سید علی سیدان- سردبیر ماهنامه سوره، صبح ۱۶ دی ۱۳۹۸ را به یاد بیاور! مردم در خیابان انقلابِ تهران و خیابانهای فرعیِ متصل به آن، ایستاده و نشسته و پرسهزنان، چشمبهراه یک تابوت بودند. تابوتی که پیکر یک «سرباز» را در خود جا داده بود. سرمای استخوانسوز، نوک انگشتان دست و پا را سِر کرده بود؛ اما قلبها، پرحرارت از داغ یک شقایق آتشگرفته بود. حزن و جنون و خشم و شوق و پریشانی و طمأنینه، یکجا جمع شده بود. عدهای از شهرهای دیگر، به تهران آمده بودند تا در «صحنه» حاضر باشند. آنها دریافته بودند که در آن روز، یک «صحنه تاریخی» برپا شده است. آن روز، روز خدا بود. هر روز، روز خداست اما روزهایی هست که خدا اراده میکند تا حجاب معاصرت را از پیش چشمان خوابآلود و غفلتزده کنار بزند و خودی نشان دهد. اینچنین است که «یوم الله» رقم میخورد؛ و روز بدرقه میلیونی قاسم سلیمانی «یوم الله» بود: وَذَکِّرْهُم بِأَیَّامِ اللَّهِ. دست خدا، از دل جماعتی که در صحنه حاضر شدند، پیدا شد تا ما به رازِ «یَدُ اللهِ مَعَ الْجَمَاعَة» پِی ببریم. قاسم سلیمانی «ید الله» بود که به یاری امت محمد و ملت ایران آمد و بر نیرنگ دشمن فائق شد تا ما جلوهای از «یَدُ اللَّهِ فَوقَ أَیدیهِم» را به چشم ببینیم.