۱۴۰۵.۰۷.۲۶

هشتمین گردهمی تخصصی از سلسله‌نشست‌های «طنزچین» ویژه فنون کوتاه‌نویسی و شگردهای طنزپردازی، برگزار شد.

به گزارش روابط عمومی حوزه هنری انقلاب اسلامی، هشتمین گردهمی تخصصی از سلسله‌نشست‌های «طنزچین» ویژه فنون کوتاه‌نویسی و شگردهای طنزپردازی، روز شنبه ۲۵ مهرماه ساعت ۱۷ با حضور مهدی فرج‌اللهی، شاعر، نویسنده و طنزپرداز، نویسندگان و جمعی از علاقه‌مندان به ادبیات طنز برگزار شد.

مهدی فرج‌اللهی در ابتدای این نشست به روند آموزشی کارگاه‌های «طنزچین» اشاره کرد و گفت: یکی از شگردهای بنیادین در نویسندگی طنز، خرد کردن و تجزیه یک موضوع محوری به اجزای کوچک‌تر است؛ مهارتی که ذهن طنزپرداز را سرشار از ایده‌های تازه می‌کند و حتی می‌تواند مصالح لازم را برای آفرینش یک قصیده یا متن مطول فراهم آورد.

وی با اشاره به شعر و جهان فکری ایرج‌میرزا افزود: ایرج‌میرزا شاعری چندوجهی با تناقض‌های شگفت‌انگیز است؛ شازده‌ای قاجاری و از نوادگان فتحعلی‌شاه که از یک‌سو به‌شدت از مشروطه‌خواهی دفاع می‌کرد و از سوی دیگر زبان تند و هجویات صریحش موجب می‌شد آثارش در دوره‌هایی از دسترس جوانان و مدارس دور نگاه داشته شود.

این نویسنده و طنزپرداز با بیان اینکه ایرج‌میرزا پیوند عمیقی میان عاطفه و نقد اجتماعی برقرار کرده بود، اظهار داشت: شعر ایرج تنها در طنزهای تند یا پرده‌دری‌ها خلاصه نمی‌شود، بلکه عاطفه سرشار در سروده‌های مادرانه‌اش مثل ترجمه قطعه مشهور دل مادر یا منظومه‌های «اندرز به فرزند» و ماجرای علیمردان‌خان، جایگاه ارزنده‌ای دارد. 

او همچنین نگاهی منتقدانه به مفاسد اداری و روزگار خود داشت که نمونه برجسته آن نقد ساخت مزار فردوسی با مطلع «یک وجب ساخته آخر نشود قبر حکیم...» است.

فرج‌اللهی با تأکید بر شگردهای بیانی ایرج‌میرزا، به یکی از پرکاربردترین فنون طنزآوری قدما یعنی مصدر جعلی اشاره کرد و گفت: بهره‌گیری خلاقانه از واژه‌ها و ساخت فعل از اسامی ناآشنا همچون کاربرد هنرمندانه در سروده‌های طرزی افشار و سپس شاعران عصر توفیق مانند حسامی محلوجی، از امکانات کم‌نظیر زبان فارسی برای ایجاد شیرینی و غافلگیری در شعر است. بیت ایرج‌میرزا با مضمون بسته شدن درهای بهشت و «مردم همه می‌جهنمیدند»، گواه درخشان استفاده از همین شیوه است.

وی در ادامه، بحث ظرفیت‌های زایایی زبان و افعال بسیط را مورد توجه قرار داد و با بیان دیدگاه‌های کارشناسی حاضران جلسه خاطرنشان کرد: شمار افعال بسیط در فارسی امروز رو به کاستی نهاده و ساخت افعال و مشتقات نو از واژه‌ها نظیر زنگیدن یا اصطلاحات کنایی مطبوعات توفیق مانند «شهراری» به جای شهرداری، علاوه بر گره‌گشایی‌های زبان‌شناختی، بار طنز و کنایه اجتماعی را مضاعف می‌کند؛ موضوعی که در کارگاه‌های آتی به‌صورت مناظره‌ای اختصاصی میان صاحب‌نظران به بحث گذاشته خواهد شد.

در بخش دیگری از این گردهمی، یکی از طنزپردازان حاضر به خواندن داستانی شیرین و طنزآمیز از ماجرای گیر کردن ریشه‌های شال خود به دکمه پالتوی مسافری در مترو و پیامدهای سوءتفاهم‌برانگیز آن در میان مسافران پرداخت که با استقبال و تشویق حاضران روبه‌رو شد.

در بخش دیگری از این نشست، محمد سلامی، شاعر و طنزپرداز به تشریح شگرد «اسلوب معادله» و تمایز آن با «حسن تعلیل» در طنزپردازی پرداخت.

وی با ارائه مثال‌هایی از پیوند ایهام و تصویرسازی‌های مضمونی از جمله بیتی از ناصر فیض اظهار داشت: اگرچه در حسن تعلیل شاعر علتی شاعرانه و خلاف‌آمد برای یک واقعیت می‌تراشد (همچون خمیده راه رفتن کهنسالان در جست‌وجوی ایام جوانی) اما در «اسلوب معادله» با تطبیق و ارسال مَثَل، یک مفهوم انتزاعی با تصویری ملموس و عینی معادل‌سازی و اثبات می‌شود؛ ابزاری که در شعر و نثر طنز امروزی، کارایی برانگیزاننده و ممتازی دارد.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha