به گزارش روابط عمومی حوزه هنری انقلاب اسلامی، ساعت ۲۱ در تالار حافظ، نمایش آغاز میشود. بازیگران با تیپهای جاهلی وارد صحنه میشوند و موسیقی و حرکات فرم از همان دقایق ابتدایی، فضای متفاوتی را پیش روی تماشاگر قرار میدهد.
روایت در ابتدا مخاطب را با جوانی آشنا میکند که عاشق دختری شده است؛ اما پدر دختر با این ازدواج مخالف است. مخالفتی که از سر لجبازی یا کینه شخصی نیست، بلکه از این باور ناشی میشود که مرد زندگی دخترش باید اهل کار و تلاش باشد و بتواند زندگی خود را اداره کند.
درست زمانی که مخاطب درگیر ماجرای عشقی مردجوان می شود، نوبت ورود پهلوان قلیچ به داستان میرسد. قلیچ نیز عاشق دختری به نام «ایران» است، اما خواهر او، «تورانخانم»، برای رسیدن این دو عاشق به یکدیگر شرط و شروطی دارد. بیان طنز تورانخانم در طرح خواستههایش، مخاطب را با خنده وارد سفری پرماجرا میکند؛ سفری که قرار است قلیچ را برای به دست آوردن سنگی گرانبها به سرزمینهای مختلف ببرد.
تماشاگر در ادامه، همسفر «پهلوان قلیچ» میشود و همراه او از ایران به سرزمینهای دیگر سفر میکند. موسیقی، حرکات فرم و طراحی پوشش، بخشی از این سفر را شکل میدهند و به ایجاد فضایی متنوع و فانتزی کمک میکنند. در همین مسیر، قلیچ با دیوی به نام «سنجدی» روبهرو میشود؛ دیوی که قرار است به دست قلیچ کشته شود، اما در نهایت میان این دو، رفاقتی شکل میگیرد که یکی از نقاط مهم داستان را رقم میزند.

سفر اصلی قلیچ، سفری درونی است
اگرچه بخش مهمی از نمایش بر سفر بیرونی قلیچ و عبور او از سرزمینهای مختلف استوار است، اما سفر مهمتر، سفری درونی است؛ سفری که از لحظه مواجهه قلیچ با انتخاب میان عشق و بخشش آغاز میشود.
قلیچ برای رسیدن به عشق خود باید دیو را بکشد، اما در این نقطه میان خیر و شر قرار میگیرد و در نهایت خیر را انتخاب میکند. او بخشیدن دیو را به رسیدن فوری به عشق خود ترجیح میدهد.
در حقیقت، نقطه آغاز بلوغ قلیچ در این افسانه، نه عبور او از سرزمینهای مختلف، بلکه لحظهای است که میبخشد. قلیچ در این مرحله از غرور و حتی خواسته شخصی خود عبور میکند، اتفاقی که در اسطورههای دیگر نیز نمونههایی از آن دیده میشود.

طنزی که سخیف نیست
یکی از نقاط قوت «پهلوان قلیچ» را میتوان در نوع استفاده از طنز جستوجو کرد؛ طنزی که تلاش میکند بدون تکیه بر شوخیهای نامتعارف، مخاطب را با خود همراه کند.
حفظ مرز میان طنز و ابتذال در یک نمایش کمدی کار سادهای نیست؛ بهخصوص در شرایطی که گاهی شوخیهای نامتعارف به یکی از ابزارهای اصلی جذب مخاطب تبدیل میشوند. «پهلوان قلیچ» اما تلاش کرده است طنز خود را در چهارچوب داستان و شخصیتها نگه دارد و از این طریق، فضای مناسبی برای تماشای خانوادگی نمایش ایجاد کند.
در این نمایش، طنز تنها برای خنداندن مخاطب به کار گرفته نشده و در کنار آن، مفاهیمی مانند عشق، تلاش، وفاداری، رفاقت، بخشش و عبور از غرور نیز دنبال میشود.

یکی از پیامهای نمایش این است که انسان برای رسیدن به عشق باید تلاش کند، اما نباید صرفاً به دلیل حرف مردم دست به هر کاری بزند. گاهی لازم است انسان از غرور خود عبور کند و حتی از خواستهای که برای رسیدن به آن تلاش کرده است، بگذرد. در کنار این مفاهیم، سفر و تجربه مسیرهای تازه نیز بخشی از جهان نمایش را شکل میدهد.
در مجموع، «پهلوان قلیچ» نمایشی است که میتوان آن را در کنار اعضای خانواده تماشا کرد؛ اثری که با بهرهگیری از اشعار فارسی، داستانهای کهن، موسیقی و حرکات فرم تلاش کرده است روایتی مفرح و در عین حال معناگرا را پیش روی مخاطب قرار دهد. ترکیب طنز، قصه، موسیقی و پایانبندی احساسی نیز از عواملی است که این نمایش را به اثری مناسب برای تماشای مخاطبان گروههای سنی مختلف تبدیل میکند.
نمایش «پهلوان قلیچ» به نویسندگی و کارگردانی رضا محمدیانجوادی و حسین قاسمی و تهیهکنندگی علی شیرمحمدی تولید شده و خانه نمایش امید سفارشدهنده این اثر است.
این نمایش تا ۲۶ مهرماه، ساعت ۲۱ در تالار حافظ روی صحنه است.
نظر شما