۱۴۰۵.۰۲.۱۴

پس از گذشت مدت‌زمان کوتاهی از آغاز جنگ رمضان رسانه‌ها رویه دیگری در پیش گرفتند و توانستند با مرتفع کردن فقدان ایده، نگاه بخشی از مخاطبان را به تولیدات خود بدوزند. در این میان پخش سریال اپیزودیک «اهل ایران» در پلتفرم شیدا حامل نکاتی است که نباید به‌راحتی از کنار آن گذشت.

به گزارش روابط عمومی حوزه هنری انقلاب اسلامی به نقل از فرهیختگان، تجربه ناموفق تولید محتوا برای جنگ دوازده‌روزه از سوی رسانه‌های جریان اصلی و فرعی انتقادهای فراوانی را متوجه تلویزیون و پلتفرم‌ها کرد. طرف مقابل، یعنی همان دشمنی که تمام آزادگان جهان در برابرش ایستادگی کرده و می‌کنند در حین و پس از جنگ دوازده‌روزه دست بالایش را در جنگ روایت‌ها حفظ کرد و توانست دستگاه فکری و ادراکی کاربران اینترنت و مخاطبان تلویزیون‌های ماهواره‌ای را با فروش رؤیا علیه وضع موجود مختل کند و از وضعیت ایجادشده تا آغاز اتفاقات دی‌ماه سود ببرد. 

البته باید از بزرگ‌نمایی دست پایین‌تر طرف خودی در جنگ نرم پرهیز کرد و از نقش دیگر عوامل در داغ شدن آتش خیابان هم پرده برداشت، اما تجربه نشان داده اگر قضیه را سرسری بگیریم و جایی برای بیان زوایای مختلف زندگی اجتماعی و کنش شهروندان در مرکز و حاشیه اتفاقات مهمی مانند جنگ و تحریم قائل نشویم، این سربازان رسانه‌ای دشمنند که دست به کار می‌شوند و با القای جذابیت‌های بصری، جای هنرمندان و راویان مصلح وطن‌دوست از داخل گرفته تا خارج از کشور را می‌گیرند. 

خوشبختانه پس از گذشت مدت‌زمان کوتاهی از آغاز جنگ رمضان رسانه‌ها رویه دیگری در پیش گرفتند و توانستند با مرتفع کردن فقدان ایده، نگاه بخشی از مخاطبان را به تولیدات خود بدوزند. در این میان پخش سریال اپیزودیک «اهل ایران» در پلتفرم شیدا حامل نکاتی است که نباید به‌راحتی از کنار آن گذشت.

در مسیر حرفه‌ای‌گری و قصه دیکته نانوشته 

سجاد مهرگان، سازنده سریال تحسین‌شده «آقای قاضی» چندی پیش گفته بود اکنون نوبت تغییر نگرش در نحوه تولید مجموعه‌های تلویزیونی و توسعه این حوزه فرا رسیده است. مطالبه کارگردان «کلینیک رؤیا» بها دادن به نقش «خالق» و «طراح» در پروسه سریال‌سازی بود. او دست روی نقطه حساس و مهمی گذاشت، زیرا نیک می‌دانست برای جذب مخاطب به تولیدات صداوسیمایی و پلتفرمی هیچ‌راه دیگری جز توسعه این مسیر وجود ندارد و بهره حداکثری از عنوان خالق می‌تواند به چابک‌سازی صنعت سرگرمی منجر شود. 

البته نمی‌توان سازوکار بوروکراتیک موجود را در این زمینه نادیده گرفت، اما همین خیز کوتاه برای حرفه‌ای شدن را باید ارج نهاد تا گام‌های بعدی هم با رعایت دقت، محکم برداشته شود. بر همین اساس، سریال اپیزودیک «اهل ایران» با همین دست‌فرمان در خروجی پلتفرم شیدا قرار گرفته و در واقع اولین اثری است که به‌طور رسمی از وجود خالق و طراح مانند آنچه در هالیوود تبدیل به سنت شده بهره می‌برد، از سوی دیگر سازوکار پیچیده بوروکراتیک در رسانه ملی ممکن است تلاش‌های تیم سازنده، اعم از خالق و کارگردان را با چالش‌های جدی روبه‌رو سازد و آن‌ها را از رسیدن به هدف «جذب بیننده» باز دارد. به بیان دیگر، فضای کار کردن در رسانه‌ای که با محدودیت‌های منطقی و غیرمنطقی مواجه است، راه را برای اعمال نظر و سلیقه مدیران باز می‌گذارد. 

به همین دلیل است که حداقل از منظر کیفی وضعیت تولیدات پلتفرمی بهتر از آثاری است که در تلویزیون پخش می‌شوند، چون سازنده محتوا و صاحبان پلتفرم‌ها تابع مشترکان خودند و موظفند کار باکیفیت تولید کنند، ولی در فضای انحصاری طرف مقابل، تولیدکننده بیش از اهمیت به مسئله مخاطب باید درگیر سلیقه مدیرانش باشد و ابتدا جواب آن‌ها را بدهد. البته در این میان استثنائاتی هم وجود دارد، اما اصل بر همین نکته اشاره می‌کند که سریال‌سازی به‌شیوه کارمندی خوراک تلویزیون است. باری، جنگ رمضان باعث شد از خواب سنگین زمستانی بیدار شویم و برای روایت جسورانه تاریخ اجتماعی دفاع مقدس سوم شرایط حاکم در پیش‌تولید را تغییر دهیم. 

در این میان نباید از نقش «محمدحسین مهدویان» غافل شد؛ او آنچه را سجاد مهرگان در سر می‌پروراند با وجود تمام سختی‌هایی که کار در دل جنگ شهرها دارد عملی کرد و باعث شد بخش قابل‌توجهی از تکنسین‌ها وارد چرخه تولید شوند و در روزهایی که بسیاری از مشاغل دست از فعالیت می‌کشند بخشی از زحمت روایت نبرد را به دوش خود بگیرند و نقشی مهم در جنگ نرم علیه دشمن ایفا کنند. وقتی شخصی در شرایط عادی در نقش خالق یک سریال قرار می‌گیرد، علناً بخشی از وظایفش را به دیگران برون‌سپاری می‌کند تا تعداد بیشتری از افراد درگیر فرایند به‌ثمر رسیدن اثر شوند. این رویکرد در سریال‌سازی اثر مهم دیگری هم در پی دارد. تربیت کارگردان، عوامل پشت‌صحنه و حتی بازیگران در این پروسه با نتایج بهتر و بیشتری همراه است و می‌تواند شرایط را برای عبور از نام‌های تکراری و فرصت دادن به افراد مستعد فراهم کند. در «اهل ایران» این اتفاق افتاده و سوای چهره‌های شناخته‌شده‌ای نظیر «مهدی شامحمدی» و «سجاد پهلوان‌زاده» در جایگاه کارگردان از اشخاصی در این حیطه دعوت به عمل آمده که مخاطبان شناخت زیادی از آن‌ها ندارند. این مسئله در رابطه با عوامل جلوی دوربین یا همان بازیگران حتی مصداق بیشتری هم پیدا می‌کند. بیننده با مرور اپیزودهای مختلف سریال ممکن است چشمش به یک بازی یا موقعیت ویژه جلب شود که در باقی آثار به دلیل تکرار استفاده از یک بازیگر یا موقعیت نظرش به آن جلب نشود، اما روند معروفیت و قبول نقش در پروژه‌های بزرگ‌تر تلویزیونی و سینمایی از طریق همین مسیر ایجاد می‌شود، برای مثال شهید علی لاریجانی در بدو امر با تأسیس «سیمافیلم» قدمی روبه‌جلو برای تولید آثار «الف ویژه» برداشت و در گام بعد با بها دادن به چهره‌های جوان در تولید سریال‌های آیتمی نظیر «ساعت خوش» باعث ورود افراد مستعد به تلویزیون و سپس سینما شد. 

حال شکل کوچک‌تر، اما روزآمدتر همان ایده‌ها در سریال‌ «اهل ایران» پیاده شده که جای شکر دارد. این اثر معمولا جنگ را در پس‌زمینه روایت خود قرار می‌دهد تا «زندگی» کاراکترهایش را در نگاه بیننده مؤکد کند. از این منظر «اهل ایران»، اثری است که جنگ را تبدیل به بهانه‌ای برای پی بردن به اهمیت زندگی می‌کند، ولی برخلاف بسیاری از فیلم‌ها و سریال‌هایی که سازندگانشان با برچسب «ضد جنگ» درصدد جلب ترحم این و آن و طیف اقلیت مخاطبانند دست به هر اقدامی نمی‌زند تا دفاع مقدس ما را ضایع کند. 

القصه، «اهل ایران» گاهی شعار می‌دهد و شباهت‌هایی به سریال آنتولوژی «شاید برای شما هم اتفاق بیفتد» پیدا می‌کند، حتی ایرادهای راکوردی‌اش را نمی‌توان انکار کرد، ولی نیت قرار گرفتن در پشت دوربین آن هم در شرایطی که دشمن تمامیت ارضی و نفوس ایرانیان را تهدید می‌کند کار بسیار سختی است. از این‌ها گذشته، دیکته نانوشته غلط ندارد و مهدویان و تیمش با ورود به این عرصه دست به اقدامی پر ریسک زده‌اند که از پس بسیاری برنمی‌آید، پس بهتر است به‌جای تأکید ماکسیمال بر نقدهای بنیان‌کن اندکی هم به نیت خوب سازندگان این اثر اشاره کرد. 

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha