۱۴۰۵.۰۵.۰۴

نویسنده «آتشی که نمی‌میرد» گفت: این کتاب روایت تجربیات، دیده‌ها و اتفاقات روزمره‌ام در سفر حج است که حتی در عنوان هم به عشق و علاقه‌ آدم‌ها نسبت به حج اشاره دارد.

به گزارش روابط عمومی حوزه هنری انقلاب اسلامی به نقل از روزنامه جوان، مطالعه‌ کتابی که در آن نویسنده، جانِ شیرینِ خویش را در سفر حج بر ورق آورده، بیش از آنکه خواندنِ گزارش یک سفر باشد، تماشایِ تماشاست؛ گویی دریچه‌ای به روی روحی گشوده می‌شود که در جست‌وجویِ مطلق، غبار از آیینه‌ دل زدوده است. وقتی پا در مسیرِ روایتِ کسی می‌گذاریم که پیش‌تر از ما، قدم بر خاکِ متبرکِ حقیقت نهاده، در واقع از «من»ِ محدودِ خود رها می‌شویم و به تماشایِ حیرت‌ها، لرزش‌ها و یافتن‌های او می‌نشینیم. مطالعه تجربیات سفر دیگران، به ما می‌آموزد که چگونه در تکرارِ زمان، لحظه‌هایی را دریابیم که در آن، جان، سبک‌بال‌تر از همیشه با معبود خویش به گفت‌وگو می‌نشیند و این‌گونه است که با هر صفحه، ما نیز به شکلی دیگر، زائرِ آن سرزمینِ نور می‌شویم.

فرزانه سادات فاطمی یکی از همین نویسندگان است که با نگارش کتابی به نام «آتشی که نمی‌میرد» خاطراتش از سفر حج را با دوستداران حج به اشتراک گذاشته‌ است. او با اشاره به این کتاب گفت: «آتشی که نمی‌میرد» کاملا مستند است و اشتیاق من به دو سفر حجی که مشرف شدم را روایت می‌کند؛ حج اول حجی بود که به خودم واجب شد و حج دوم حجی بود که به نیابت از پدر همسرم که شهید شده، رفتم.

او ادامه داد: کتاب به جای پرداختن صرف به مناسک، از زاویه نگاه یک زن، تجربه زیستن در این سفر معنوی را با زبانی روان، صمیمی و ساده به تصویر می‌کشد. در این روایت‌ها، حج واجب از حج تمتع تفکیک شده است. اگرچه کتاب تلفیق دو حج است ولی روایات حج دوم که نایب شده بودم، پررنگ‌تر است. البته وقتی به وقایع اشاره می‌کنم خواننده متوجه می‌شود که اتفاقات مربوط به کدام سفر است.

او درباره انگیزه‌اش برای عازم شدن به این سفر معنوی تشریح کرد: ما یک خانواده بسیار حج‌دوست هستیم؛ اکثر اقوامم به هر نحوی که شده بود خود را جزو عوامل سفر حج کردند برای مثال یکی روحانی کاروان، دیگری رئیس کاروان شده است. از سویی دیگر پدربزرگم که پزشک بود ۴۰ سفر حج رفت؛ او اولین کسی بود که من با دیدنش ذوق حج در وجودم شکل گرفت و بر همین اساس هم درباره سفر حج گفتگوی زیادی در منزلمان می‌شد.

این نویسنده با اشاره به اینکه «آتشی که نمی‌میرد» اولین کتابش بوده عنوان کرد: از آنجا که از نوجوانی عادت به خاطره‌نویسی داشتم تصمیم گرفتم که پس از مرور تجربیات و دیده‌هایم در این سفر، اتفاقات روزمره‌ای را که نوشته‌هایم و کمتر در سفرنامه‌های حج به آن پرداخته شده را در قالب کتاب منتشر کنم تا اطلاعاتی به دیگران منتقل کنم که در سفرهای حج‌شان مورد استفاده قرار گیرد.

او با اشاره به تاثیر مشوق‌هایی که برای نوشتن این خاطرات داشته اظهار کرد: نگارش این کتاب بنابر حوادث سال‌های اخیر یک سال و نیم طول کشید و چاپ آن توسط انتشارات سوره مهر هم با وقوع جنگ‌ تحمیلی ۱۲ روزه، بعد از یکسال و نیم انجام شد.

فاطمی در بخشی از سخنانش با بیان اینکه ماجراهای کتاب و نوع پرداخت به آن، می‌تواند به عنوان کتابچه‌ راهنما برای افرادی که عازم مکه و مدینه منوره هستند، مفید باشد تاکید کرد: مطالعه این کتاب بیشتر برای کسانی که دوستدار سفر حج باشند، خواندنی است و البته کسانی که بخواهند به حج واجب مشرف شوند. به نظرم تجربیاتی که از آدم‌های دیگر کسب کرده‌ام و در این کتاب آمده به کسانی که عازم سفر به سرزمین وحی هستند کمک بیشتری خواهد کرد. بخاطر دارم که خودم هم برای رفتن به حج از اقوام و فامیل که به این سفر مشرف شده بودند، به قدری سوال پرسیده بودم و اطلاعات کسب کرده بودم که روحانی کاروان هم از حجم اطلاعاتم متعجب شده بود که آیا واقعا این نخستین سفر من است!

او درباره عنوان این کتاب تشریح کرد: «آتشی که نمی‌میرد» به شعر از حافظ که می‌گوید « از    آن    به    دیر   مغانم   عزیز    می‌دارند/ که  آتشی  که نمیرد، همیشه در دل ما است» اشاره دارد که قرار بود در آغاز کتاب آورده شود اما به دلایلی حذف شد. این عنوان به معنای این است که عشق و علاقه به حج در دل افراد زنده است. افرادی چون خانواده‌ام عاشق رفتن به حج هستند و به نظر من حج به عنوان امر واجبی است که وقتی مستطیع می‌شویم باید برویم در حالیکه می‌بینیم که بسیاری از افراد مذهبی سفر کربلا را که البته حاصل عشق به امام حسین (ع) است در اولویت قرار می‌دهند.

فاطمی درباره تجربه اولین نویسندگی‌اش گفت: نوشتن کار خیلی سخت اما تجربه‌ای بسیار شیرین بود. سخت از این نظر که باید در نگارش، دقت زیادی می‌داشتم تا چیزی بنویسم که برای خواننده ارزشمند بوده و به اصطلاح در سفر حج به درد مخاطب بخورد. شیرین بودن این تجربه هم بخاطر استفاده من به عنوان نویسنده از حافظه‌ام بود. من برای نوشتن این کتاب باید به صورت مستمر به زمان، غذاها، اماکن، آنچه در سفر رخ داده بود و دیده بودم اشاره می‌کردم. من نمیخواستم خیال‌بافی‌هایم را وارد کتاب کنم بنابراین تاکیدم در نگارش بر مستند بودن آن بود. خاطراتم از حج بخاطر مرور اتفاقات و جزئیات سفر، همیشه برایم زنده است.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha