گفتم: «بلند بشی بری غزه؟ باکی؟ چطوری؟ اسرائیله؛ شوخی که نیست. یک قدم ایستادی عقب، گفتی: اگه راهی باشه پیدا میکنم راه افتادی طرف در. گفتم علی رضا ...، برگشتی،گفتی نگرانم نشو تو بخواب بر میگردم»