۱۴۰۵.۰۶.۰۱

سیدعلی میرفتاح، نویسنده، نقاش و روزنامه‌نگار، گفت: تنها یک نفر را دیدم که درباره هر موضوعی پرسش داشتم، فهمی درست و متعادل ارائه می‌داد و همه‌چیز در او مانند یک هارمونی هماهنگ بود؛ او سیدمرتضی آوینی بود. 

به گزارش روابط عمومی حوزه هنری انقلاب اسلامی، بیست‌وپنجمین نشست از سلسله جلسات ادبی «تماشا»، روز یکشنبه ۱ شهریورماه ۱۴۰۵، در سالن طاهره صفارزاده حوزه هنری برگزار شد. در این نشست، سیدحسین شهرستانی و سیدعلی میرفتاح و حجت‌الاسلام اسماعیل رمضانی حضور داشتند. 

شهرستانی در آغاز، به سوالات شاعران درباره ایران و واژهٔ امت پاسخ داد و موقعیت و سابقهٔ ایران را تلاشی برای ایستادن در نقطه‌تعادل میان شرق و غرب دانست و گفت: ایران چیزی است که فردوسی می‌گوید؛ بنابراین ایران به‌مثابه یک ایده و جغرافیای فرهنگی مطرح است، همان‌گونه که شرق یک مفهوم و افقی از هستی محسوب می‌شود.

او با اشاره به نگاه غیرتوسعه‌گرایانه در فرهنگ ایرانی افزود: روح‌ نژادپرستی، دیوارکشی برای اثبات برتری است و با درمیان‌بودن در تقابل قرار دارد. ذات فرهنگ ایرانی بر تعامل و پذیرش حقیقت استوار بوده و همواره در برابر حقیقت کرنش داشته است. جوهره فرهنگ ایرانی، زمینه‌سازی برای «اِنَّ اَکرَمَکُم...» است.

شهرستانی با تفکیک مفهوم ملت و امت توضیح داد: ملت یعنی آیین و امت به معنای جماعت است. امت وسط، همان امت پیامبر است؛ یعنی حقیقتی که روح آن، امت اسلامی و کالبدش، سرزمین میانه و نقطه‌تمدن است.

او طرح مسئله ایران را پرداختن به هویت ملی دانست و تأکید کرد: ایران یک ماهیت است که در طول تاریخ تعریف داشته و تحقق تاریخی دین در بطن فرهنگ، در اینجا اهمیت می‌یابد. ایران بستر تحقق فرهنگ دینی است و دین خدا به این بستر نیاز دارد. حقیقت اسلام بر دوش ایران قرار گرفته و ایران نیز با ظهور اسلام شکوفا شده است؛ هرچه گوهر در تمدن اسلامی وجود دارد، مختص ایران است.

شهید آوینی در هنرهای مختلف مانند یک هارمونی هماهنگ بود

شهرستانی افزود: در ایران عنصری وجود دارد که زمینه‌ساز وقوع انقلاب اسلامی شد. نباید ایران را اصل پنداشت، نه آن را به‌مثابه هویت ملی صوری در نظر گرفت؛ چراکه ایرانی‌بودن، وجهی استثنایی و ذخیره‌ای فرهنگی است.

او به نظامی گنجوی اشاره کرد و گفت: نظامی در ستایش‌های خود برای پیامبر، هویت ایرانی را حفظ کرده و خسروشاهی را ذیل طرح نبوی قرار می‌دهد و حقیقت را در چارچوب ایده اسلام می‌آورد.

شهرستانی با هشدار نسبت به خودبرتربینی بیان کرد: همیشه باید از گرفتارشدن به خودبرتربینی پرهیز کرد، اگرچه زبان فارسی بوده که این جغرافیا را حفظ کرده است. مفاهیم و ارزش‌ها در بستری تاریخی، پیکره‌مند و هدفمند به ما رسیده‌اند و نمی‌توان آن‌ها را نادیده گرفت، زیرا بدون این پیکره، مفاهیم قابل ارتباط نیستند. 

او کار هنر ایرانی را پیکره‌بخشی زیبایی‌شناختی به مفاهیم دینی دانست و گفت: این به معنای نفی سنت‌ها و فرهنگ‌های دیگر نیست. ایرانیان از اربعین، زیست طبیعی و عشیره‌ای مبتنی بر طبیعت و سادگی را آموخته‌اند.

شهرستانی در ادامه، ایران را به آینه‌ای تشبیه کرد که باید از طریق آن به چیز دیگری نگریست: نگاه به آینه برای دیدن خود آینه نیست، بلکه برای دیدن غیر آن است؛ بنابراین فرهنگ ایرانی در بهترین حالت نباید خود را ببیند. فرهنگ ایران باید آینه‌حقیقت نبوی باشد.

او در پایان، گفت: پرداختن فرهنگ ایرانی به خودش، باعث شکل‌گیری ایران‌گرایی ضدایرانی می‌شود؛ زیرا در چنین شرایطی، ایران خود را کل می‌بیند نه جزئی از کل.

در ادامه این نشست، سیدعلی میرفتاح، روزنامه‌نگار، نقاش و نویسنده، با تأکید بر پیوند زبان فارسی با قرآن گفت: بر هر کسی که در ارتباط با زبان فارسی کار می‌کند، واجب است که با قرآن اُنس و الفت داشته باشد، حتی اگر با دین زاویه داشته باشد؛ زیرا ادبیات فارسی بدون قرآن قابل فهم نیست. قرآن مهم‌ترین منبع ماست. تمام شاعران بزرگ فارسی‌گو، هر توانایی شگفت‌انگیزی که پیدا کرده‌اند، از دولت قرآن بوده است.

او از تجربه‌ی روزنامه‌نگاری خود گفت و به آسیبِ تک‌ساحتی در میان اهل قلم اشاره کرد: من با آدم‌های زیادی سروکار داشتم و به مرور متوجه آسیبی شدم که هم خودم و هم دیگران به آن مبتلا بودیم؛ اینکه کسی را می‌دیدم که در یک زمینه بسیار خوب است، اما از موسیقی، معماری یا هنرهای دیگر درکی ندارد.

شهید آوینی در هنرهای مختلف مانند یک هارمونی هماهنگ بود

میرفتاح افزود: تنها یک نفر را دیدم که درباره هر موضوعی پرسش داشتم، فهمی درست و متعادل ارائه می‌داد و همه‌چیز در او مانند یک هارمونی هماهنگ بود؛ او سیدمرتضی آوینی بود. وجودش وحدت داشت و معنای همت همین است که انسان از آشفتگی خارج شود و همه‌ی وجودش در یک مدار قرار گیرد.

او تأکید کرد: نمی‌شود شاعر خوبی بود و از سینما چیزی ندانست، یا از نقاشی یا سایر هنرها بی‌خبر ماند.

میرفتاح با مقایسه‌ی وضعیت زبان فارسی و انگلیسی گفت: ما در زبان فارسی در این دوره، زحمت‌هایی باید بکشیم که اهل زبان انگلیسی نیاز ندارند؛ چون آن‌ها پیشینه‌ای هنری و ادبی دارند و از همان بستر، به فهم جهان می‌رسند و نویسنده می‌شوند. اما من ایرانی، چون این جهان‌بینی برایم قرضی است و از دنیای دیگری می‌آید، باید نخست تمام پیشینه‌ی خود را بشناسم؛ اشعار پیشینیان را بخوانم و حفظ کنم و شاعران را بشناسم. همچنین باید جهان غرب را هم بشناسم و برای این کار، مطالعهٔ تاریخ یونان و باستان ضروری است.

او افزود: اگر از اساطیر غربی بی‌بهره باشیم، مخاطب محدودی پیدا می‌کنیم و حرف‌مان تاریخ‌مصرف دارد. متأسفانه مرگ آثار ما زودتر از خود ما فرا می‌رسد.

میرفتاح در پایان به ضعف ادبیات معاصر در ستایش طبیعت اشاره کرد و گفت: در شاعران معاصر، جای خالی چیزهای بسیاری دیده می‌شود، از جمله تشبیه و ستایش پدیده‌های واقعی. در قرآن بسیار به طبیعت استناد شده و در ادبیات فارسی نیز اشعار بسیاری دربارهٔ طبیعت داریم؛ مانند نظامی که هر بار صبح و شب را به گونه‌ای نو توصیف کرده است. ما نیاز به ابداع تعابیر تازه دربارهٔ شب، روز، میوه‌ها و طبیعت داریم. مثلاً در حرم حضرت عبدالعظیم، کنار امامزاده طاهر، کاشی‌کاری زیبایی از اوایل قاجار هست که سینی سیب و انار را به طرز بسیار زیبایی طراحی کرده است و به شاعران پیشنهاد کرد به تماشای دقیق آن بنشینند.

شهید آوینی در هنرهای مختلف مانند یک هارمونی هماهنگ بود

در بخش پایانی این نشست، حجت‌الاسلام اسماعیل رمضانی با اشاره به ضرورت خلوص نیت در سرودن شعر، گفت: در روایت داریم که پشیمان‌ترین انسان در روز قیامت، عالمی است که مردم با روایت‌های او هدایت شده‌اند، اما خود او حسرت می‌خورد که ای کاش خودم هم از این هدایت بهره می‌بردم.

او با نقد یک تصور رایج افزود: اشتباهی میان ما رایج شده که گمان می‌کنیم تأثیر، فقط از کسی برمی‌خیزد که جمعیت فراوانی گرد او جمع می‌شوند؛ در حالی که چنین نیست. نادعلی کربلایی از مداحان قدیم تهران بود و شاگردان بسیاری داشت، اما در اواخر عمر، دیگر کسی به روضه‌اش نمی‌آمد، چون صدایش را از دست داده بود. یا سلطان‌الواعظین، نویسندهٔ کتاب شب‌های پیشاور، نه سال آخر عمر را بستری بود و کسی سراغش نمی‌آمد.

رمضانی در ادامه، مطرح کرد: روایت است که به نادعلی کربلایی گفته شد دیگر کسی به روضه‌ات نمی‌آید؛ او پاسخ داد من نشستم و گریه کردم. اهل بیت (ع) به او فرموده بودند: اگر کسی در روضه‌های تو گریه نمی‌کند، ما هستیم و گریه می‌کنیم.

او تأکید کرد: گمان نکنید که با دلِ آکنده از حب دنیا، می‌توانید برای حضرت زهرا (س) شعر بگویید. استاد ما می‌گفت: سماجتِ شبانه، راه حزن است. شب‌ها برخیزید و برای عطش سیدالشهدا (ع) غصه بخورید.

رمضانی در پایان خطاب به شاعران گفت: برای دوره‌های تنهایی‌تان شعر بگویید؛ برای آن لحظاتی که فقط خودتان هستید و امام حسین (ع) و عزرائیل. شعر را در خلوتِ حقیقی خلق کنید.

پخش اختصاصی فیلم «لباس شخصی» در سالن سوره، آخرین بخش از بیست‌وپنجمین برنامهٔ ادبی تماشا بود.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha