۱۴۰۵.۰۱.۰۳

کتاب «با وطن، یادداشت‌های ۶۲ نویسنده ایرانی پیرامون جنگ رمضان» منتشر شد.

به گزارش روابط‌عمومی حوزه هنری انقلاب اسلامی، پی تجاوزات اخیر رژیم صهیونیستی و آمریکا به خاک پاک ایران، جمعی از اهالی قلم، نویسندگان و راویان پیشرفت در اقدامی جهادی به ثبت و ضبط حال و هوای این روزهای میهن‌مان همت گماشتند. ایران عزیزمان که اگرچه در سوگ رهبر شهید و فقید خود، حضرت آیت‌الله امام سیدعلی خامنه‌ای و هم‌چنین شهادت سربازان، کودکان و هم‌وطنان بی‌گناهش داغدار است، اما هم‌چنان با صلابت و استوار ایستاده است.

«با وطن» تازه‌ترین اثر از جنگ رمضان

 کتاب «با وطن» حاصل دغدغه‌مندی و همراهی ۶۲ نویسنده است که دیده‌ها، شنیده‌ها و واگویه‌های قلبی خود را پیرامون رخدادهای «جنگ رمضان» به رشته‌ی تحریر درآورده‌اند. در این اثر ماندگار، روایت‌هایی از نویسندگان برجسته و فعالان حوزه روایت پیشرفت همچون کورش علیانی، تیمور آقامحمدی، حمید بابایی، مهدی مرادی، الهام قاسمی، مریم عرفانیان و سمیه جمالی و... به چشم می‌خورد که تلاش کرده‌اند روح پایداری و امید را در کالبد کلمات جاری کنند.

در بخشی از کتاب می‌خوانیم:

 «برای چه در تهران مانده بودم؟ چرا حتی وقتی اعلام شد کلانتری و پایگاه خیابان پشتی را می‌خواهند بزنند نرفتم؟ گفتم شما می‌ترسید بروید من می‌مانم. می‌خواستم ادای شجاعت دربیاورم؟ یا شاید فکر می‌کردم خطر هنوز آنقدر نزدیک نشده؟ هنوز چند کوچه با من فاصله دارد. شاید. دست کم به این فکر می‌کردم حالا که مانده‌ام باید محله بودن اینجا را حفظ کنم به اندازه شلوغ کردن صف بربری، استفاده از آسانسور که صدایش به گوش «حاج خانم» واحد بغلی برسد، گرفتن آش نذری بیست و یکم از دست ستاره که اهل تسنن است.»

نویسنده: سمیه جمالی

 «هر وسیله‌ای که برمی‌داشتم، انگار داشتم بخشی از هویت و زندگی‌ام را از میان آوار نجات می‌دادم. در میان آن همه هیاهو و گرد و غبار، چشمم به چیزی افتاد که بغض گلویم را شکست؛ با وجود آن همه تخریب، گلدان شمعدانی که همسرم خیلی به آن می‌رسید، گوشه‌ی تراس، زیر آواری از شیشه، هنوز یک گلبرگ کوچک قرمز و نیمه‌جان داشت. همان‌جا ایستادم و با خودم عهد بستم: «این خانه را دوباره می‌سازیم، این شهر را دوباره آباد می‌کنیم. تا وقتی ریشه‌مان در این خاک است، هیچ طوفانی نمی‌تواند ریشه‌ی ما را بخشکاند.» آن روز وسایل را نه برای فرار، بلکه برای حفظِ حرمتِ زندگی جمع کردم؛ با این امید که روزی دوباره صدای خنده و بازی پسرهایم در همین اتاق‌ها بپیچد و ایران عزیزمان، دوباره رنگ آرامش و لبخند را به خودش ببیند.» 

نویسنده: مهدی مرادی

می‌توانید کتاب را با مراجعه به لینک در اینجا دانلود کنید. 

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha