به گزارش روابط عمومی حوزه هنری انقلاب اسلامی، محمد رودگر نویسنده و پژوهشگر حاضر در این نشست، هدف از برگزاری سلسله جلسات «در جستجوی روایت ایرانی» را بررسی روایت ایرانی در آثار ادبی چون رمان «تشریف» معرفی کرد و گفت: ما در این نشستها دغدغهمان نقد به معنای رد کار یا مچگیری نیست بلکه ما دنبال روایت ایرانی هستیم.
وی اظهار کرد: ما در دهه ۹۰ متوجه شدیم اتفاقی در ادبیات داستانی در حال ظهور است که هیچ جایی درباره آن صحبت نشده و هنوز هم کامل شکل نگرفته است. ما در جستجوی این کمالگرایی خاص هستیم که نویسندگان ایرانی در دهه ۹۰ در پی آن بودند و میخواهیم در این باره کار پژوهشی انجام دهیم.
رودگر افزود: بزرگترین نقطه قوت رمان «تشریف» کاری است که در بحث روایت رخ داده و آنچه آن را به عنوان رمان پیشرو و متمایز کرده نزدیک شدن آن از طریق معنا بر ساختار ادبی به روایت ایرانی و بومی است.
نشانی از مولفههای روایت ایرانی
وی اتفاقات رمان «تشریف» را فراتر از واقعیت عینی که در خیابانهای همدان در دوره انقلاب رخ داده دانست و تاکید کرد: نشانه پیوند واقعیت با فراواقعیت از مولفههای روایت ایرانی است که در رمان «تشریف» وجود دارد.
مجید آقایی منتقد این نشست به چند تعریف از ادراک و فهم هستی اشاره کرد و افزود: در این حوزه ما با دو مقوله به شکل مستقیم متصل هستیم، اول روایت و دوم زبان. ما از طریق روایت ادراک میکنیم. روایت بیان نیست بلکه خوانشی است که ما از هستی داریم و به واسطه اتصال به مقوله زبان ظهور پیدا میکند و از طریق بیان شکل میگیرد.
وی اظهار کرد: دو مولفه اصلی در حوزه عملکرد زبان وجود دارد، مفهوم و دیگری معنایی. ما برای انتقال مفاهیم از زبان استفاده میکنیم و در مرحله بعد از طریق اتصال به رویکردهایی مفاهیم را به سمت انتقال معانی حرکت میدهیم.
این منتقد بیان کرد: عزتی پاک در رمان «تشریف» از شیوه دلنشین و نثر فارسی استفاده کرده و از بیان شاعرانه فارسی بهره برده است و بعد از یک روش یا الگویی برای روایت استفاده کرده است. در روایت ایرانی بر دو فاکتور تامین کننده کنش روایت و تامین کننده روند روایت بر میخوریم. در شیوه یا الگوی روایت پردازی کهن معمولا یک شخصیت داریم که در جستجوی چیزی وارد مسیری میشود و ما آن را به سفر تشبیه میکنیم که همان سفر قهرمان است. همچنین با مجموعهای از موانع در این مسیر مواجه میشویم و این عنصر اساسی روایت کهن را میسازد که در روایت ایرانی هم وجود دارد.
وی ادامه داد: ما تمام موارد مطرح شده را در متن عزتی پاک میبینیم و او به ادبیات کهن ایرانی آشنایی دارد و به همین دلیل هم قهرمان را وارد این مسیر میکند.عامل دیگری که این کتاب را به شیوه روایت ایرانی متصل میکند، بهرهگیری از کهن روایتها و اساطیر است. مانند کهن الگوی زن فتنهگر یا کهنالگوی پیر فرزانه.
وی یادآور شد: در «تشریف» تم جستجو را در تمام عملکرد قهرمان اثر میبینیم و این باعث میشود تا انتهای کتاب پیش برویم. ما در روایت کهن، موقعیت زمانی و مکانی نداریم بنابراین قهرمان در فضای تهی از زمان و مکانِ قابل فهم، ما را به سمت خاصی هدایت میکند. به نظر من تنها مشکلی که در کتاب خدشه وارد میکند، ماجرای جستجوی شخصیت شهریار در بطن تاریخ انقلاب است. اگر میخواهیم متونی داشته باشیم که به حیات خود به شکل دائمی ادامه دهد باید به شکلی، دلالتهای مفهومی قابل قضاوت خودمان را به سمت دلالتهای معنایی گسترش دهیم و اگر میخواهیم متونمان از باب حوزههای معنایی به آنچه هویتسازی میکند، متصل بماند باید از لغزش جریان روایت مفهومی بکاهیم. شأن معناسازی روایت ایرانی اجل از فروکاهیدن ما در زمینههای قابل قضاوت است. پیدا کردن حقیقت در امری ماورایی و غیرقابل عینیت میتوانست در بستری شکل بگیرد که ما را به موقعیت زمانی و مکانی ویژه متصل کند.
امید و انتظار
علی اصغر عزتی پاک نویسنده کتاب «تشریف» در بخش دیگر این نشست گفت: وقتی داشتم رمان «تشریف» را مینوشتم به مفاهیم مهمی که به عنوان باورمندان شیعه مذهب و بالاتر از آن به عنوان مسلمان داریم، خیره شده بودم . من میخواستم با تکیه بر آن متنی سامان دهم و خوانش خود را ارائه کنم. یکی از موضوعات مهم برایم امید و انتظار بود که هرچه فکر کردم، از انتظار دور شدم و به امید روی آوردم و سعی کردم داستان در این گفتمان بگنجد یعنی با حرکت شروع شود و با حرکت ادامه پیدا کند و با حرکت به پایان رسد. فکر کردم از نشستن که خوانش غالبی در انتظار بوده و از تفسیر انتظار به نشستن فاصله بگیرم و بگویم من نمیتوانم با آن خوانش همراه باشم و فکر میکنم ما باید امید به ظهور داشته باشیم و این داستان با تکیه بر این خوانش نوشته شد. من دیدم وضعیت شخصیت داستانم ظلمانی است بنابراین سعی کردم در این ظلمت حرکت کنم تا به جایی روم که پایان داستان صبح بود.
به آستانه فکر کردم
وی دیگر موضوع مهم خود را پی جویی مدام مردم برای آمدن و حضور امام معرفی کرد و افزود: من نخواستم داستانی درباره لحظه انقلاب بنویسم بلکه من به آستانه فکر کردم و تا آستانه هم شخصیت را آوردم. شخصیت داستان در این برهه کاملا آگاه شده و در لحظه ورود به عرصه عمل داستان ما تمام میشود. برای من این دگرگونی شخص اهمیت داشته است و من میخواستم داستانی در آستانه انقلاب بنویسم. اینها چیزهای بود که من با تکیه بر سنت و فرهنگی که میشناختم و بر اساس روایات و قصههایمان و همچنین مطالعه کتاب درباره غیبت نوشتم.
این نویسنده ادامه داد: در حال حاضر زمان و مکان دارای شخصیت شدهاند و قرار است که ما از زمان و مکان برای القای مضامین داستان استفاده کنیم و این در ماندگاری خلل وارد نمیکند چرا که جهان شخصیت در داستان جایگزین شده است. جهان شخصیت میماند و ما با تکیه بر آن میتوانیم عالم داستان را به شخصیتهای دیگر منتقل کنیم که آن زمان و مکان نیستند.
آقایی منتقد این نشست در پاسخ به این مبحث گفت: نثر عزتی پاک در «تشریف» فوقالعاده است و شخصیتهای داستان دوستداشتنی هستند و حرکتهایشان ما را با خود همراه میکند اما وقتی شما چنین روند روایی را به موقعیت تاریخی که قابلیت قضاوت دارد، تقلیل میدهید در زمان خواندن نباید در بستر تاریخی قضاوت شود چراکه در اینصورت مواردی چون حرکت به سمت حقیقت زیرسوال میرود. وقتی صحبت از مسیر حرکت قهرمان به سمت دریافت حقیقت است و نه واقعیت، مولفههای زمانی و مکانی هم بر اساس حقیقت باید ساخته شود.
وی در ادامه به ارجاعات قرآنی عزتی پاک در کتاب «تشریف» اشاره کرد و افزود: تمام این موارد ما را به عنوان مخاطب بالا میبرد تا جایی که در داستان مجسمه به پایین کشیده میشود و پس زمینههای این امر با پیرنگی که شما شکل دادهاید، سامان پیدا نمیکند.
آقایی اظهار کرد: عرصه روایت ایرانی عرصه همدلی با آدمها است. زمانیکه موقعیت تاریخی را با آدمهایی که طلب حقیقت میکنند، جمع میکنیم طبیعتا میتوانیم فضای اساطیری بسازیم و این آدمها را در درون آن قرار دهیم.
وی با تاکید بر ضرورت شناخت مولفههای روایت ایرانی عنوان کرد: بحث روایت در روایت باعث شد من درگیر فضای معنوی شوم که ریشهاش در روایت ایرانی است ولی این شیوه تودرتو با برخورد با دیوار مفهومی من را از خواب میپراند. همه جنس کار، جنس معنایی است و تم اثر معنایی است و روند کار به دنبال معناسازی است. مواجهه آدمها به دنبال کشف معناست ولی بستر غیرمعنایی است که این امر ما را دچار قضاوت میکند.
مجید آقایی در پایان گفت: «تشریف» بسیار رمان قابل احترامی است چرا که تلاش صادقانهای از سوی نویسندهای است که به یک جغرافیا و یک فرهنگ آشناست. این تلاش صادقانه مسئولیتی برای همه ما به همراه دارد که پرچم شیوه روایت را بالا نگه داریم و الگو و مولفههایش را پیدا کنیم و به تکرار آن بپردازیم.
نظر شما