به گزارش روابطعمومی حوزه هنری انقلاب اسلامی، ناصر فیض در دو شعر جدیدش که درباره مبارزه مردم آمده به خیابان و امنیت حاصل از توسل به شاه خراسان است، سروده است:
ملت مبعوث خیابان شده
شب همه شب حافظ میدان شده
یک به یک از خانه برون آمده
زائر هر کوی و خیابان شده
جان به کف و پرچم ایران به دست
عاشق و دیوانهی جانان شده
ای دلتان صافتر از آینه
شب ز شما روشن و تابان شده
از دل بیرنگ و زلال شما
آینه در شهر فراوان شده
ای صف شیران همه از مرد و زن
بر صف گرگان زده غران شده
پرچم ایران به کف آمادگان
ضامن امنیت ایران شده
ظاهر و باطن نه همین مردمید!؟
کور شود دشمن پنهان شده
دشمن اگر آمده برگشته است
دیده شما را و پشیمان شده
ای دلتان پاکتر از ابر و آب
رشک هر آن چشمه و باران شده
این همه مردانگی از کودکان!!؟
معجزه در عالم امکان شده
پیش قدمهای شما نوگلان
منظر شب رشک گلستان شده
مادر مظلوم وطن السلام
مادر دلهای پریشان شده
با تو خیابان حرمی دیگر است
در دل شب تازه چراغان شده
همهمهی چیست که دامان شب
غرق گلاب و گل و ریحان شده
شک نتوان کرد که خیل ملک
با تو و فریاد تو همخوان شده
جلوهی آیات مبین در شب است
شهر، که دروازهی قرآن شده
این ثمر غیرت جمع شماست
لشکر دشمن که پریشان شده
دست خلایق به دعا خاسته
یا نه، علی! تیغ تو عریان شده
کاتب تاریخ معاصر کجاست
خط مقدم شب تهران شده
این همه قسوت به کدامین گناه
سهم شهیدان دبستان شده
خانهی وجدان جهان است این
خانهی ما نیست که ویران شده
این سند دشمن غدًار ماست
دشمن شرمندهی شیطان شده
نقل شیوخ عرب منطقهست
نسل یهودی که مسلمان شده
دیوصفت، گرگ نهاد آمده
ظاهری آراسته انسان شده
رفته و با آن همه مال و منال
جیره خور سفرهی دونان شده
کیست بگوید به فراعین عصر
کودک ما موسی عمران شده
مثل عصا دل زده در نیل شب
رود گلآلود، بیابان شده
گاه مسلح شدن از روی جهل
دشمن اگر تا بندندان شده،
اسلحهی من شده ایمان من
کفر از این قصّه هراسان شده
راز شگفتیست در این اتحاد
ای همه دشوار تو آسان شده
***
دست دعا سوی تو آوردهایم
با غم و اندوه دوچندان شده
ای حرمت قبلهی حاجات ما
ای همه دردم زتو درمان شده
بر سر خوان کرمت خاص و عام
با هم و بیفاصله مهمان شده
نام حرم آمد و دل پرگشود
این همه دل سوی تو پرًان شده
نیست مرا وحشتی از دشمنان
تا دلم از دوست بهسامان شده
تا وطن، این خاک شهیدان عشق
بیمهی سلطان خراسان شده
نظر شما