«سینما سوره» بعد از ۱۱ شب نمایش فیلم؛ هر روز در سه سانس به کار خود پایان داد. به گواه حاضران از عهده این مهم در حد توان برآمده و از خود خاطرات و خرده روایتهایی ماندگار بر جای گذاشته، خرده روایتهایی که خواندن گلچینی از آنها خالی از لطف نخواهد بود.
چیزی که داستان فیلم «ناتور دشت» را از عملیات نجات صرف برای پیدا کردن یک دختر بچه به عملیاتی برای نجات انسانیت تغییر جهت میدهد، وجه خاکستری شخصیتهای فیلم است که هر یک به نحوی سعی در جبران اشتباهات خود دارند و در عین حال از تاوان در امان نمیمانند.
سینما شاید از قصه آغاز نشود اما حتماً با قصه اوج میگیرد و قوام پیدا میکند. پیام، مضمون و محتوا اگر در زرورقِ یک داستان استخواندار پیچیده نشود، فیلم را تبدیل به بیانیه میکند و سینما را به میدان میتینگ. روی همین حساب است که پیداکردن قصهای روایتکردنی و مضمونپردازیِ آن، بینهایت دشوار است و اگر فیلمسازی بتواند از این گردنه به خوبی عبور کند، میتواند امیدوار باشد که به مرزهای خلق «سینما» نزدیک شده است.