به گزارش روابط عمومی حوزه هنری انقلاب اسلامی به نقل از ایرنا، سعاد العامری در کتاب «گلدا اینجا خوابیده» خواننده را از زاویه و چشماندازی دیگر با زندگی گروهی از فلسطینیها آشنا میکند که شاید به ندرت از آنها سخنی گفته شده باشد. روایت غالبی که اکثر مردم دنیا از فلسطین میبینند و میشنوند، متاثر از پوشش خبری رسانههای اصلی و آمیخته با مسائل سیاسی و جنگ است؛ اما ویژگی بارز این کتاب، یک روایت زنانه از زندگی گروهی از مردم کرانه باختری است که شاید بتوان گفت شرایط اشغال برای آنها کاملا متفاوت با مردم دیگر نقاط فلسطین است. کسانی که تصمیم گرفتند در کرانه باختری بمانند و در فضایی بینابین و با هویتی دوگانه در کنار اسرائیلیها زندگی کنند؛ کسانی که جنس اعتراض و مبارزهشان با رژیم اشغالگر متفاوت است.
سعا به عنوان زنی تحصیلکرده، فعال اجتماعی و کسی که دغدغه و نگاهش چندان مبارزاتی و مذهبی نیست، خواننده را به میان خانهها و بطن زندگی مردم میبرد و اطلاعات و نکاتی را در اختیار او قرار میدهد که در اخبار و رسانهها اگر نگوییم اصلا اما بسیار کمتر دیده و شنیده میشود؛ از تقسیم شدن بیتالمقدس به بخش شرقی و غربی، ترک خانه اجدادی، لحظه روبهروشدن صاحبان فلسطینی خانهها با خانواده اسرائیلی که آن را غصب کردهاند، عبور قانونی از ایست بازرسیهای اسرائیل گرفته تا مالیاتی که فلسطینیهای ساکن بیتالمقدس برای وسایل خانهشان باید بپردازند.
نویسنده با اجتناب از روایت خطی، داستان واقعی قهرمانهایش را با فرمی اپیزودیک بیان میکند. در اکثر بخشهای کتاب، سعاد العامری از زاویه نگاه دانای کل وارد میشود و حضور پررنگی در تصویرسازی ذهنی خواننده از ماجرا دارد. نگاه ظریف زنانه، احساسی و حتی شوخطبعانه نویسنده در سطربهسطر متن احساس میشود.
گذشته برای مردمی که همچنان در وضعیت جنگ نابرابر و در اشغال زندگی میکنند، نگذشته است. تاروپود مردم فلسطین همچنان با واقعهای که نزدیک به هشت دهه پیش رخ داد، گره خورده است. اشغال فلسطین به طور رسمی در پنجم مه سال ۱۹۴۸ (۱۵ اردیبهشت ۱۳۲۷) همزمان با اعلام تشکیل دولت اسرائیل و ورود یهودیان از سراسر جهان بهاین سرزمین آغاز شد. اما این روز که اعراب آن را روز «نکبت» به معنای مصیبت و فاجعه بزرگ، نامگذاری کردهاند، فقط یک تاریخ در تقویم نیست. گویی که مصیبت این روز همچنان و در لحظه به لحظه زندگی تمام مردم فلسطین جاری است، نهتنها برای نسلی که در آن تاریخ ناچار به ترک خانه و وطن خود شدند، بلکه برای نسلهای بعدی نیز همینگونه است.
مفهومی که تحت عنوان «ادبیات بیداری» شکل گرفته ناظر به اندیشه استکبارستیزی حضرت امام خمینی(ره) است. ویژگی کرانهناپذیری معنایی و موضوعی و جغرافیایی ادبیات انقلاب اسلامی، موجب خلق ادبیات بیداری به معنای جدید آن است. ادبیاتی که متعلق به همه ستمدیدگان در شرق و غرب عالم و بهانه همدلی با انسانهای مبارز است. ادبیات بیداری این قدرت را دارد که به ملتها فرصت دهد به تمرین آزادیخواهی بپردازند و با بررسی سرگذشت سایر کشورها، جرات و جسارت ظلمستیزی را پیدا کنند. کتاب «گلدا اینجا خوابیده» روایت مستندی از انسانهایی است که خانه کودکی یا خانه پدریشان را در ماجرای نکبت از دست دادهاند.
نویسنده در ابتدای کتاب آن را در متنی به کودکان غزه اهدا کرده است: «تقدیم به کودک اهل غزه، که اسمش را نمیدانم! مارا ببخش که وقتی در گوشیهایمان فیلمت را دیدیم که با چشمانی وحشتزده به دوربین زل زده بودی و از ترس میلرزیدی، جان ندادیم! فقط گریستیم.»
این کتاب با عنوان «palestine presence of the absent golda slept here» در سال ۲۰۱۴ منتشر شده است.

درباره نویسنده
سعاد العامری به نسل پس از نکبت تعلق دارد. پدر و مادرش در سال ۱۹۴۸ ناچار به ترک خانهشان در بیتالمقدس و فرار به اردن شدند. او تحصیلاتش را در رشته معماری در بیروت، سپس میشیگان و اسکاتلند ادامه داد. طی سفری که در سال ۱۹۸۱ به رامالله داشت، در همانجا ازدواج کرد و در فلسطین ماندگار شد.
سعا در دانشگاه بئرزینت مشغول به فعالیت شد و با هدف حفظ میراث معماری فلسطین، «موسسه رواق» را تاسیس کرد. او تا ۵۳ سالگی هیچ تجربه جدی از نوشتن نداشت، اما طی حوادث سال ۲۰۰۲(۱۳۸۱) در محاصره مقر عرفات در رامالله و حکومت نظامیهای طولانی که ناچار شد در خانه بماند، دستبهقلم شد و خاطرات روزانه خود در شرایط اشغال را نوشت. کتاب «شارون و مادر شوهرم» که در سال ۲۰۰۶ منتشر شد، حاصل همان یادداشتها است.

قسمتی از متن کتاب
ساکت در صندلی عقب نشستهام و چون ماموریت امروزم، صحبت با خانوادههای یهودی ساکن خانههای عربی است، تصمیم میگیرم نظری ندهم. «بگذار خود مردگان، مردگان را دفن کنند!» حداقل فعلاً.
«سعاد، اون ساختمون سهطاق زیبا رو میبینی؟ اون هم مال خونواده نحیله.اسرائیلیها اون رو به هتل پنج ستاره تبدیل کردن.» صدای آه نحیل را میتوانم بشنوم. از شیشه عقب به آن ساختمان زیبا نگاه میکنم. راحت میتوان یک هتل لوکس را تصور کرد. دلم میخواهد از آنها بپرسم آیا معمار این ساختمان را میشناسند که احتمالاً آندونی برامکی بوده است؟! اما فکر میکنم در آن لحظه، سوال درستی نیست؛ پس ساکت میمانم. اما خیلی زود معمار درونم دوباره زنده میشود.
ناگهان یاد چند سال پیش میافتم که با دوستم، راشل دیویس، برای نوشتن کتابی درباره خانههای عربی بیتالمقدس تحقیق میکردیم. یادم هست هربار که میایستادم تا از آن خانههای متروکه عکس بگیرم که حالا خانوادههای اسرائیلی در آنها زندگی میکنند، چقدر احساس پوچی میکردم. همان لحظه، غمی بر دلم مینشست و زود میرفتم. با خودم فکر میکردم چه کسی صاحب این خانه بوده، قصهاش چه بوده و صاحبش حالا در کجای دنیا آوراه است! همان موقع بود فهمیدم چیزی که دربارۀ خانههای فلسطینی بهتر است بگویم قصههایی که در زیرشان مدفون شده و شاید همان موقع بود که فهمیدم «قصهگوی» درونم پررنگتر و حاضرتر از معمار درونم است. ساختمان فقط یک بنا است، مگر آنکه بتواند قصهای را بازگو کند. (صفحه ۹۸ و ۹۹)
کتاب «گلدا اینجا خوابیده» نوشته سعاد العامری و ترجمه لیلا سادات حسینی در قطع رقعی، جلد شومیز، کاغذ بالکی، در ۲۲۸ صفحه مصور، با شمارگان ۳۰۰ نسخه در سال ۱۴۰۴ توسط انتشارات سوره مهر منتشر شد.
نظر شما