۱۴۰۵.۰۲.۱۳

به مناسبت روز معلم، در دومین جلسه «شاهنامه‌خوانی»، که عصر شنبه ۱۲ اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۵ در در سالن سلمان هراتی برگزار شد، از یوسفعلی میرشکاک و ناصر فیض تجلیل و تشکر به عمل آمد.

به گزارش روابط عمومی حوزه هنری انقلاب اسلامی، دومین جلسه «شاهنامه‌خوانی» با تدریس یوسفعلی میرشکاک، شنبه ۱۲ اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۵، به همت دفتر پاسداشت زبان فارسی در سالن سلمان هراتی و با حضور یوسفعلی میرشکاک و ناصر فیض برگزار شد.

در ابتدای این جلسه، ناصر فیض، شاعر و مدیر دفتر پاسداشت زبان و ادبیات فارسی، با اشاره به جایگاه والای معلم اظهار کرد: معلم‌هایی که دلسوزانه کار می‌کردند را انسان هیچ‌گاه فراموش نمی‌کند. من معلم کلاس مستمع آزاد دوران قبل از دبستان را که پنج ساله بودم به خاطر دارم؛ شاید بعد از او را به یاد نداشته باشم اما چون او اولین معلم من بود و الفبا را از او یاد گرفتم، او را به خاطر دارم. هر قدر هم از معلم قدردانی کنیم، باز کم کرده‌ایم و جز احترام و دوست داشتن کاری از دستمان برنمی‌آید.

وی افزود: این روز را به استاد میرشکاک تبریک می‌گوییم که ادب، اخلاق، درست‌سخن‌گفتن و قاعده‌مند سخن گفتن را از او یاد گرفتیم. گاهی این ویژگی‌ها در یک نفر جمع می‌شود و خدا این اقبال را به ایشان داده است.

تجلیل از یوسفعلی میرشکاک به مناسبت روز معلم

در ادامه، میرشکاک با تأکید بر نادیده گرفتن داشته‌ها در زمان حیات افزود: ما تا چیزی را داریم قدرش را نمی‌دانیم. خیلی‌ها پدرشان در خانه است اما حوصله صحبت با او را ندارند، اما وقتی به رحمت خدا می‌رود مفصل عزاداری می‌کنند. انصاف باید داد که نه توانستیم سنتی بمانیم و نه تجدد را برای خود کردیم؛ ما تجددمآب شده‌ایم.

استاد شاهنامه‌خوانی سپس به بخشی از داستان سیاوش اشاره کرد و گفت: ما به آن‌جا رسیده بودیم که گرسیوز، برادر و وزیر سپاه افراسیاب، به فرمان او به سراغ سیاوش آمد و کینه‌اش را که فعلاً نمی‌تواند علنی نشان دهد، سعی کرد شری به پا کند. فردوسی سخت نسبت به قوم خود متعصب است و گاهی حق را زیر پا می‌گذارد. جز به ندرت و آن هم به زور و ستم، پهلوان تورانی را بر پهلوان ایرانی پیروز نمی‌کند. علت شدت کینه فردوسی نسبت به عنصر تورانی این است که می‌بیند پس از مسلمان‌شدن ایرانی‌ها، عنصر ترک غلبه کرده است؛ مانند محمود غزنوی. فردوسی سامانیان را که ایرانی‌الاصل بودند به شاهی قبول داشت.

تجلیل از یوسفعلی میرشکاک به مناسبت روز معلم

میرشکاک با طرح این نکته که «شر غالباً از حماقت می‌جوشد و درمان ندارد» و «شریر و احمق پشت و روی یک سکه هستند»، تصریح کرد: در توران آنچه اصل است زور است. همه ما مقلوب قضای خداییم، چه مومن باشیم چه نباشیم. سیاوش علی‌رغم بینش والا دچار فتنه می‌شود به دست بی‌ارزش‌ترین و نامحترم‌ترین عنصر این داستان یعنی گرسیوز کشته می‌شود. مصیبت دیگر این است که افراسیاب علاقه زیادی به گرسیوز دارد. بدگویی یکی از مظاهر موجودات کینه‌جوست. حُسن شاهنامه این است که ما را به اینجا برساند که حواسمان جمع باشد اهل شر روی آنتن ما نیایند و تأثیر نگذارند.

وی در پایان با اشاره به تعصبات قومی و نژادی خاطرنشان کرد: آن‌هایی که قائل به این گوهرها هستند که عنصر ما آتش و عنصر شما آب است، نود درصد شرها از همین‌ها می‌آید. پیغمبر فرمود: «بهترین شما با تقواترین شماست». این عصبیّت‌ها هستند که مشکل‌ساز می‌شوند.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha