگذشت.
او در پایان گفت: یک زندانی در کشور خودش میتواند با زندانبان ارتباط برقرار کند، اما اسیر در سرزمین دشمن از چنین امکانی محروم است.

سرهنگ حسنشاهی گنجینهای از خاطرات است
در بخش دیگری از این مراسم، نبیالله کهن، نویسنده کتاب «جنگ در الرشید»، درباره شکلگیری این اثر گفت: ابتدا قرار بود مداخل مربوط به شهدای ارتش را بنویسم. هنگام بررسی فهرست شهدای نیروی زمینی با نام شهید علیرضا آیینمهر روبهرو شدم و در جریان گردآوری خاطرات او، با سرهنگ حسنشاهی آشنا شدم. یکی از دوستان به من گفت او گنجینهای از خاطرات است و بسیار خوب روایت میکند.
وی افزود: سرهنگ حسنشاهی دعوت مرا پذیرفت. چون در شیراز سکونت داشت و رفتوآمد به پادگان برایش آسان بود، بیش از ۴۰ جلسه با یکدیگر گفتوگو کردیم و حاصل آن کتاب «جنگ در الرشید» شد.
کهن درباره انگیزه نگارش این کتاب نیز گفت: به کار پژوهش علاقهمند هستم و دوست داشتم حاصل کارم در یک انتشارات معتبر منتشر شود. دفتر هنر و ادبیات اسارت این ظرفیت را داشت و همین موضوع انگیزه اصلی من برای نگارش کتاب بود.

در ادامه، ابراهیم امیدی، نویسنده کتاب «صنم»، گفت: پیش از گفتوگو با سیدمحمدرضا تدین نبوی، با دو آزاده دیگر نیز صحبت کرده بودم اما آنها حاضر به روایت خاطراتشان نشدند. آقای تدین نبوی پذیرفت و از همان ابتدا مشخص بود که حافظه بسیار خوبی دارد و جزئیات را دقیق به خاطر میآورد. حاصل حدود ۱۵ ساعت گفتوگو، کتاب «صنم» شد.

در بخش پایانی این مراسم، وحید یامینپور، نویسنده و پژوهشگر، با اشاره به ویژگیهای ادبی آثار حوزه اسارت گفت: کتاب «حکایت زمستان» را سنگبنای شکلگیری یک ادبیات جدید میدانم. این اثر نه یک درام صرف است و نه روایت ماجراجویی یک رزمنده نوجوان؛ بلکه ادبیاتی را عرضه میکند که از درهمآمیختگی رنج و امید شکل گرفته است.
او افزود: این ترکیب، مانند آمیختن طعمهای مختلف است که در نهایت به طعمی تازه میانجامد. جذابیت این ادبیات نیز در همین درهمتنیدگی دو حس متفاوت نهفته است؛ ویژگیای که نمونه آن را بهسختی میتوان در آثار دیگر یافت.
یامینپور با اشاره به دو کتاب «جنگ در الرشید» و «صنم» اظهار کرد: من این ویژگی را در هر دو کتاب احساس کردم. با وجود اینکه این آثار در مدتزمانی کوتاه و برای انتشار سریع آماده شدهاند، صحنههای بدیع و تأثیرگذاری دارند که خواندن آنها را برای مخاطب لذتبخش میکند.
او ادامه داد: این آثار از سرمایههای فرهنگی ما هستند؛ سرمایهای که دیگر ملتها از آن برخوردار نیستند. حتی خاطرات اسرای عراقی در ایران نیز چنین ویژگیای ندارد. این امید و ایمان را در نمونههای مشابه اروپایی هم نمیتوان یافت و این خصوصیت، ویژه اسیر مؤمن ایرانی است.

در پایان این مراسم، فاطمه بهبودی، نویسنده، با اشاره به اهمیت روایت در آثار مستند گفت: روایتهای مستند بر پایه شخصیت راوی شکل میگیرند و این شخصیت در جریان مصاحبه و گفتوگو با نویسنده به تدریج ساخته و پرداخته میشود. اهمیت دارد که به جای ارائه صرف یک روایت نظامی، روایتی از زندگی را پیش روی مخاطب قرار دهیم؛ روایتی که به جای تمرکز بر فتح و پیروزی، دغدغههای شخصی، احساسات و روزمرگیهای راوی را نیز بازتاب دهد.
بهبودی با اشاره به روند خاطرهنگاری در سالهای اخیر گفت: نویسندگان در آثار خاطرهنگاری از روایت رسمی جنگ فاصله میگیرند و خاطرات تلخ و شیرین مسیر زندگی راوی را روایت میکنند؛ بخشهایی که معمولاً در روایتهای رسمی جنگ کمتر دیده میشود. در دهه ۹۰ کتابهای بسیاری با روایتگری زنان منتشر شد؛ روایتهایی از دوختودوز لباس، شستوشوی لباس رزمندگان، پرستاری، امدادگری، عکاسی و خبرنگاری. با این حال، همچنان بسیاری از این روایتها به دلیل حضور پررنگ مردان، با صدای مردانه شنیده میشوند، نه با صدای خود زنان.
او ادامه داد: در بسیاری از این آثار، مادران چهرهای استوار و مقاوم از خود به جا گذاشتهاند. مادران و همسران رزمندگان نقش بسیار مهمی در دوران جنگ داشتهاند و حمایت و پشتیبانی آنان باید بیش از پیش دیده شود.
این نویسنده در پایان سخنانش با اشاره به دو کتاب رونماییشده اظهار کرد: صدای زنان در هر دو کتاب حضور دارد. کتاب «صنم» روایت قابلتوجهی از زن ارائه میدهد و نویسنده با استفاده از پیوندهای روایی، به گذشته بازمیگردد تا نقش مادر و جایگاه بیبدیل همسر را به تصویر بکشد. در کتاب «جنگ در الرشید» نیز اگرچه راوی مجرد است، اما بخش مهمی از روایت او به دلبستگی و تعلق خاطرش به مادر اختصاص دارد.
نظر شما