به گزارش روابطعمومی حوزه هنری انقلاب اسلامی، محمد قائم خانی، رماننویس، پیرامون جنگ رمضان و مواضع این روزهای نخبگان اهل فرهنگ و هنر در یادداشتی نوشت:
مریم (س) پس از آن که عیسی (ع) را باردار شد از امین وحی، مسجد را ترک گفت و بدو گفته شد که مسجد جای زایش نیست.
تنها زیر نخلی خشکیده فرزند را به دنیا آورد. مأمور شد تا به شهر رود و آیت الهی یعنی پسر را به مردمان نشان دهد.
اگر قرآن کریم ادامه داستان را به اهل شریعت میسپرد، ایشان حماسیترین سرایش را در این زمینه میداشتند اما خدا تنها جملهای سهمگین از زبان مریم باز میگوید؛ کاش مرده بودم و نامم فراموش شده بود.
در این نفرین مادر عیسی (ع)، نه تنها ستایشی حماسی از لحظه تجلی الهی حاضر نیست، بلکه طعنی هست به خلقت خویش که زهر حضور در چنان موقعیتی را آشکار میکند.
متشرع معنویتگرای مفهوماندیش، تنگنای نامننگی مأموریتی را که خدا بر دوش مریم نهاده، درک نمیکنند.
در بسیاری از اوقات جنگ رمضان، پس از توجه به موضع اکثر نخبگان دانشگاهی و حوزوی و اهل فکر و فرهنگ و هنر، به یاد تجربههای متنوع حضورم بین گروههای متفاوت این جماعت میافتم. آنگاه تنها چیزی که بر زبانم جاری میشود این است که «مثل سگ پشیمانم.»
پشیمانم از آشنایی با هنرمندان و دانشگاهیان. پشیمانم از کتاب خواندن. پشیمانم از درس خواندن. پشیمانم از باسواد بودن.
متشرعین خردمند سرزنشم خواهند کرد که ایراد از علم و هنر و فکر نیست اگر عالمان و متفکران و هنرمندان سزاوار سرزنشاند.
نه اینکه من جدایم از این جماعت و رسالتی الهی در حد مریم (س) و عیسی (ع) دارم، نه. وجه شبه چیز دیگریست.
این خردمندان زهر همصحبتی با چنین متوهمانی را نچشیدهاند، البته اگر خود جزئی از ایشان نباشند. آنها نمیفهمند یک نفر به کجا میرسد وقتی که مثل سگ، از تمام راهی که از ابتدای مدرسه تا اینجا آمده، پشیمان است.
به قول شاعر، ما را رها کنید در این رنج بیحساب...
نظر شما