به گزارش روابط عمومی حوزه هنری انقلاب اسلامی، بیستویکمین نشست از سلسله نشستهای «شاهنامهخوانی» روز شنبه ۱۸ مهرماه ۱۴۰۵ با تدریس یوسفعلی میرشکاک، شاعر و پژوهشگر، به همت دفتر پاسداشت زبان فارسی در سالن سلمان هراتی حوزه هنری برگزار شد.
میرشکاک در ابتدای این نشست با اشاره به دگرگونی جایگاه اجتماعی فرزندان خاندانهای صاحبمنصب در گذر زمان، گفت: اگر قرار باشد سرنوشت برخی از این افراد مانند قاجار به زوال بینجامد، ممکن است شماری از آنان به کارگری و مشاغل دیگر روی بیاورند. در گذشته، خطاب قرار دادن شاهزادگان با عباراتی خاص و رفتار با آنان، تابع جایگاه اجتماعیشان بود؛ اما امروز عنوان «آقازاده» بهتدریج جایگزین «شاهزاده» شده است.
او با اشاره به جایگاه شاهنامه در تاریخ و فرهنگ ایران افزود: شاهنامه کتابی است که به گذشته تاریخی و هویتی ما پیوند خورده است. در این سرزمین، کمتر کسی را میتوان یافت که در میان نیاکانش، شاهان یا بزرگان طریقت و شریعت حضور نداشته باشند. ملتهای کهن با چنین مسئلهای روبهرو هستند و این موضوع درباره ما، به دلیل پیشینه تاریخی و تمدنیمان، اهمیت بیشتری دارد. ما کشوری با هویت و پیشینهای تازهتأسیس نیستیم.

این پژوهشگر در ادامه، با اشاره به بیت «به گیتی کسی چون سیاوش نبود / چنو راد و آزاد و خامش نبود»، به تبیین ویژگیهای شخصیتی سیاوش در شاهنامه پرداخت و اظهار کرد: یکی از نشانههای بزرگمنشی و والایی سرشت، خاموشی است. این ویژگیها از جمله خصلتهایی هستند که باید در مدیران و کارگزاران اداره یک سرزمین سراغ گرفت.
میرشکاک همچنین با اشاره به این بیت از شاهنامه: «گر از تور دارد ز مادر نژاد / هم از تخم شاهی نپیچد ز داد» درباره اهمیت تبار مادری در روایتهای شاهنامه توضیح داد: در جهان شاهنامه، مسئله تبار مادر و تعلق قومی او اهمیت دارد. نگرانی از اینکه مادر فرد به قومی دیگر تعلق داشته باشد، در برخی روایتها با دغدغه حفظ هویت و جلوگیری از گرایش به قوم مادری پیوند میخورد. در این چارچوب، تبار و وابستگی قومی از موضوعاتی است که در بررسی شخصیتها و مناسبات قدرت در شاهنامه باید به آن توجه کرد.
نظر شما