مطالعه، سفری است بیمرز که ذهن را از روزمرگیها فراتر میبرد و دریچههایی نو به سوی جهانهای ناشناخته میگشاید. هر کتاب، فرصتی است تا با اندیشههایی که قرنها در دلِ واژهها نهفتهاند همکلام شویم؛ چرا که خواندن، نه تنها دایره لغات و دانش ما را وسعت میبخشد، بلکه با تقویت تفکر انتقادی و همدلی، به ما میآموزد تا دنیا را از منظرهای گوناگون بنگریم.
اواخر سال ۱۴۰۳، ترجمه بوسنیایی کتاب «روزهای بیآینه» نوشته گلستان جعفریان، توسط انتشارات بومی «دوبرا کِنیگا» – به معنای «کتاب خوب» – با ترجمه نرمین هوجیچ در بوسنی و هرزگوین منتشر شد. انتشار این اثر را میتوان یکی از تجربههای موفق در حوزه ادبیات پایداری دانست؛ تجربهای که گام نخست و سرنوشتساز آن، انتخاب درست کتاب برای ترجمه بود. درباره روند ترجمه، انتخاب اثر و همکاریهای فرهنگی مرتبط، در یادداشتی جداگانه خواهم نوشت؛ اما در اینجا تمرکز تنها بر واکنشهایی است که پس از انتشار کتاب شکل گرفت.