به گزارش روابط عمومی حوزه هنری انقلاب اسلامی و به نقل از جوان آنلاین، اساساً هنر و مشخصاً نقاشی، یکی از ابزارهای انتقال مفهوم و زبان مشترک همه افراد در سرتاسر جهان است؛ او که تسلطش به این زبان جهانی اثبات شده، بهخوبی توانسته به حفظ روایتها کمک کرده و مفاهیم عمیقی را در این قالب ارائه کند. حسن روحالامین در پیوند دادن امر قدسی با رخدادهای اجتماعی و خلق یک اثر هنری ماندگار تخصص دارد؛ آثاری که در همه این سالها گواهی بر این ادعا هستند.
در نقاشی «ملینای سه ساله»، رسم کردن تیرهایی که به او اصابت کرده، درد و مظلومیت را روایت میکند و گویی رخدادی تاریخی در حافظه ایرانیان مرور میشود؛ تیر سهشعبه و شهادت شیرخواره کربلا یا در اثری که ساعاتی پس از شهادت حاج قاسم خلق شد، تصویر سردار ایرانی در آغوش سردار کربلا، حضرت اباعبدالله، راوی حقیقتی فرامادی بود؛ حقیقتی که یقیناً دلها به آن قائل بودند و با هنر روحالامین، چشمها هم از این حقیقت بینصیب نماندند. اینگونه عناصر در آثار او سخن میگویند و فریاد میزنند هر آنچه را که نمیتوان گفت.
در مباحث مطالعات فرهنگی، ایده «الماس فرهنگی» که نخستینبار از سوی وندی گریزوولد مطرح شد، به این موضوع اشاره میکند که «هنر عصاره فرهنگ و زندگی اجتماعی است و پیوندهای موجود بین هنر و جامعه به واسطه خالقان هنر از یک سو و دریافتکنندگان از سوی دیگر برقرار میشود.» به بیانی سادهتر، هنر و جامعه با یکدیگر در تعاملاند و بر هم تأثیر متقابل دارند. این ایده در آثار روحالامین به عمل رسیده است. بهعنوان مثال، او در جدیدترین اثرش با نام «سایه امنیت» و با موضوع شهدای عملیات تروریستی آمریکا علیه ملت ایران، به زبانی متفاوت همدردی خود را با خانوادههای داغدار ایرانی به تصویر کشیده است. روحالامین در رسم این نقاشی از ویژگیهای نمادین و مینیمال استفاده کرده است؛ از گلبرگ بهعنوان نمادی از خونهای پاکِ ریختهشده و با دیدِ کبوتری به وقایع اخیر، تمام جانباختگان و شهدا را اینگونه تصویر کرده است. او به همین واسطه، امنیتی را که بیش از چهل سال است با خون حفظ شده، برای جامعه خود یادآور میشود و به این ترتیب واکنشی هنری به وقایع اخیر نشان میدهد.
اما آثار روحالامین فراتر از بوم و رنگ، چه تأثیری بر جامعه خود گذاشته است؟ با توجه به ذات هنر که یک عمل ارتباطی و چندجانبه است، هر هنرمند به موازات اثری که از اجتماع دریافت میکند، نقش اثرگذاری هم دارد. حسن روحالامین که سلاحش نقاشی است، گویی میدان دیگری برای مبارزه ترسیم کرده است؛ میدانی وسیع به نام هنر. او در این میدان با تحریف و فراموشی مبارزه میکند و هنر را نه فقط در رعایت اصول زیباییشناسی، بلکه بهعنوان ابزاری قدرتمند برای ارائه جهانبینی و مفاهیم عمیق معرفی میکند.
یکی از وجوه تمایز هنر او، جسارت در پرداختن به لحظات دراماتیک و کمتر دیدهشده تاریخ است. او بهجای تکرار تصاویر کلیشهای، به سراغ زوایای مغفول و انسانیتر وقایع میرود. این رویکرد مخاطب را از یک ناظر صرف به یک همذاتپندار تبدیل میکند. برای مثال، در بسیاری از آثار عاشورایی، او بهجای نمایش صرف صحنههای نبرد، بر عواطف، اندوه و ارتباطات انسانی میان شخصیتها تمرکز میکند. این تکنیک روایتهای آشنا را بازآفرینی کرده و لایهای تازه از معنا و احساس به آنها میبخشد و باعث میشود نسل جدید نیز با این مفاهیم ارتباطی عمیق برقرار کند.
این نگاه نو میتواند در تمام عرصههای هنر تسری پیدا کند و حتی برای سایر هنرمندان الهامبخش باشد. همچنین آثار او توانسته احیاگر بسیاری از وقایع تاریخی و مذهبی باشد؛ امری که نهتنها مانع از محبوس شدن این وقایع در کتابها شده، بلکه آنها را به سطح جامعه نیز منتقل کرده است. تابلوی «حمزه سیدالشهدا، الگوی همیشه تاریخ» که همزمان با ایام شهادت سیدحسن نصرالله و هاشم صفیالدین خلق شد، نمونهای از این آثار و یادآور جایگاه و عظمت جناب حمزه، یکی از پهلوانان و اسطورههای تاریخ اسلام است.
برانگیختن حس همدلی و تقویت روحیه جمعی از دیگر تأثیرات هنر روحالامین در سطح جامعه است. معمولاً اثری که هنرمند پس از یک بحران یا جنگ خلق میکند، به نوعی یادبودی از آن بازه بحرانی عمل میکند و این موضوع همچنین منجر به تقویت حافظه تاریخی یک ملت میشود. برای مثال، اثری که در جنگ ۱۲ روزه از سوی این هنرمند نقاش خلق شد و «پاسداران وطن» نام گرفت، در پی انتقال پیامی امیدبخش به تمام مردم ایران بود؛ اینکه پس از شهادت هر سردار ایرانی، جانشینان آنها میآیند و حرکت را ادامه میدهند.
علاوه بر این، هنر روحالامین در عرصه بینالمللی نیز کارکردی دیپلماتیک و فرهنگی پیدا کرده است. آثار او با تکیه بر زبان جهانی هنر و مفاهیم انسانی مشترک مانند مظلومیت، عدالتخواهی و فداکاری، توانسته پیام انقلاب و مقاومت را به مخاطبانی فراتر از مرزهای ایران منتقل کند. این تابلوها بدون نیاز به ترجمه، روایتگر داستانهایی هستند که در رسانههای جهان روایت میشوند. در واقع، هر اثر او به مثابه یک سفیر فرهنگی عمل میکند که چهرهای واقعی و انسانی از ارزشهای جامعه ایران را به نمایش میگذارد و پلهای ارتباطی جدیدی میسازد.
تابلوی «عرش بر زمین افتاد»، که بیشک یکی از تأثیرگذارترین آثار روحالامین به شمار میرود، به نوعی آخرین لحظات زندگی امام حسین (ع) را به تصویر کشیده و با ایجاد شوک بصری در مخاطب، توانسته توجه افراد را تا حد بسیار زیادی جلب و آنان را از بیتفاوتی در برابر وقایع مهم تاریخی فاصله دهد. بهطور کلی، آثار حسن روحالامین چکیدهای از همه آنچه تا به امروز از سر گذراندیم است. آثار او نه فقط حامل مضامین روایی، بلکه حامل و حافظ بخشهایی از تاریخ پر فراز و فرود این سرزمین و به نوعی تاریخ مصور و دیدنی ایران اسلامی هستند.
نظر شما