به گزارش روابط عمومی حوزه هنری انقلاب اسلامی، پنجاهمین برنامه «دوشنبهها به وقت کتاب» روز دوشنبه، ۱۱ خرداد ماه ۱۴۰۵، با میزبانی حمید بابایی در سالن اوستا برگزار شد. در این نشست، کتاب «بیچهرگان» نوشتهٔ علیرضا محمودی ایرانمهر مورد نقد و بررسی قرار گرفت.
«بیچهرگان» رمانی است که پیوندی میان حماسههای ایران و یونان برقرار میکند. نویسنده حماسهها را بهصورت بینامتنی و غیرمستقیم روایت کرده تا حس کنجکاوی مخاطب را برانگیزد و او را به دل تاریخ ببرد. داستان این کتاب با یک بازگشت آغاز میشود؛ بازگشت به زادگاهِ راوی، «مرو»، برای دیدار زنی که آخرین دیدار با او به سی سال پیش بازمیگردد.
در ابتدای این نشست، علیرضا محمودی دربارهٔ ایدهٔ شکلگیری رمان گفت: فکر میکنم شانزدهساله بودم که در مجلهای مینوشتم و خیلی تلاش میکردم روزی را به عنوان روز ملی ثبت کنم؛ روز پیروزی ایران بر امپراتوری روم. چند بار برای مجله، داستان کوتاه نوشتم و قبول نکردند. پس از اصرار فراوان، یکی از دوستان یادداشت چندخطیام دربارهٔ جنگ هرات را منتشر کرد و به خودم گفتم باید روزی این را بنویسم. این آرزو از همان سال ۱۳۶۰ با من بود تا اینکه چند سال پیش، اتفاقی افتاد و ناگهانی شروع به نوشتن کردم.
وی افزود: دو سال کار پژوهشی متمرکز روی سالهای پایانی حکومت ساسانیان انجام داده بودم. شرایطی پیش آمد که گفتم این مقطع تاریخی را بنویسم، اما مسیر پژوهش به دورهٔ حکومت اشکانیان تغییر کرد و در نهایت کتاب به این شکل منتشر شد. داستان به قرن یکم پیش از میلاد بازمیگردد؛ زمانی که مهمترین رویدادهای جهان در این مقطع رخ داده و هر آنچه از دانش امروز بشر میشناسیم در همین دوره متولد شده و سرنوشتی همیشگی بر بشر گذاشته است. هدف من این بود که این اثر را بنویسم؛ کتابی که به نوعی هم تاریخ فلسفه، هم تاریخ دین و هم تاریخ ایران است و روایتگر شکلگیری ایران محسوب میشود.
محمودی در ادامه دربارهٔ تخیلی بودن رمان اظهار کرد: وقتی صحبت از رمان تاریخی میشود، ترکیبی از واقعیت و تخیل است. کار رمان این است که بخشهایی را که نمیدانیم اما قابل تصور هستند، برای ما بازآفرینی کند.
وی با اشاره به پژوهش گسترده برای نگارش این کتاب گفت: برای نوشتن این کتاب مجبور بودم با تاریخ وسیعی را جستوجو کنم. دربارهٔ تاریخ اشکانیان منابع محدود هستند، اما در پنجاه سال گذشته منابع دست اولی به دست آمده که کمک کرد تصویر روشنتری از اتفاقها داشته باشیم. من نزدیک به ۳۰ تا ۴۰ منبع مرتبط با تاریخ کلاسیک و سنتی ایران را جستوجو کردم و چند سال درگیر پژوهش این کتاب بودم.
محمودی در ادامه با اشاره به تفاوت تاریخ کلاسیک و سنتی بیان کرد: ما دو نوع تاریخ داریم؛ یکی تاریخ کلاسیک که معمولاً بر اساس منابع غربی است و دیگری تاریخ سنتی خودمان که حاصل خداینامهنویسی و یک سنت روایی است.
وی افزود: وقتی شاهنامه را میخوانیم، با وجود آنکه به عنوان یک اثر ملی به آن نگاه میکنیم، کمتر در خود متن با این مسئله مواجه میشویم؛ بلکه در شاهنامه با حکمت مواجهیم؛ حکمتی که امروز بیش از هر چیز به آن نیازمندیم. نگاه ما به مسائل معمولاً تکبعدی است، اما اگر زاویهای که تاریخ و دیگر ابعاد را دربربگیرد، دیدگاه یکخطی نخواهد بود و این همان حکمت است. فردوسی چنین نگاهی دارد و همین ویژگی، شاهنامه را چنان بزرگ میکند و کمتر کسانی را میتوان یافت که اینگونه باشند؛ چراکه در شاهنامه با جهان پیچیدهای از فلسفه و هستیشناسی روبهرو هستیم.
این نویسنده، رمان را یکی از معدود اشکال روایی در جهان دانست که میتواند تا حدود زیادی حکمت را در خود جای دهد و تأکید کرد: رمان یکی از ارجمندترین دستاوردهای بشری و میراثی گرانبها برای انسان است. رمان این امکان را فراهم میکند که دیدی چندوجهی از جهان داشته باشیم و تاریخ را گونهای بنگریم که ناظرهای گوناگونی همچون تاریخ و فلسفه را شامل شود.
محمودی در پایان دربارهٔ مفهوم ملیت اظهار کرد: ملیت در شکل امروزیاش پدیدهای مدرن است و ریشه در انقلاب فرانسه دارد؛ اما ما در ایران همزمان با «ملت» و مفهوم «فخر ملی»، یک مفهوم بسیار عمیقتر و اسطورهای را داریم. وقتی از ایران سخن میگوییم، مسئله صرفاً این نیست که بگوییم ایرانی هستیم، بلکه مفهومی شناختی و حکمی مطرح است که مسئله را بسیار پیچیدهتر میکند. کمتر مردمی در جهان به چنین جایگاهی میرسند که ملتی اسطورهای باشند.
نظر شما