به گزارش روابط عمومی حوزه هنری انقلاب اسلامی، بیستوششمین نشست از سلسله جلسات ادبی «تماشا»، روز یکشنبه ۱۲ مهرماه ۱۴۰۵، در سالن طاهره صفارزاده حوزه هنری برگزار شد. در این نشست، سید محمد جواد شرافت و محمد رضا سنگری حضور داشتند.
در ابتدای بیستوششمین نشست از سلسله جلسات ادبی «تماشا»، نشست نقد و بررسی کتاب شعر «چای عصر ظهور»، با حضور سیدمحمد جواد شرافت، منتقد، زهرا سپهکار، نویسنده اثر، افسانه غیاثوند شاعر و فریبا یوسفی دبیر این دوره ادبی برگزار شد.
در بخش نخست این جلسه، شرکتکنندگان در دوره ادبی «تماشا» نکات خود درباره کتاب «چای عصر ظهور» را مطرح کردند؛ برخی از عنوان کتاب، سوژهیابی و نگاه آرمانگرای شاعر و برخی دیگر تنوع موسیقایی و مضمونی، تصویرسازی و زبان این اثر گفتند.
افسانه غیاثوند به عنوان کسی که سپهکار را راهنمایی و مشاوره کرده، عنوان کرد: برای چاپ شعر خوب هیچوقت دیر نیست و من به همه پیشنهاد میدهم که اگر اشعار ۱۰ سال دیگر قابلیت خوانده شدن دارند، این کار را کنید. در اولین فایل صوتی به خانم سپهکار توصیه کردم که یکسال به خودشان زمان دهند و مبادرت به انتشار سریع آنها نکنند.
او با اشاره به تشتت محتوایی کتاب «چای عصر ظهور» گفت: این کتاب با تشتت موضوعی میتواند معرف شاعر خود باشد و مخاطب را با جهان شاعر آشنا میکند. ما قرار است گزارشگر حالات خود باشیم و شعر زهرا سپهکار اینگونه است و این امتیاز محسوب میشود که ما را با جمود فکری مواجه نکرده است.

غیاثوند با اشاره به یکی از اشعار این کتاب اظهار کرد: اشعار سپهکار صدای زنانه امروزی را از نگاه شاعری بیان میکند که بین چند لایه همسر بودن، مادر بودن و... است؛ زنی که آزادی برایش محصور و کوچک شده نیست بلکه اعتراض ضمنی و هوشمندانه از حق محروم شده زن دارد. این کتاب نشان میدهد که شاعر انسان متعهد است.
این شاعر بیان کرد: عموما در نخستین آثار افراد پرش محتوایی و عدم بکار بردن تجربیات دیگران را شاهد هستیم ولی من مطمئنم که در آثار بعدی سپهکار شاهد انسجام بیشتری خواهیم بود.
سیدمحمدجواد شرافت به ضرورت پیوند شعر با دیگر هنرها اشاره کرد و گفت: در این کتاب ما با دو شخصیت روبهرو هستیم یکی شاعر اوایل دهه ۹۰ و دیگری شاعر سال ۱۴۰۰ به بعد. شاعر در زمان سرایش یک موقعیت داشته ولی لازم است تا در زمان ارائه کتاب به همان شرایط باز برگردد و چون شاعر ۱۰ سال تجربه بیشتر داشته اکثر اشعار «چای عصر ظهور» نیاز به ویرایش داشتند. شاعر باید برگردد به شعرش.
او با بیان اینکه سپهکار بلد است کشف و شهوداتش را خوب مطرح کند عنوان کرد: دو شاعر در کتاب داریم و اگر شاعر فقط شعرهای سال ۹۶ به بعدش را چاپ میکرد مجموعه قویتری میداشت ولی با چاپ تمام این اشعار روند رشد شاعر را میبینیم.
این شاعر و منتقد با اشاره به عنوان کتاب «چای عصر ظهور» جزئینگاری را از امتیازها و ویژگی های خوب، این کتاب دانست و افزود: کتاب از موقعیت مومنانه و بیان مستقیم برخوردار است. نگاه شاعر به جهان، زن و آزادی متفاوت است.
او افزود: گاه برخی حرفها درست نیست ولی غلط هم نیست و حتی درگیر مادیات و چیزهای جزئی شدن قابل توجه است.

شرافت یادآور شد که مشت گره کرده در این اشعار به خوبی مورد استفاده قرار گرفته است و شاعر در سال ۱۴۰۰ کشف و شهود خوبی دارد.
او اظهار کرد: فصلبندیها را نپسندیدم چراکه معتقدم شعر با موضوع خانواده مقابل شعر آیینی نیست. اگر فصلبندی نبود من با ذهنیت اشعار را نمیخواندم و شعرها هم در ادامه هم میبود.
این منتقد ادامه داد: نکته دیگر تکبیتیهایی است که در کتاب آمده و دلیلش را متوجه نمیشوم. برخی تکبیتیها برایم لطفی نداشت ولی برخی خیلی خوب بود و حیف بود که تکمیل نشده ماندند. این تکبیتیها زبان و فرم یکدستی داشتند.
محمدجواد شرافت گفت: این اشعار کتاب وزن و ساختار خوبی دارند. کتاب تجملات و زندگی شلوغ را با شعری زنانه نقد کرده است. استفاده از زبان محاوره، کلام مردمی و لحن زنانه قابل توجه است.
فریبا یوسفی دبیر دوره ادبی «تماشا» در ادامه این نشست اظهار کرد: با دو شعر پایانی کتاب «چای عصر ظهور» انتظاری که ما از شاعر داریم برآورده شد؛ آنجا که الفاظ مادرانه استفاده شده و در شعری که رفتار مادرانه را شاهد هستیم.

او ادامه داد: انتظار این است شاعر از شعار فاصله بگیرد و به شعر نزدیک شود و این در اشعار پایانی مشهود است.
یوسفی همچنین جابجایی برخی کلمات برای بهتر شدن شعر و کامل شدن وزن را مطرح کرد و افزود: در نگارش کتاب یا سرودن شعر مهم این است که دقت کنیم آیا صد سال دیگر هم اثرمان برای مخاطب کارایی خواهد داشت و همانطور که ما شعر شاعران قرنها پیش را میخوانیم و میبینیم که چقدر شعر زنده است، مخاطب ارتباطی با اشعار ما برقرار می کند؟
او در پایان تاکید کرد: مجموعه « چای عصر ظهور» ابتدای کار سپهکار است و اثر بعدی وی قطعا بهتر خواهد بود.
شاعران، شاگردان قرآن
محمدرضا سنگری، نویسنده و پژوهشگر، در ادامه این نشست، مبحث خود را با عنوان «شاعران، شاگردان قرآن» ارائه کرد و گفت: بسیاری از شاعران بزرگ ما در قرآن شناور بودند. حافظ نیز در شعری میگوید: «هرچه کردم همه در دولت قرآن کردم.»
او در ادامه روایتی از امیرالمؤمنین (ع) درباره قرآن بیان کرد: «إِنَّ الْقُرْآنَ ظَاهِرُهُ أَنِیقٌ وَ بَاطِنُهُ عَمِیقٌ لَا تَفْنَی عَجَائِبُهُ وَ لَا تَنْقَضِی غَرَائِبُهُ وَ لَا تُکْشَفُ الظُّلُمَاتُ إِلَّا بِه»
بدرستی که ظاهر قرآن نیکو و باطن آن عمیق است. شگفتیهای آن از بین نمیرود و غرایب آن تمام نمیگردد و تاریکیها جز به سبب قرآن گشوده نمیشود.
سنگری افزود: به گمان من هر شعر و اثر هنری موفق باید این پنج ویژگی را داشته باشد.
او با اشاره به لزوم توجه به موسیقی در خوانش شعر گفت: ما در خوانش شعر معمولاً به بهرهگیری از موسیقیهای شعر توجه نمیکنیم، اما در قرآن باید این موضوع رعایت شود.

این پژوهشگر در ادامه به دو گونه بهرهگیری شاعران از قرآن اشاره کرد و گفت: شاعران از قرآن دو گونه بهرهگیری و استفاده کردند؛ اول از ساختار آن و دوم از درونمایه قرآن بهره گرفتند. ساختار قرآن خودش بسیار آموزنده است.
او در ادامه این موضوع به تعداد سورههای قرآن و مکی و مدنی بودن آنها اشاره کرد و گفت: سورههایی که در مکه نازل شدهاند کوتاهاند. آنها که در آغاز بر پیغمبر نازل شدهاند در آخر قرآن آمدهاند. اما سوره حمد بر پیشانی قرآن است و هم مکی است و هم مدنی. خداوند قرآن را وارونه سامان داده است.
سنگری ادامه داد: اولین سورههایی که نازل شدهاند، آهنگشان محسوستر است. اما وقتی به ۲۸ سوره مدنی برمیگردید، موسیقی کمتری احساس میکنید. سورههای مکی آهنگ و موسیقیشان با متنی که مطرح میکند تناسب دارد. مثلاً در آخر سورههای قرآن سجع را میبینید اما در آخر سجع را میشکند.
او یکی از ویژگیهای عمده سورههای قرآن را شروع ناگهانی دانست و گفت: نوع ورود به یک مسئله خیلی مهم است. عمده سورههای مدنی با ابهام آغاز میشوند و حروف مقطعه دارند.
نظر شما