به گزارش روابط عمومی حوزه هنری انقلاب اسلامی، در تاریخ هر ملت، برخی دستاوردها تنها حاصل پیشرفتهای فنی و فناوری نیستند؛ بلکه محصول ایمان، اراده، تجربه و مجاهدت انسانهایی هستند که در سکوت و بیادعایی، راهی دشوار را پیمودهاند. اگر این تجربهها ثبت نشوند و روایت زندگی صاحبان آنها به نسلهای بعد منتقل نگردد، بخشی از حافظه تاریخی یک ملت از میان خواهد رفت. به همین دلیل، نگارش خاطرات، زندگینامهها و روایتهای مستند از فرماندهان و چهرههای اثرگذار کشور، یک اقدام راهبردی در حفظ سرمایههای تاریخی ایران است.
این ضرورت درباره فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و بهویژه معماران صنعت موشکی و دفاعی کشور اهمیتی دوچندان دارد. آنچه امروز به عنوان قدرت بازدارندگی جمهوری اسلامی ایران شناخته میشود، محصول دههها تلاش شبانهروزی، مدیریت جهادی، نوآوری و عبور از موانع پیچیدهای است که بسیاری از آنها هرگز در رسانهها بازتاب نیافتهاند. ثبت زندگی این فرماندهان در واقع ثبت تاریخ شکلگیری یکی از مهمترین عرصههای پیشرفت ایران معاصر است؛ تاریخی که بدون روایت انسانی، به مجموعهای از آمارها و گزارشهای فنی تقلیل پیدا میکند.
در چنین فضایی، انتشار مجموعه چهارجلدی «آسماندارها» را میتوان گامی ارزشمند در مسیر حفظ این حافظه تاریخی دانست. مجموعهای که به همت مؤسسه روایت سوره تولید و توسط انتشارات شهید کاظمی منتشر شده و روایتهایی از زندگی چهار تن از فرماندهان شهید نیروی هوافضای سپاه را در اختیار مخاطبان قرار میدهد؛ فرماندهانی که هر یک نقشی تعیینکننده در شکلگیری اقتدار دفاعی جمهوری اسلامی ایران داشتهاند.
یکی از مهمترین ویژگیهای این مجموعه آن است که به جای پرداختن صرف به سوابق نظامی و مسئولیتهای سازمانی، تلاش کرده چهره انسانی این فرماندهان را به تصویر بکشد. تجربه نشان داده است که مخاطب امروز بیش از آنکه به دنبال فهرستی از مسئولیتها و دستاوردها باشد، میخواهد بداند قهرمانان یک ملت چگونه زیستهاند، چگونه تصمیم گرفتهاند و چه مسیری را برای رسیدن به موفقیت طی کردهاند. روایت زندگی، پلی است میان نسل امروز و شخصیتهایی که نامشان در تاریخ ثبت شده است.
کتاب «مردی که میخواست زنده بماند» نوشته فاطمه غفار حدادی، به زندگی شهید امیرعلی حاجیزاده میپردازد؛ فرماندهای که نام او با تحول در نیروی هوافضای سپاه و پیشرفت توان موشکی ایران گره خورده است. عنوان کتاب نیز از همان ابتدا مخاطب را با وجهی کمتر شنیدهشده از شخصیت او مواجه میکند؛ انسانی که زیستن را نه برای آسایش شخصی، بلکه برای ادامه مأموریت و خدمت به کشور میخواست. چنین نگاهی میتواند تصویری متفاوت از فرماندهای ارائه دهد که معمولاً در رسانهها با جایگاه نظامیاش شناخته میشود.
در کتاب «مردی که نمیخواست دیده شود»، مرضیه اعتمادی سراغ زندگی شهید محمود باقری رفته است؛ فرماندهای که بخش مهمی از موفقیتهای موشکی کشور را میتوان مرهون تلاشهای او دانست. انتخاب این عنوان نیز معنادار است. بسیاری از چهرههای مؤثر در عرصههای راهبردی کشور، برخلاف فضای رایج رسانهای، تمایلی به دیده شدن نداشتند و ترجیح میدادند نتیجه کارشان سخن بگوید. روایت زندگی چنین افرادی، در حقیقت بازخوانی فرهنگ گمنامی و اخلاص در مدیریت جهادی است.
کتاب «مردی که میتوانست پرواز کند» روایت زندگی شهید محمدباقر طاهرپور، فرمانده پهپادی هوافضای سپاه، را در برابر مخاطب قرار میدهد. در سالهای اخیر، فناوری پهپادی ایران به یکی از مهمترین نمادهای پیشرفت دفاعی کشور تبدیل شده است؛ اما کمتر درباره انسانهایی که این مسیر را ساختهاند سخن گفته شده است. این کتاب فرصتی برای شناخت یکی از چهرههای مؤثر این عرصه فراهم میکند و نشان میدهد پشت هر دستاورد فناورانه، سالها تلاش، مطالعه، تجربه و مجاهدت انسانی نهفته است.
چهارمین جلد مجموعه، «مردی که هوای آسمان را داشت»، به زندگی شهید داوود شیخیان، فرمانده پدافند هوافضای سپاه، اختصاص دارد. اگر موشکها و پهپادها نماد قدرت تهاجمی و بازدارندگی باشند، پدافند هوایی نماد حفاظت از آسمان کشور است. روایت زندگی فرماندهان این حوزه، درک جامعتری از ساختار دفاعی جمهوری اسلامی ایران به مخاطب ارائه میدهد و نشان میدهد امنیت امروز کشور حاصل تلاش مجموعهای بههمپیوسته از متخصصان و فرماندهان بوده است.
مجموعه «آسماندارها» بخشی از پروژه بزرگتر روایت پیشرفت هستند؛ روایتی که تلاش میکند پشت صحنه دستاوردهای ایران را به تصویر بکشد. سالهاست که درباره توان موشکی، پهپادی و پدافندی ایران سخن گفته میشود، اما کمتر به انسانهایی پرداخته شده که این مسیر را ساختهاند. در حالی که هر پیشرفت ملی، پیش از آنکه محصول تجهیزات و فناوری باشد، محصول اندیشه و اراده انسانهاست.
از سوی دیگر، انتشار این آثار در آستانه نخستین سالگرد جنگ دوازدهروزه نیز معنایی ویژه پیدا میکند. جنگها معمولاً در حافظه عمومی با عملیاتها، آمارها و تحولات سیاسی شناخته میشوند، اما آنچه ماندگار میشود روایت انسانهایی است که در متن این حوادث حضور داشتهاند. اگر این روایتها ثبت نشوند، نسلهای آینده تنها تصویری کلی از وقایع خواهند داشت و از شناخت چهرههای اثرگذار آن محروم میشوند.
«آسماندارها» تلاشی است برای جلوگیری از همین فراموشی. مجموعهای که نه فقط چهار فرمانده شهید، بلکه بخشی از تاریخ معاصر ایران را روایت میکند. تاریخی که در آن گروهی از فرزندان این سرزمین، با تکیه بر دانش، ایمان و خودباوری، توانستند آسمان ایران را امنتر و اقتدار کشور را استوارتر کنند.
شاید مهمترین دستاورد این مجموعه آن باشد که به مخاطب یادآوری میکند قدرت دفاعی ایران میراث انسانهایی است که زندگی خود را وقف ساختن آیندهای امن برای کشور کردند.
نظر شما