به گزارش روابط عمومی حوزه هنری انقلاب اسلامی، هفتادمین گردهمی آموزشی «طنزآمیز» دوشنبه، ۱۳ مهرماه، ساعت ۱۷، با حضور اسماعیل امینی، شاعر، طنزپرداز و استاد دانشگاه، به طنز در شعر حافظ اختصاص یافت.
در این نشست که با موضوع سازوکارهای طنز، ساختارشکنی رندانه و نشانهشناسی در غزل حافظ برگزار شد، امینی با نگاهی انتقادی به آسیبشناسی برداشتهای کلیشهای از دیوان حافظ پرداخت و ضمن رد تاویلهای ذوقی و غیرعلمی، از سازوکارهای دقیق طنز و نقد اجتماعی در غزلهای این شاعر بلندآوازه گفت.
این استاد دانشگاه در ابتدا به آسیبشناسی شیوه مواجهه مخاطبان و شارحان با شعر کلاسیک، بهویژه دیوان حافظ، پرداخت.

او با اشاره به تقسیمبندیهای قطعی نظیر «این غزل مطلقا عارفانه است» یا «آن غزل کاملا اجتماعی است»، این نگرشها را متکی بر اعتمادی غیرعلمی دانست و تاکید کرد: معنا باید از دل ساختار زبانی متن استخراج شود، نه آنکه شارح پیشفرضهای ذهنی خود را بر شعر تحمیل کند. متن را باید تحلیل کرد، نه اینکه از خودمان به آن معنی بار کنیم. اگر از ابتدا با جزمیت برچسب عارفانه بر متنی بزنیم، در پیادهسازی و تاویل اجرای شاعرانه به تناقض میافتیم؛ درست مانند این تعبیر متکلفانه که در بیت «صوفی گلی بچین و مرقع به خار بخش / وین زهد خشک را به می خوشگوار بخش».
امینی خاطرنشان کرد: ادعاهایی مانند «این بیت معانی باطنی نامفهومی دارد که در فهم همگان نمیگنجد»، اغلب حربهای است برای فرار از تحلیل علمی و زبانی متن.
این پژوهشگر ادبی با بیان اینکه هیچ معنای عمیقی در هیچ شعری نیست که نتوان آن را از روی ساختار متن دریافت، افزود: اگر دشواری و گرهی وجود داشته باشد یا ناشی از بوطیقای نحوی اثر است یا از کمبود دانش و تجربه مخاطب؛ نه اینکه شاعری تعمدا متنی بنویسد که هیچکس نفهمد. گذشتگان ما نظام فکری روشنی داشتند و درباره خلقت، عشق، رستاخیز و جامعه بهصراحت و روشنی سخن گفتهاند.
او در همین راستا، شعر حافظ را در قیاس با زبان پیچیده و فضلفروشانه شاعرانی چون انوری و خاقانی، ملایم و پیراسته خواند و با ذکر بیتی از انوری در مدح ممدوح؛ «تو را عطیه عمری چنان که هیلاجش / کند کبیسهی سالش عطای کبری را» خاطرنشان کرد: اینگونه پیچیدهگوییهای منجمانه در ستایش عمرهای ناممکن، تنها تلاشی برای فضلفروشی درباری بوده است؛ امری که با جوهره هنر حافظ و سهل و ممتنع بودن کلام او فاصله ماهوی دارد.
امینی همچنین تسری دادن مباحث روانشناسی زرد به ادبیات کهن فارسی را انحرافی بیپایه توصیف کرد.
این طنزپرداز در تشریح روششناسی ورود به دنیای حافظ، به مفهوم «نشانه» اشاره و بیان کرد: عناصر واژگانی حافظ افزون بر معنای وضعی خود، بار قراردادی و نشانهشناسانه دارند؛ درست مانند علائم وضعی جامعه که رفتاری نمادین را نمایندگی میکنند.
او سپس چهار ساختار مسلط و حاکم بر روزگار حافظ را برشمرد که شامل ساختار صوفیگری و خانقاه، ساختار مناسبات قدرت، ساختار قشریگری شریعت و ساختار هنجارهای عرفی جامعه هستند.
امینی نبوغ حافظ را در این دانست که با تمام این ساختارهای متصلب شوخی کرده و رویکردی عمیقا انتقادی در پیش گرفته است و افزود: حافظ در پاسخ به تابوها و حوزههای ممنوعه زمانه نظیر باده، میکده، مطرب، زنار و آتشکده، از همان قلمروهای ممنوعه یک نظام زیباشناختی ساخت تا معنویت اصیل را نشان دهد؛ سنتی که پیش از او با سنایی آغاز شد و در شعر عطار، مولوی و سعدی بالید و در غزل حافظ به اوج کمال رسید.

در ادامه این گردهمی، این ادیب و نویسنده با تمرکز بر غزلی با مطلع «صوفی از پرتو می راز نهانی دانست / گوهر هر کس از این لعل توانی دانست»، چگونگی فعال شدن طنز حافظ در برابر تظاهر و ریاکاری را بررسی کرد.
امینی با اشاره به بیت نخست، تناقض بنیادین موجود در شعر را ریشه طنز حافظ دانست و گفت: طنز در این بیت در سازگاری و ناسازگاری مفاهیم نشان داده میشود؛ می در اینجا آزمون و استعاره از آشکارگی حقیقت است. آدمها در حالت عادی نقاب دارند اما وقتی مست قدرت، مست ثروت یا مست غفلت میشوند، گوهر درونشان بیرون میزند.
این جلسه با پرسش و پاسخ حاضران پیرامون خوانشهای ذوقی از متون کلاسیک به پایان رسید.
نظر شما