به گزارش روابط عمومی حوزه هنری انقلاب اسلامی به نقل از مهر، نقد ادبی برای رشد و توسعه کیفی و کمی ادبیات کشور لازم است. نقد ساختاری و محتوایی ادبیات داستانی این امکان را فراهم میکند تا تواناییهای داستانِ نوشتهشده از لایههای پنهان به سطح مشاهدهپذیر بیاید. حتی گاهی ممکن است بهواسطه نقد متوجه شویم که اثر چاپشده از استانداردهای ساختاری و محتوایی برخوردار نیست و حتی امتیاز سرگرمکنندگی را هم نمیگیرد. نقد ادبی میتواند داستانهای خواندنی از غیرخواندنی را تشخیص دهد و به علاقهمندان به کتاب کمک کند در وقت خود صرفهجویی کرده و با توجه به سلیقه خود، آثار مناسبی را برای مطالعه انتخاب کنند.
همچنین، نقد ادبی به نویسندگان این یاری را میرساند که اثر دوم را بهتر از اول و اثر سوم را بهتر از قبلی بنویسند. این روند رو به رشد، نویسندگان جوان را به نویسندگانی خبره و کارآزموده و پرمخاطب تبدیل خواهد کرد.
«دوشنبهها به وقت کتاب» عنوان سلسلهجلسات نقد ادبیای است که به کوشش حوزه هنری انقلاب اسلامی و با مدیریت حمید بابایی، نویسنده و منتقد ادبی برگزار میشود. در این جلسات، گفتوگوهایی بیواسطه با نویسندگان کتابها انجام میشود تا داستان مورد بحث، زیر ذرهبین نگاه مخاطبان قرار بگیرد و کالبدشکافی شود. به بهانه برگزاری مجدد این جلسات نقد ادبی در سال جدید، با حمید بابایی گفتوگویی کردهایم که در ادامه میتوانید بخوانید:
شما علاوهبر نویسنده، منتقد ادبی هم هستید و در این زمینه فعالیت مستمری دارید؛ بهویژه که سال گذشته یک برنامه منظم در حوزه نقد کتاب برگزار کردید. درباره این برنامه برایمان بگویید. چه شد که شروع شد؟
این برنامه بیش از دو سال است که در حال برگزاری است. ماجرای شروعش برمیگردد به زمانی که با دوستان نویسنده به حوزه هنری دعوت شده بودیم. آقای بهزاد دانشگر تازه به حوزه هنری آمده بودند. در آنجا نویسندگان مختلف گزارشی از وضعیت رمان در حوزه هنری به او دادند. بیشتر آنها گله داشتند که حوزه هنری آثارشان را منتشر میکند و پس از چاپ، رها میکند؛ یعنی کتابهای زیادی توسط انتشارات سوره مهر منتشر میشود اما هیچ کار تبلیغی برایشان انجام نمیشود.
در آن جلسه یکی از دوستان من را پیشنهاد داد و گفت که من سالها در فرهنگسرای اشراق و همینطور خانه فرهنگ حکیمیه جلسات نقد کتاب برگزار میکنم. همینطور بود. من بیشتر از ۶۰ جلسه قبلا در این فضاها برگزار کرده بودم. آقای دانشگر پس از آن جلسه به من پیشنهاد داد که جلسات نقد در حوزه هنری برگزار کنم. خیلی استقبال کردم؛ یعنی هرجایی که برنامه نقد کتاب باشد، واقعا از آن استقبال میکنم. حالا هم که جلسات به نشر اضافه شده است که به آن نیز اشاره خواهم کرد.
یک وجه خیلی جدی از فعالیتهای من، فعالیتهای روزنامهنگاری ادبی است. روزنامهنگاری ادبی به این معنی که هم مصاحبههای زیادی با دوستان نویسنده داشتهام و هم یادداشتهای زیادی نوشتهام در قالب معرفی کتاب و نقد کتاب.
تاکنون ۴۸ برنامه داشتهایم بهصورت دو هفته یک بار در حوزه هنری. یک بازه زمانی وقفه داشتیم و بعد دوباره جلسات شروع شد. ما برای هر کتابی که بتوانیم، جلسات نقد برگزار میکنیم؛ مسئله و محدودیت نداریم اما نویسندگانی را دعوت میکنیم که به حوزه هنری بیایند و نکته مهمتر اینکه نویسندگان در جلسه در مورد ادبیات بحث کنند نه مباحث دیگر. چون این جلسات جای نقد ادبی است نه مباحث اجتماعی و سیاسی. دوستان زیادی آمدند و خیلیها هم ابراز علاقه کردهاند که در این برنامه شرکت کنند. ما هم بهتدریج داریم دعوت میکنیم از آنها تا بتوانیم جلسه نقد کتابشان را برگزار کنیم. اولویتمان کتابهای حوزه هنری و انتشارات سوره مهر است اما به بقیه کتابها نیز میپردازیم.
کتابها چطور برای نقد انتخاب میشدند؟
قبلا به این صورت بود که کتابها را من انتخاب میکردم و به حوزه هنری پیشنهاد میدادم؛ اما اکنون ما شورایی متشکل از گروهی از دوستان مختلف داریم که درباره آثار صحبت میکنیم و مشورت میگیریم و کتابها را انتخاب میکنیم. محدودیتی در انتخاب نداریم ولی اولویتمان دعوت از نویسندههایی است که در شهرستانها هستند، بچههایی که تریبون ندارند. اما بهخاطر اینکه کیفیت جلسات افت پیدا نکند، حتما از نویسندگان پیشکسوت و خبرهتر هم دعوت میکنیم.
چه چالشهایی در مسیر برگزاری این برنامه داشتید و بهطور کل چالشهای برگزاری یک برنامه نقد ادبی چیست؟
چالش برگزاری جلسات، خیلی زیاد است ولی خیلی از دوستان این را نمیدانند. برای مثال دعوت از نویسنده، تهیه کتاب، توزیع کتاب، صحبت با کسانی که بخواهند در جلسات شرکت کنند و مباحث را از دست ندهند و غیره.
بعد از کرونا، کلاً جلسات نقد ادبی ما با ریزش شدیدی مواجه شد. علاوهبر اینها، بعضی از نویسندگان در مکان جلسات مثلا در حوزه هنری حضور پیدا نمیکنند، بعضی وقتها هم برخی از دوستان خارج از حوزه هنری اعتراض میکنند که چرا فلان نویسنده را به حوزه دعوت کردهاید؟ که البته من در مقابل این فشارها ایستادهام، رفقای خوبم در حوزه هنری هم این نظر را دارند. شعار من از ابتدا این بوده و هست، حوزه هنری برای همه نویسندگان کشور است و ملک شخص من یا کس دیگری نیست.
از مشکلات دیگر این است که بچهها کتابی را که انتخاب کردهایم دوست ندارند و مسئله جدیتر بحث بودجه است. بههرحال نویسنده زحمت میکشد و مسافت طولانی از شهر دیگری میآید و در جلسه شرکت میکند. ما باید بتوانیم زحمتش را جبران کنیم و دستکم هزینه رفتوآمدش را بدهیم. در کل، حفظ جلسات از همهچیز مهمتر است و اینکه تلاش کنیم ناامید نشویم؛ یعنی بحث ناامید نشدن برای من خیلی مهمتر است.
چرا ما نیاز داریم که در جامعه و در بطن فرهنگمان، نقد ادبیات و کتاب داشته باشیم؟
ما نیازمند نقد هستیم، چون نقد باعث پیشرفت میشود. من حتی در مواقعی از نقد مغرضانه هم دفاع میکنم. البته نقدی که آن شخص، اثر را خوانده باشد و بعد، نقدش کند نه اینکه نخوانده حرف بزند. از این دوستان منتقدِ نخوانده هم من زیاد دیدهام. وقتی نقد صورت میگیرد و تبدیل به یک جریان میشود، ما متوجه میشویم که ادبیاتمان زنده است، ادبیاتمان همچنان پویاست. نویسندهها میتوانند از این جریان استفاده کنند برای بهتر شدن کارهایشان.
ما بحرانی جدی در حوزه نقد ادبی داریم بعد از چند جریان نقدی که در کشور وجود داشت. مثلا گلشیری که فوت میکند و براهنی که از ایران میرود، ما با یک خلأ خیلی جدی در حوزه ادبیات کشور و نقد ادبی در آن بازه زمانی مواجه میشویم. بهنوعی میگویند بحران جدی رهبری ادبی؛ حالا ما از آن واژه عبور میکنیم ولی میخواهم به شما بگویم که وقتی جریان نقد وجود داشته باشد، ادبیات پویاتر میشود. مسئله دیگری که اتفاق میافتد این است که نویسندگان جوان رشد میکنند. در واقع ما یاد میگیریم که چطور بنویسیم و در نهایت مخاطب هم کمکم به ما اعتماد میکند.
اکنون یکی از مشکلات جدیمان این است که چون خیلی از آثارمان نقد نمیشود یا نقدهایمان بهسمت نوشابه بازکردن برای هم رفته، نویسندهها ظرفیت نقد شنیدن ندارند و اعتماد مخاطب نیز به صفحات نقد ادبی در مجلات از دست رفته است. این مسئله چنین مشکلاتی ایجاد میکند؛ اما وجود جریان سالم نقد ادبی، همیشه باعث پیشرفت است.
دوست دارم اینجا گریزی بزنم و از دکتر پاینده عزیز تشکر کنم برای ترجمههای ارزشمندشان که در حوزه نقد به واقع آموزنده بودهاند. و هم از استاد عزیزم، محمدرضا گودرزی که هر جا هست خدا به او سلامتی بدهد، که سالها در کانون ادبیات ایران جلسات نقد هفتگی برگزار میکردند که کمک بزرگی به بنده بوده است.
شما از برگزاری این برنامه نقد چه آثار مثبتی دریافت کردید و فواید برگزاری آن را برای نویسنده و مخاطب چه میدانید؟
اول اینکه ما توانستیم تعدادی علاقهمند به ادبیات را بهصورت ثابت و به مدت بیشتر از دو سال، دور هم جمع کنیم. این اتفاق خیلی بزرگی است. این مسئله باعث شده که خیلی از دوستان نویسنده از من تشکر کنند و احساس رضایت داشته باشند از اینکه اثرشان خوانده شده و مخاطب راجعبه آن صحبت کرده است.
در روشی که من در جلسات نقد دارم از آن استفاده میکنم، نقش منتقد را حذف کردهام و نویسنده بهصورت کاملا مستقیم با مخاطب ارتباط میگیرد و مخاطب هم بدون هیچگونه رودربایستی و با صراحت کامل با نویسنده صحبت میکند. به جز این مورد، این مسئله رفتهرفته باعث شده که بچههای دستاندرکار برگزاری جلسات هم متوجه شوند که از لحاظ سلیقه ادبی، رشد خیلی جدیای پیدا کردهاند. دیگر مثل گذشته نیست که هر اثری را بخوانند یا همه کارها را عالی بدانند؛ بلکه اکنون دقیقتر دارند به آثار نگاه میکنند و یک سری نکات برایشان جدیتر شده است. این یعنی یک بازی دوطرفه بین مخاطب و نویسنده.
آیا این نقدها امسال هم ادامه خواهد داشت؟ چه برنامه و چشماندازی در این زمینه دارید؟
بله، قرار است این نقدها را ادامه دهیم. فعلا برنامه تابستانی این سلسلهجلسات را هم در نظر گرفتهایم تا ببینیم وضعیت کشور چطور خواهد شد. انشاالله که صلح فراگیر وجود داشته باشد و همه مردم ما در آرامش و صلح و سلامتی باشند. همچنین به دنبال این هستیم تا بهتدریج پیوندی ایجاد کنیم بین بچههایی که در جلسات شرکت میکنند با فضای مطبوعات کشور تا آنها بتوانند یادداشتهایی درباره کتابها بنویسند. اگر این اتفاق بیفتد آنها رشد بیشتری خواهند داشت.
در پایان دوست دارم به جلسات جدیدی که با همکاری دوستان خوبم در بهنشر راهاندازی شده است اشاره کنم. قرار است بهصورت ثابت و ماهانه جلسات نقد کتاب در یکی از خبرگزاریهای کشور برگزار کنیم. از کتابهای خود بهنشر و سایر نشرهای کشور. امیدوارم این رویکرد خوب و رو به جلوی بهنشر در سایر انتشارات کشور نیز شروع شود.
نظر شما