۱۴۰۵.۰۲.۰۷

نویسنده کتاب «گاندی و شرکا» گفت: به سراغ شهرهای شیعه‌نشین جنوب هند رفتم، آن هم در ایام محرم، تا آیین‌های عزاداری را از نزدیک تجربه کنم.

به گزارش روابط عمومی حوزه هنری انقلاب اسلامی به نقل از خبرگزاری ایرنا، کتاب «گاندی و شرکا» روایت سفری ۱۰ روزه به شهرهای بمبئی و حیدرآباد در جنوب هند است. سفری که در ایام دهه محرم انجام شده و نویسنده علاوه بر تماشای شهر و فرهنگ و قصه‌های مردم هند، حضور در آیین‌های عزاداری آنان را هم تجربه کرده است.

معصومه صفایی‌راد با تاکید بر تنوع فرهنگی و پیچیدگی آیین‌ها، تلاش کرده است تجربه‌ای صادقانه و انسانی از عزاداری‌های محلی ارائه دهد و خواننده را با گوشه‌ای کمتر دیده‌شده از این کشور آشنا کند. گفت‌وگو با این نویسنده را در ادامه می‌خوانید:

از ایده شکل‌گیری کتاب «گاندی و شرکا» بگویید. این اثر بر چه موضوعی تمرکز دارد؟

این کتاب در واقع ادامه مسیری است که پیشتر با سفرنامه‌های دیگرم آغاز کرده بودم. در این مجموعه، تمرکز من روی سفر به کشورهایی است که شیعیان بومی دارند و آیین‌های خاص خودشان را برای دهه محرم برگزار می‌کنند. این مسیر از باکو در جمهوری آذربایجان شروع شد، بعد به استانبول و عراق (برای اربعین) رسید و در نهایت، سفر به هند آخرین بخش این پروژه بود که نتیجه‌اش کتاب «گاندی و شرکا» شد.

البته این نکته مهم است که این کتاب یک سفرنامه جامع از هند نیست. هند کشوری بسیار وسیع و متنوع است و در اساس ادعای نوشتن یک روایت کامل از آن نادرست است. اغلب سفرنامه‌ها به شهرهای توریستی مثل دهلی، آگرا و جیپور (مثلث طلایی) می‌پردازند، اما انتخاب من متفاوت بود. من به سراغ شهرهای شیعه‌نشین جنوب هند مثل بمبئی و حیدرآباد رفتم، آن هم در ایام محرم، تا آیین‌های عزاداری را از نزدیک تجربه کنم.

فرآیند نگارش این کتاب چقدر زمان برد و چه مسیری را طی کردید؟

صادقانه بگویم، «گاندی و شرکا» سخت‌ترین کتابی بود که در این مجموعه نوشتم. دلیلش هم تنوع فرهنگی گسترده و پیچیدگی آیین‌ها در هند بود. شما در نگاه اول تصور می‌کنید که با مشاهده این آیین‌ها، آنها را درک کرده‌اید، اما در واقع فهم عمیق معنا و مفهومی که پشت این رفتارهاست، کار بسیار دشواری است.

پس از سفر، مدت زیادی را صرف مطالعه، گفت‌وگو با افراد مختلف و تحقیق کردم تا بتوانم آنچه را دیده‌ام بهتر بفهمم. حتی با این تلاش‌ها هم نمی‌توانم ادعا کنم که همه چیز را به‌طور کامل درک کرده‌ام. اصولا چنین ادعایی درباره هند، حتی برای پژوهشگران هم ساده نیست. هدف من این بود که تجربه‌ام را صادقانه روایت کنم و تا حد امکان، دچار برداشت اشتباه نشوم.

سفر به هند در محرم؛ روایتی تجربه‌نگارانه در «گاندی و شرکا»

در مواجهه با آیین‌های محرم در هند، چه نکته یا تجربه‌ای برایتان جالب‌تر بود؟

هند سرزمین تضادهاست؛ از یک سو سادگی و از سوی دیگر نمادگرایی بسیار پررنگ در آیین‌ها دیده می‌شود. برخی رفتارها ممکن است برای ما عجیب یا حتی نزدیک به خرافه به نظر برسد، اما قضاوت کردن در این موقعیت بسیار خطرناک است. این افراد به دلیل فاصله از مراکز اصلی جهان اسلام، ممکن است برخی مفاهیم را به شکل متفاوتی دریافت کرده باشند.

در عین حال، مهربانی و سادگی آن‌ها بسیار دلنشین است. من در چند مجلس عزاداری شرکت کردم، در موکب‌ها کمک کردم و حتی در پخش نذری‌ها همراهشان شدم. حضور در این فضا، با وجود اینکه در لحظه شاید همه چیز را کاملاً درک نمی‌کردم، تجربه‌ای بسیار عمیق و انسانی بود که بعدها با مطالعه، معناهای بیشتری از آن برایم روشن شد.

یکی از نکات جالبی که هم برای من و هم برای مخاطبان جذاب بود، اصطلاح «نیاز حسین» بود؛ عبارتی که برای دعوت مردم به دریافت نذری استفاده می‌کردند. این نگاه که انگار ما به این تبرک نیاز داریم، نه اینکه صرفاً آن را دریافت کنیم، برایم بسیار تاثیرگذار بود.

بازخورد مخاطبان نسبت به این کتاب چگونه بوده است؟

متاسفانه به دلیل شرایط موجود، بازخوردها کمتر از همیشه به دستم رسیده، به‌ویژه که بخش زیادی از ارتباط با مخاطب در فضای مجازی شکل می‌گیرد و این فضا هم با محدودیت‌هایی مواجه بوده است. با این حال، آنچه دریافت کردم نشان می‌دهد که بخش «سختی‌های سفر» برای مخاطبان بسیار پررنگ بوده و باعث همدلی آن‌ها شده است. برخی حتی گفته‌اند که بعد از خواندن کتاب، تصمیم گرفته‌اند هرگز به هند سفر نکنند! البته این هدف من نبود.

در مقابل، توصیف آیین‌ها و جزئیات فرهنگی برای بسیاری از مخاطبان جذاب بوده، به‌ویژه برای کسانی که پیش‌تر نشانه‌هایی از این فرهنگ را دیده بودند اما توضیح دقیقی درباره آن نداشتند.

اگر نکته پایانی دارید، بفرمایید.

شاید مهم‌ترین نکته این باشد که این سفر، با همه سختی‌هایش، ارزش تجربه کردن داشت. من در پایان کتاب هم به این موضوع اشاره کرده‌ام که برای دیدن و روایت این انسان‌ها و آیین‌ها، باید این مسیر دشوار را طی می ‌کردم. این سختی، بخشی از حقیقت این تجربه بود.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha