به گزارش روابط عمومی حوزه هنری انقلاب اسلامی، آیین بزرگداشت شهید مصباح الهدی باقری تحت عنوان «دیدار مصباح الهدی» با حضور حجتالاسلام محمد قمی رئیس سازمان تبلیغات اسلامی، محمدمهدی دادمان رئیس حوزه هنری، چهرههای دانشگاهی و فرهنگی چون بشیر حسینی، محمدرضا زائری، حبیب احمدزاده، حامد جعفری و… پنجشنبه ۱۹ شهریورماه در تالار اندیشه حوزه هنری برگزار شد.
نخستین سخنران این محفل حمید ایزدبخش مدیر مرکز رشد دانشگاه امام صادق بود که به خاطراتی از شهید مصباح الهدی باقری اختصاص داشت.
او با اشاره به اینکه از ۹ اسفندماه ۶ ماه و ۱۰ روز و ۵ ساعت و چند دقیقه میگذرد، به نقش شهید مصباح باقری اشاره کرد و گفت: این شهید نه فقط یک رئیس بلکه جان مرکز رشد بود که با رفتنش جان ما را هم برد. او مربی و معلم، مشاور امین و دلسوز، تلاقیدهنده تشکلها با نقاط اثر، رهبری تعاملی، شبکهساز، آشنا به تزریق آدمها در ماموریتهای تازه، معلم اخلاق در میدان، تصویرساز موثر از مرکز رشد، فصل الخطاب و محور وحدت، دروازهبان ارتباطات بیرونی بود.

پس از پخش نماهنگ مراسم تشییع پیکر شهید مصباح الهدی سید محمود رضوی، رابط شهید باقری با سینما، به عنوان دومین سخنران این آیین بزرگداشت، معرفی شد.
او گفت: اخلاص او از جنس کسی که آقازاده و فرزند آیتالله باقری کنی است یا استاد دانشگاه امام صادق (ع) است و مرکز رشد را تاسیس کرده و حتی داماد رهبر است، نبود. او همه اینها بود اما دنبال دیده شدن نبود.
او ادامه داد: شهید باقری خود را موظف میکرد آنچه که از حضرت آقا دریافت میکند را به افراد و آنچه از افراد میگیرد را بدون هیچ کم و کاستی به رهبری برساند. اخلاص شهید باقری برای این بود که خودش و همه تواناییهایش را در اختیار رهبر قرارداده بود.
سید محمود رضوی تاکید کرد: شهید باقری، افراد را کشف میکرد و به آنها برای ارتقا کمک میکرد و انسانساز بود. او برخلاف دیگر افراد فرصت ارتباط با رهبری را به عنوان ابزاری برای خدمترسانی بکار گرفته بود و با سادگی، صمیمیت، اخلاص و با همفهمی و همنشینی، کارها را پیش میبرد.

او ادامه داد: شهید مصباح باقری اثر هنری از یک فرد دیده بود که رگههایی از موضوعات انسانی داشت. خواست تا با آن فرد دیدار کند اما من مخالفت کردم و گفتم این فرد خیلی نسبتی با شما و انقلاب ندارد. شهید باقری گفت شماره او را به من بدهید تا با هم صحبتی داشته باشیم. بعد از چند جلسه، گفت اگر بشود کمک کنیم کاری انقلابی یا اخلاقی بهتر از ساخته قبلی داشته باشیم. دوباره اصرار کردم که از تعامل با ایشان چیزی در نخواهد آمد. شهید مصباح باقری که امتناع مجدد من را دید، گفت که در کل کارنامه این فرد اگر اثری باشد که تغییری نسبت به کار قبل داشته باشد و رنگ و بوی ارزش داشته باشد، گامی برای انقلاب است.
کار را در عرصه جریان علمی دنبال کنید
انسیه کتابچی معاون دبیرخانه ستاد ملی جمعیت عنوان کرد: همکاری ما که جمعی از پزشکان حوزه خانواده بودیم به اسفند ۹۶ بر میگردد و از آن دوره همواره به صورت مستمر و مداوم از مشورت شهید مصباحالهدی باقری استفاده میکردیم. آنچه موضوعی مهم در رفت و آمدها بود، توجه ایشان به مباحث مهمی چون خانواده بود که ما به آن توجه داشتیم. شهید باقری غیر از این موضوعات به ما که بازیگران آن صحنه هم بودیم خیلی توجه میکرد. در هر جلسهای که داشتیم تلنگر و ذکری از رهبر شهید یا نقل قولی از پدرشان که کمک حالمان باشد مطرح میکرد تا ما به عنوان بازیگران این صحنه هم بزرگ شویم.

او ادامه داد: شهید باقری اصرار داشت که کار را در عرصه جریان علمی دنبال کنیم و از رهبری نقل میکرد که نخبه کسی است که ظرفیتهای شخصی را تبدیل به ظرفیت ملی کند. او پیگیر بود که جریان خانواده را با جریان نخبهگی پیگیری کنیم. قواعد را خوب میدانست و یکی از آن قاعدهها، ذوب شدنش در مسیر حضرت آقا بود.
همجوشی با مردم
نادر جعفری هفتخوان، دوست شهید مصباح الهدی باقری، با نشان دادن چندین عکس از ویژگیهای او گفت و یادآور شد: شهید باقری به واسطه اینکه آقازاده یا داماد رهبری بود، به خصایص والای انسانی نرسید بلکه برای رسیدن به این جایگاه مسیری طی کرده بود و ما هیچگاه چیزی از جنس آقازادگی در او ندیدیم.
او با اعلام اینکه شهید باقری نماد همجوشی با مردم بود اظهار کرد: پدر شهید باقری اهل کشاورزی بود و برای همین هم فرزندانش همجوش با مردم شدند. یک وجه از ویژگی شهید باقری این بود که او آدمی بسیار مردمی و بانشاط و سرزنده بود.
در ادامه کلیپی از آیتالله عابدینی درباره ارتباط مصباح باقری با رهبر شهید پخش شد.
اخلاق و اخلاص پربسامدترین ویژگی شهید
سپس حسین انتظامی معاون وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی که دیگر سخنران این آیین بزرگداشت بود، پربسامدترین ویژگی شهید باقری را اخلاق و اخلاص وی دانست و گفت: یکی دیگر از ویژگیهای شهید مصباح باقری جنبه علمی او بود که بخاطر فروتنیاش کمتر دیده شده است. همچنین یکی دیگر از کارهای او اهتمام به تاسیس مرکز رشد بود.
او ادامه داد: نگاه شهید باقری به مرکز رشد دانشگاه امام صادق (ع) مثل باغبان بود که مرتب آن را صیانت میکرد. جنبههای دینی، اخلاقی و خانوادگی او باعث میشد این مرکز نمود بیشتری پیدا کند.

انتظامی در بخشی از سخنانش یادآور شد: شهید باقری اهل وصل بود و به دور از ادبیات و تقسیمبندیهای رایج که انسجامکش و همدلیکش هستند، به جنبههای مثبت افراد توجه میکرد و آنها را به هم وصل میکرد و از این پسوند همافزایی بوجود میآورد.
محمدحسن ابراهیمی کنی در بخش دیگر این رویداد به تعامل و همکاری خود با شهید باقری اشاره کرد و گفت: سال ۱۴۰۰ با مرکز رشد پروژهای داشتیم و ارتباطی با شهید باقری برقرار شد. در آن ایام میخواستیم، ایده بینشهای رفتاری را وارد کشور کنیم؛ ایدهای که همه مانعش میشدند. شهید باقری با اینکه ما ذیل مرکز رشد نبودیم از ما حمایت کرد. او نقل میکرد که رهبری گفتهاند اگر از میان ده هزار گروه ایده نو، ۱۰ یا ۱۰۰ گروه به نتیجه رسد ما کارمان را انجام دادهایم.
او در ادامه به واژه امید از نگاه شهید باقری پرداخت و یادآور شد که اولین حسی که شهید باقری به دیگران منتقل میکرد امیدواری بود.
سپس برادر شهید مصباح باقری به عنوان سخنران صحبت کرد. علی باقری با یاد رهبر شهید و خانواده و پیروان امام شهید در جنگ تحمیلی گفت: هیچگاه مایل نبودم سخنرانی کنم چون شهید مطهر است پس کسی که طاهر است باید درباره آن صحبت کنند. صحبت کردن هم باید مبتنی بر عقل باشد ولی احساس من اجازه نمیدهد عقلانی با این مسئله برخورد کنم. اگرچه جایگاه شهید عالی است ولی صحبت درباره آن راحت نیست.
او با اشاره به جای خالی مصباح باقری، همسر و فرزندانش اظهار کرد: در شکل گیری شخصیت مصباح باقری سه عالِم و شخصیت بزرگ شیعی تاثیرگذار بودند، اول پدر، بعد عمو و در رأس آنها امام شهیدمان. او آدم و یک وجهی نبود و در شئون مختلف میتوانست نقشهای مقتضی را ایفا کند.

او عنوان کرد: مصباح باقری به دلیل مشغلهاش مثل آدمهای معمولی نمیتوانست به خانوادهاش رسیدگی کند ولی همین فرد مرکز رشد را در راستای فرآینده تقویت خانواده ایجاد کرد و به دوستانش میگفت که حق را درباره خانوادههایتان ادا کنید. وقتی سازوکاری را قبول نداشت زیربار آن نمیرفت و میگفت اگر بخواهیم اثرگذار باشد باید معطوف به تربیت انسان باشد. او به ساختارها احترام میگذاشت و نگاه همه جانبه او، جامعیت فکرش را اثبات میکند.
زندگی مصباح باقری، شبیه اسطورهها
سپس علیمحمد مودب درباره این شهید گفت: مصباح باقری، فردی پرشور و بانشاط بود. شبیه اسطورهها است که آدمی با چنین جایگاهی، اینطوری زندگی میکرد که ما دیدیم.
او با اشاره به تواضع و رفتار بیادعای شهید مصباح باقری بیان کرد: او رازوار زندگی کرد و مثل سرباز خالص رهبری گرهها را باز میکرد.
مودب یادآور شد: مصباح باقری خود را همیشه از بازگویی نقشش در گرهگشاییها حذف میکرد و در اینجا هم هنوز نمیتوان خیلی چیزها را از کارها و عملکردش گفت. با اینکه جایگاه رسمی نداشت ولی همیشه همراه رهبر بود و دنبال شهرت نمیرفت و فقط مأموریت خود را انجام میداد.

این شاعر در پایان سخنش شعری برای رهبر شهید خواند.
با پخش نماهنگ شکرانه توفیق مسعود درخشان به عنوان سخنران، درباره مصباح باقری صحبت کرد و گفت: شهید سالهای سال سیل عشق بود. او سالها از نفحات حیات طیبه پدر بزرگوارش بهرهها برد و خزائن قلبش را به انوار معرفت و محبت الهی مزین کرد. آنگاه با عنایات الهی به حلقه اهل بیت امام شهیدمان پیوست و از چشمه فیوضات آن حکیم فرزانه توشه اندوخت و تا توانست از محبت نردبانی ساخت که به عشق الهی صعود کند و رشد خود را در پیشرفت دانشجویانش ببیند. او بجای کسب مدارج دانشگاهی به رشد و اعتلای علمی و تربیتی دانشجویان و استادان جوان همت کرد. گویی به خوبی دریافته بود که معلمی و انسانسازی شغل انبیاست. مرکز رشد دانشگاه امام صادق را بنیان نهاد تا فضای فرهنگی و تربیتی مناسبی فراهم شود که دانشجویان مستعد و متعهد در کنار استادان آگاه همفکری و مباحثه کنند و کشور را به سمت پیشرفت هدایت کنند.
سپس مشکات سوداگر که در کودکی با شهید باقری دیدار داشته بهخاطرگویی پرداخت.
محمدحسین پویانفر در بخش پایانی این آیین بزرگداشت با اشاره به آشنائیاش با مصباح باقری گفت: حس میکردم برای مصباح باقری انسانها خیلی مهم هستند. بزرگترین شاخصههای او این است که اهمیت تربیت، جذب و نگهداری نیروی انسانی را میدانست و تلاش میکرد تا نیروی انسانی باقی بماند.
او ادامه داد: او اگر حس میکرد کسی یک تار مو به انقلاب دل داده او را جذب میکرد و فضا را آنقدر به سمت دوستی میبرد که شرایط برای راحت صحبت کردن، باز شود. او به شدت وظیفه خود میدانست که قلبها را به هم نزدیک کند.
پویانفر تصریح کرد: شهید باقری در دانشگاه امام صادق طوری عمل کرد که دانشگاه برایم پناهگاه شده بود و هر زمان گره ذهنی داشتم یا مسئلهای حل نمیشد اولین جایی که به آن پناه میبردم؛ دانشگاه امام صادق بود و اولین گوش شنوا، گوش شهید باقری. از لحظهای که به شهادت رسید حس میکنم برادرم را از دست دادهام.

نظر شما