۱۴۰۵.۰۳.۱۷

یوسفعلی میرشکاک، شاعر و پژوهشگر، در ششمین جلسه شاهنامه‌خوانی حوزه هنری گفت: تردیدی ندارم که حکیم ابوالقاسم فردوسی به ماجرای کربلا نظر داشته است. ماجرای مظلومیت سیدالشهدا (ع) پیش چشم فردوسی بوده و این هنر حکیم است.

به گزارش روابط‌ عمومی حوزه هنری انقلاب اسلامی، ششمین جلسه «شاهنامه‌خوانی» با تدریس یوسفعلی میرشکاک، شاعر و پژوهشگر، روز شنبه ۱۶ خردادماه ۱۴۰۵، به همت دفتر پاسداشت زبان فارسی در سالن سلمان هراتی حوزه هنری برگزار شد.

در این نشست، میرشکاک با ادامه مباحث جلسه پیشین به موضوع «گرفتار شدن سیاوش به دست افراسیاب» پرداخت و ابیاتی از شاهنامه را از این منظر بررسی کرد.

وی با اشاره به لحظه اعتماد سیاوش به گرسیوز، بسیاری از اقدامات بعدی او را اشتباه دانست و گفت: از لحظه‌ای که سیاوش به گرسیوز اعتماد می‌کند، اغلب کارهایی که می‌کند اشتباه است. مثلاً وقتی سیاوش قصد جنگیدن ندارد و اهل پیمان‌نگه‌داری است، چرا راه ایران را پیش می‌گیرد و سپاه اندک خود را به حرکت درمی‌آورد؟

میرشکاک با اشاره به تأثیرپذیری فردوسی از واقعه کربلا اظهار کرد: تردیدی ندارم که حکیم ابوالقاسم فردوسی به ماجرای کربلا نظر داشته است. این داستان‌ها را چنان می‌گوید که ذهن به ماجرای کربلا میل کند؛ مانند کشته شدن سیاوش یا ایرج. ماجرای مظلومیت سیدالشهدا (ع) پیش چشم فردوسی بوده و این هنر حکیم است.

تردیدی ندارم که ماجرای کربلا پیش چشم فردوسی بوده است

وی سیاوش را یکی از مظاهر ولایت‌پذیری دانست و افزود: سیاوش چه فرمان یزدان باشد، چه فرمان شاه، پیمانش را نمی‌شکند. اصل قضیه این است که وقتی تسلیم شدی، باید سر عهدت بمانی، وگرنه ولایت‌پذیر نیستی.

این شاعر و پژوهشگر با بیان اینکه انسان‌هایی مانند سیاوش «مِهر محض» هستند، تصریح کرد: این‌ها بسیار فاجعه‌اند؛ امیدی به آنها نیست. در مواقعی باید با اندکی پلیدی آمیختگی داشت. سیاوش از بس خوب است به مشکل می‌خورد چون پیمان بسته است.

میرشکاک لجاجت بی‌اندازه را مایه تباهی انسان دانست و گفت: اولین چشمی که لجاجت کور می‌کند، چشم دل خود انسان است. فردوسی می‌گوید: خرد چشم جان است چون بنگری.

وی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به آهسته‌دلی و مدارا عنوان کرد: آهسته‌دل کسی است که اهل مدارا و تأمل است. عجله از شیطان است و در آیین‌های پیش از اسلام نیز همواره شتاب را به اهریمن نسبت می‌دادند.

میرشکاک در پایان با طرح دیدگاهی درباره آموزش اجباری گفت: سوادآموزی و سواد خواندن و نوشتن یکی از علت‌های اصلی زوال فرهنگی بشر در ایران و جهان است. نیچه می‌گفت آموزش اجباری فرهنگ جهان را به زوال می‌کشاند. امروزه در هر روستایی چندین دکتر هست که هیچ نمی‌داند، در حالی که بسیاری از کسانی که کارهای بزرگ انجام دادند، درس آکادمیک نخوانده بودند.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha