به گزارش روابط عمومی حوزه هنری انقلاب اسلامی، شامگاه ۱۲ تیرماه امسال راهی سینما سپیده در خیابان انقلاب شدیم؛ جایی که قرار بود در مراسمی از همنگاره «وقت بوییدن گل» که بر دیوار این سینما نقش بسته بود، رونمایی شود.
همهچیز برای آغاز مراسم آماده بود. سیدکمال هاشمزاده اجرای برنامه را بر عهده داشت و آیین با نام خدا و یاد امام حسین(ع) آغاز شد. رفتهرفته مردم به جمع حاضران پیوستند؛ بهگونهای که نهتنها تمامی صندلیهای مراسم پر شد، بلکه خیابان نیز مملو از جمعیت بود. پرچم سهرنگ ایران در دستان دختران و پسران جوان به اهتزاز درآمده بود و نوای دمامزنان، حال و هوایی حماسی و آیینی به فضای خیابان انقلاب بخشیده بود.

شعری برای پدر امت
هرچه از آغاز مراسم میگذشت، بر شمار حاضران افزوده میشد. در هر گوشهای که نگاه میکردی، عدهای تصویری از رهبر شهید را در دست داشتند و هر بار که مجری نامی از ایشان میبرد، اشک از چشمان بسیاری از حاضران جاری میشد.
در میانه برنامه، احمد بابایی با چهرهای اندوهگین و بغضی که بهسختی مجال سخن گفتن به او میداد، روی صحنه آمد و پشت تریبون ایستاد.
او گفت: «حال و احوالم برای شعرخوانی مناسب نیست؛ اصلاً نباید شعر بخوانم. این روزها باید برای فراق رهبر عزیزمان گریه کنیم و اشک بریزیم.» سپس افزود: «شعری را که قرار بود برای نخستینبار در مصلی بخوانم، امشب برای شما میخوانم.»
بابایی شعرش را با صدایی بغضآلود آغاز کرد. با هر بیت، سکوت جمعیت سنگینتر میشد و اشک بر چهره بسیاری از حاضران مینشست؛ اما یکی از ابیات، بیش از همه دلها را لرزاند:
ای مهربان، این بغض راه شعر بسته است
آقا، شنیدم استخوانهایش شکسته است
ماجرای یک عکس
برنامه به دقایق پایانی خود نزدیک میشد که مجری از منوچهر قلمچی، عکاس و خالق تصویر ماندگار رهبر شهید، دعوت کرد تا روی صحنه حاضر شود. او سالها پیش، تصویری کمتر دیدهشده از رهبر شهید را ثبت کرده بود؛ عکسی که حالا پس از گذشت بیش از سه دهه، الهامبخش خلق همنگاره «وقت بوییدن گل» شده بود. این اثر با مشارکت مردم تهران در روزهای ۱۰ و ۱۱ تیرماه، مقابل سینما سپیده جان گرفت و بر دیوار این سینما نقش بست.سرانجام و هم زمان با مراسم تقدیر و تشکر از او، از هم نگاره رونمایی شد و به این ترتیب مراسم به پایان رسید.

پس از پایان مراسم، فرصتی دست داد تا به سراغ منوچهر قلمچی، عکاس پیشکسوت و ثبتکننده آن تصویر متفاوت و کمتر دیدهشده از رهبر شهید برویم؛ عکسی که پس از سالها الهامبخش خلق همنگاره «وقت بوییدن گل» شده بود. او در گفتوگو با خبرنگار روابط عمومی حوزه هنری، داستان ثبت این قاب ماندگار را اینگونه روایت کرد: در دوران ریاستجمهوری آیتالله خامنهای، بهعنوان خبرنگار و عکاس، در بسیاری از سفرهای ایشان حضور داشتم؛ از جبههها گرفته تا شهرها و استانهای مختلف کشور. ۲۷ خرداد سال ۱۳۶۶، همزمان با سالروز تشکیل جهاد سازندگی، ایشان تصمیم گرفتند از یکی از روستاهای اطراف بوئینزهرا که جهاد سازندگی در آن فعالیتهای عمرانی و سازندگی انجام داده بود، بازدید کنند. ما نیز در آن سفر همراهشان بودیم.
او در ادامه عنوان کرد: در جریان این بازدید، مسئولان جهاد و اهالی روستا با ایشان دیدار کردند و هر کدام خواستهها و مسائل خود را مطرح میکردند. در همین میان، یکی از اهالی چند شاخه گل محمدی به آیتالله خامنهای هدیه داد. ایشان گلها را در دست گرفتند و مشغول بوییدن آنها شدند و من همان لحظه این قاب را ثبت کردم.
قلمچی درباره اینکه چگونه درجریان ماجرای خلق همنگاره «وقت بوییدن گل» که برگرفته از عکس او بود قرار گرفت نیز اینطور گفت: از اینکه این عکس برای این برنامه انتخاب شده، تا امروز اطلاعی نداشتم. ظهر امروز با من تماس گرفتند و گفتند هنگام بررسی آرشیو روزنامه اطلاعات به این عکس برخوردهاند. عکس را پسندیده بودند و چون نام من پشت اثر ثبت شده بود، با من تماس گرفتند و اطلاع دادند که این عکس برای مراسم امشب انتخاب شده است.
این عکاس پیشکسوت ادامه داد: ینکه بعد از گذشت سالها، عکسی که ثبت کردهام امروز روی دیوار و در معرض دید مردم قرار گرفته، برایم بسیار خوشحالکننده است. بالاخره حاصل بیش از ۳۰ سال فعالیت حرفهای، امروز دیده میشود و این اتفاق برای هر عکاسی ارزشمند است.
او افزود: هفته گذشته نیز روزنامه اطلاعات ویژهنامهای منتشر کرد که بخش زیادی از عکسهای آن از آثار من بود. سالها به عنوان عکاس دفاع مقدس فعالیت کردهام و بسیاری از عکسهای شناختهشده دوران جنگ، از جمله تصویر معروف رزمندگان در کنار کشتی به گل نشسته در فتح خرمشهر و همچنین برخی تصاویر مسجد جامع خرمشهر، از آثارم هستند. اینکه امروز این عکسها و آثار دوباره منتشر میشوند و مورد توجه قرار میگیرند، باعث خوشحالی و دلگرمی است.
نظر شما