۱۴۰۵.۰۶.۱۱

محمدرضا سنگری در صدوسی‌ونهمین جلسه «مثنوی‌خوانی» گفت: مولانا با استفاده از داستان‌های میان‌پیوندی به درک مفهوم داستان اصلی کمک می‌کنند. او ناگهان داستان را رها می‌کند تا نکته‌ای آموزشی و معرفتی را بیان کند که برای فهم مطلب ضروری است.

به گزارش روابط عمومی حوزه هنری انقلاب اسلامی، صدوسی‌ونهمین جلسه «مثنوی‌خوانی»، صبح چهارشنبه یازدهم شهریور ماه ۱۴۰۵ با حضور جمعی از علاقه‌مندان به ادبیات عرفانی در اتاق ۴۰۲ حوزه هنری برگزار شد. این جلسات که پیش از ایام جنگ تحمیلی به‌طور مستمر در صبح‌های چهارشنبه با تدریس محمدرضا سنگری، نویسنده و پژوهشگر ادبیات، برگزار می‌شد، پس از وقفه‌ چندماهه به دلیل شرایط جنگی، بار دیگر از سر گرفته شد.

بازگشت به آغوش مثنوی

محمدرضا سنگری در آغاز این جلسه، با ابراز دلتنگی از تعطیلی چندماهه کلاس‌ها و دوری از جمع دوستان، ضمن ابراز خرسندی از برپایی مجدد این محفل گفت: «به آغوش مثنوی برگشتیم.»

او در ادامه به یکی از داستان‌های کلیدی مثنوی یعنی داستان «طوطی و بازرگان» پرداخت و با یادآوری جزئیات این حکایت تصریح کرد: بازرگان که به هندوستان سفر کرده بود، طوطی خود را برای هم‌صحبتی با طوطیانِ آن دیار عرضه کرد. اما به محض مواجهه با طوطیان هند، طوطی‌اش از جمع آن‌ها بر زمین افتاد. در بازگشت، بازرگان سوغات اهل منزل را می‌دهد و ماجرای طوطی را برای طوطی خودش تعریف می‌کند؛ طوطی پس از شنیدن ماجرا، بر کف قفس می‌افتد. بازرگان که تصور می‌کند طوطی مرده است، در قفس را باز می‌کند تا آن را بیرون بیندازد، اما طوطی بلافاصله پرواز کرده، رها می‌شود و می‌رود.

سنگری در تحلیل این داستان گفت: «طوطی در این داستان اهمیت ویژه‌ای دارد؛ از یک سو نماد سخن‌وری است و از سوی دیگر، برای مولانا، طوطی نمادی از شمس است. نگاه مولانا به این داستان، نگاهی چندبعدی است.»

چهار مفهوم اخلاقی؛ از حسد تا ناصح

سنگری در بخش دیگری از این جلسه، با اشاره به مباحث مطرح‌شده در جلسات پیشین، چهار مفهوم «حسد»، «غبطه»، «غیرت» و «ناصح» را تشریح کرد و درباره ارتباط معنایی میان آن‌ها توضیح داد.

او «حسد» را به معنای تاب نیاوردن خوبی‌ها، تعالی و توانایی‌های دیگران دانست و گفت: حسد از ویرانگرترین ویژگی‌های انسانی است که می‌تواند فرد را به حذف و نابودی دیگری سوق دهد.

به گفته او، از نگاه مولانا و قرآن، حسد ریشه در تاریکی‌های وجود انسان دارد و هابیل نخستین قربانی حسادت در تاریخ بشر به شمار می‌رود.

این استاد دانشگاه در ادامه، «غبطه» یا «رشک» را در نقطه مقابل حسد قرار داد و توضیح داد: غبطه به معنای آرزو کردن فضیلت‌ها و خوبی‌های دیگران و تلاش برای دستیابی به آن‌هاست؛ بدون آنکه فرد خواهان از میان رفتن موفقیت یا جایگاه دیگری باشد.

وی همچنین «غیرت» را تاب نیاوردن بدی در خود و دیگران عنوان کرد و افزود: غیرت به معنای فاصله گرفتن از منفی‌ها و تلاش برای حذف آن‌هاست. فرد غیور اجازه نمی‌دهد میان او و حق فاصله‌ای ایجاد شود و در این مسیر، همواره به مراقبت از خود و خودسازی توجه دارد.

سنگری در ادامه «ناصح» را مرتبه‌ای فراتر از این مفاهیم دانست و گفت: ناصح کسی است که اگر فضیلتی را در دیگری دید، تنها به آرزوی داشتن آن فضیلت اکتفا نمی‌کند، بلکه تلاش می‌کند به رشد و تعالی آن فرد نیز کمک کند.

به گفته او، ناصح کسی است که برای تکامل خود و دیگران زمینه‌سازی می‌کند و رشد فردی را در کنار رشد دیگران دنبال می‌کند.

تعلیق در روایت‌گری مولانا

این پژوهشگر ادبیات در پایان جلسه با اشاره به تکنیک‌های روایی مولانا گفت: «همان‌طور که پیش‌تر گفته‌ام، مولانا استاد تعلیق است. او از داستان‌های میان‌پیوندی استفاده می‌کند که هرگز زائد نیستند و به درک مفهوم داستان اصلی کمک می‌کنند. روش دوم او این است که ناگهان داستان را رها می‌کند تا نکته‌ای آموزشی و معرفتی را بیان کند که برای فهم مطلب ضروری است.»

در پایان جلسه، بخشی از ابیات مربوط به داستان طوطی و بازرگان قرائت و واکاوی شد:

«شنیدن آن طوطی حرکت آن طوطیان و مردن آن طوطی در قفس و نوحهٔ خواجه بر وی

چون شنید آن مرغ کان طوطی چه کرد

پس بلرزید، اوفتاد و گشت سرد

خواجه چون دیدش فتاده همچنین

بر جهید و زد کله را بر زمین

چون بدین رنگ و بدین حالش بدید

خواجه بر جست و گریبان را درید

گفت ای طوطیِ خوبِ خوش‌حنین

این چه بودت‌؟ این چرا گشتی چنین‌؟

ای دریغا مرغ خوش‌آواز من

ای دریغا همدم و همراز من

ای دریغا مرغ خوش‌الحان من

راح‌ِ روح و روضه و ریحان من

گر سلیمان را چنین مرغی بدی

کی خود او مشغول آن مرغان شدی‌؟»

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha