به گزارش روابط عمومی حوزه هنری انقلاب اسلامی، سومین نشست از سلسله نشستهای «کنکاش» با موضوع «بعثت هنرمندان»، روز چهارشنبه ۲۰ خرداد ۱۴۰۵ در پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی برگزار شد.
این نشست با حضور جمعی از مدیران و چهرههای فرهنگی و هنری از جمله محمدمهدی دادمان رییس حوزه هنری انقلاب اسلامی، محمدحسین نیرومند کاریکاتوریست و طراح گرافیک، احسان محمدحسنی مشاور مدیرعامل بنیاد سینمایی فارابی و مدیر سابق سازمان اوج، سیدحسین شهرستانی شاعر و پژوهشگر، محسن دنیوی بنیانگذار اندیشکده معنا و پژوهشگر مطالعات پیشرفت و نوآوری، علی حیاتی و محمدرضا وحیدزاده شاعر، محقق ادبی و استاد دانشگاه برگزار شد.
پیام رهبری بیش از آنکه درباره بعثت هنرمندان باشد، ناظر به یک مأموریت تاریخی است
محمدمهدی دادمان، رئیس حوزه هنری انقلاب اسلامی، در ابتدای این نشست گفت: به نظر من اگر منشأ و فلسفه برگزاری این جلسه را پیام رهبر انقلاب بدانیم، باید توجه کنیم که بحث مرکزی آن پیام، «بعثت هنرمندان» نیست. مسئله اصلی این است که خیزش عظیم امروز چگونه در تاریخ ماندگار خواهد شد. مبعوثشونده اساساً برای انجام یک مأموریت برانگیخته میشود و تأکید بر شاهنامه نیز از همین جهت است؛ اینکه روایتی از امروز ایران برای آینده باقی بماند.
او افزود: روایت امروز این مردمِ مبعوث باید برای آیندگان حفظ شود. گاهی تصور میکنیم پیام رهبر انقلاب صرفاً ناظر به مردم حاضر در خیابان است، اما من معتقدم در این پیام یک مأموریت تاریخی به ما سپرده شده است. این پیام، پیام توبیخ نیست، بلکه تکلیفی را پیش روی ما قرار میدهد.
دادمان ادامه داد: واقعیت این است که تصویری که امروز از جامعه خود میسازیم، در بسیاری موارد مجموعهای از گزارشهای خبری است. اگر از لایه سطحی و فضای زرد شبکههای اجتماعی عبور کنیم، مسئله اصلی این نیست که هنرمندان مبعوث شدهاند یا نشدهاند؛ مسئله، تکلیفی است که بر دوش مردم قرار گرفته و باید روایت شود.
رئیس حوزه هنری با اشاره به وضعیت سالهای گذشته در عرصه فرهنگ و هنر اظهار کرد: همه اهالی فرهنگ، هنر و ادبیات به یاد دارند که در سالهای گذشته هنگام سخن گفتن از هنر، با این پرسش مواجه بودیم که چرا آثار از نظر تکنیکی رشد کردهاند اما روح ندارند و بسیاری از تلاشها بیثمر به نظر میرسد. من صادقانه اعتراف میکنم که در برابر این تحلیل همواره مقاومت ذهنی داشتهام، اما وقتی روح زمانه آن گرما و شور لازم را ندارد، چگونه میتوان انتظار داشت که آن روح گرم در اثر هنری متجلی شود؟
او تأکید کرد: چه بخواهیم و چه نخواهیم، «طوفان الاقصی» ما را وارد دورهای جدید کرده است. اتفاقی که برای شهید لاریجانی رخ داد، به نوعی افسانهگونه است. اینکه انسانی چنین حوادثی را تجربه کند و در عین حال چنین نوع کنش و مواجههای با مسائل داشته باشد، امری متفاوت و قابل تأمل است. این تغییر صرفاً یک تحول معنوی نبود، بلکه حاصل درک این واقعیت بود که جهان وارد دورهای تازه شده است.
دادمان در پایان گفت: به گمان من این تحول برای برخی از هنرمندان نیز رخ داده است. کسانی که توانستهاند از این دالان تاریخی عبور کنند، نگاه و رفتار متفاوتی پیدا کردهاند و همین افراد هستند که میتوانند آثاری متفاوت و ماندگار خلق کنند.
محمدرضا وحیدزاده در ادامه با طرح این پرسش که نقش هنرمندان در این «بعثت تاریخی» چیست، گفت: رهبر جوان انقلاب در پیام خود به این موضوع اشاره کردهاند و با توجه به تجربه حضور در برخی نهادها و مشاهده برخی اتفاقات، میتوان گفت رخدادهای این مقطع تاریخی در ادامه فراز و فرودهای نیمقرن اخیر، یک نقطه عطف مهم محسوب میشود؛ هرچند هنوز «حجاب معاصرت» مانع درک کامل ابعاد آن است.
او بیان کرد: در این روند، پیشران اصلی ملت هستند و سایر اصناف از جمله هنرمندان بیشتر در تلاش برای همراهی با مردماند، گاهی این پرسش مطرح میشود که هنرمندان از این حرکت عقب ماندهاند یا خیر.
وحیدزاده با مقایسه هنر با یک حرکت اجتماعی اظهار کرد: در برخی دورهها روشنفکران جلوتر از مردم حرکت کردهاند و جامعه به دنبال آنان آمده است؛ مانند دوره مشروطه. اما در این مقطع، به نظر میرسد خود مردم پیشرو بودهاند و این مسئله در نسبت با هنر و تحولات آن قابل بررسی است.
او ادامه داد: در این صد روز با یک «رستاخیز» روبهرو بودیم. اگر شعر را با تاریخ خودش مقایسه کنیم، در دورههایی به کوچه و خیابان نزدیک شده، در دورههایی وارد مطبوعات شده و در مقاطعی نیز در فضای نخبگانی باقی مانده است؛ از جمله در عصر صفویه، دوران پهلوی دوم و حتی در سالهای منتهی به انقلاب.
او افزود: اما در این دوره، در حدود چهل میدان در تهران، شاعران بهصورت مستقیم برای مردم شعرخوانی کردند و این اتفاق در شهرهای دیگر نیز تکرار شد. همچنین اجراهایی از گروههای سرود و تئاتر نیز در فضاهای عمومی شکل گرفت که اگر در مقیاس ملی دیده شود، گستره قابل توجهی دارد.
وحیدزاده در پایان سخنانش تأکید کرد: با وجود همه ضعفها و بدبینیها، میتوان گفت نظام فرهنگی و هنری کشور در این روند، مسیر قابل دفاعی را طی کرده است.

میان مدیریت فرهنگی و تولیدکنندگان فرهنگ فاصله زیادی وجود دارد
محمدحسین نیرومند در ادامه این نشست با اشاره به مسئله انتقال پیام در حوزه فرهنگ و هنر گفت: همه ما که اینجا حضور داریم، به نوعی درگیر انتقال پیام هستیم. در یکی از کتابهای علوم ارتباطات خواندم که یک پیام برای تأثیرگذاری باید چند ویژگی داشته باشد؛ نخست اینکه توجه مخاطب را جلب کند و دارای «قلاب» باشد تا مخاطب تمایل پیدا کند آن را ببیند. دوم اینکه پیام بهدرستی فهمیده شود. همچنین باید ماندگار و بهیادماندنی باشد، در معرض دید مخاطب قرار گیرد و در نهایت بتواند نگرش و رفتار او را تغییر دهد.
او افزود: هنرمند وظیفه تولید پیام را بر عهده دارد، اما لزوماً بستری برای انتشار آن در اختیار ندارد. فراهم کردن این بستر و مدیریت انتشار، وظیفه نهادهای فرهنگی و دستگاههای دولتی است. مشکل جدی ما در حوزه فرهنگ و هنر این است که میان مدیریت فرهنگی و تولیدکنندگان فرهنگ فاصله زیادی وجود دارد.
نیرومند ادامه داد: کسانی که آثار فرهنگی و انقلابی تولید میکنند کم نیستند، اما بسیاری از آثارشان منتشر نمیشود و حتی فرصت حضور در عرصههای جهانی را پیدا نمیکند. اینجاست که یکی از مهمترین ضعفهای ما آشکار میشود.
او در بخش دیگری از سخنان خود با بیان خاطرهای گفت: سالها پیش به همراه آقای هرندی به دیدار میرحسین موسوی رفتیم. موسوی به من گفت فردی را میشناسد و اگر امکان دارد به وضعیت او رسیدگی کنم. به دنبال آن فرد رفتم و او را در یکی از کوچههای سرچشمه، در خانهای قدیمی که ظاهراً چندین بار نیز از سوی شهرداری اخطار تخلیه گرفته بود، پیدا کردم.
نیرومند افزود: وقتی وارد شدم، مردی را دیدم که لباس بیمارستان به تن داشت. خودم را معرفی کردم و با او به گفتوگو نشستم. او کسی بود که هزینه تولید ۱۸ سرود انقلابی را تأمین کرده بود و بخشی از آنها را نیز خود سروده یا ساخته بود؛ آثاری که برخی از آنها در حافظه جمعی مردم ماندگار شدهاند.
او با اشاره به وضعیت نامناسب زندگی آن هنرمند اظهار کرد: او در شرایطی شبیه یک کارتنخواب زندگی میکرد. به من گفت اگر هزینههایی را که برای انقلاب پرداخت کردهام به من بازگردانند، امروز هزاران میلیارد تومان ارزش خواهد داشت. این پرسش برای من مطرح شد که چرا فردی با آن جایگاه فرهنگی و هنری، که بهمعنای واقعی کلمه صاحب دانش و تجربه بود، باید به چنین وضعیتی دچار شود.
ضعف در رساندن روایت ایران به مخاطبان جهانی
احسان محمدحسنی نیز در این نشست با طرح این پرسش که آیا دستگاههای متولی فرهنگ توانایی به دوش کشیدن بار فرهنگ مردمی را دارند یا خیر، گفت: پاسخ این پرسش منفی است. در دوران دفاع مقدس، دهها گروه و مجموعه فعال فرهنگی در میدان حضور داشتند و نهادهای مختلفی با بودجه فرهنگی، مسئولیت فعالیتهای فرهنگی را بر عهده داشتند.
او با اشاره به گستردگی میدانهای امروز افزود: اکنون در صحنهای که درباره آن گفتوگو میکنیم، با جبهههای متعددی روبهرو هستیم؛ از نیروهای عملیاتی و پدافندی گرفته تا امدادگران، خانوادهها، مهاجران بازگشته به کشور و بسیاری عرصههای دیگر. با یک دریای عظیم از موضوعات و روایتها مواجهیم. آیا سازمان یا نهادی وجود دارد که بتواند به همه این جبههها رسیدگی کند؟ طبیعتاً خیر.
محمدحسنی ادامه داد: نهادهایی مانند حوزه هنری و مؤسسه اوج در میدان حضور دارند، اما تعداد این مجموعهها اندک است. در مقابل، موضوع بسیار گسترده، ابعاد آن وسیع و توان و امکانات موجود محدود است.
وی همچنین با اشاره به ضعف در رساندن روایت ایران به مخاطبان جهانی تصریح کرد: صدای ما در این نبرد بزرگ هنوز به بسیاری از کشورها از جمله چین و هند نرسیده است. ما در این زمینه دچار عقبماندگی شدهایم و چتری که باید همه ظرفیتها را پوشش میداد، نتوانسته است این وظیفه را بهدرستی انجام دهد.

محسن دنیوی نیز در ادامه این نشست گفت: موقعیت بعثت، موقعیتی منحصر بهفرد است. به نظرم اکنون در یک وضعیت جدید قرار داریم؛ وضعیتی که رهبر انقلاب نیز در پیام خود به آن اشاره کردهاند.
وی با بیان اینکه ساختارها عموماً برای دوران پس از انقلاب و تثبیت شرایط شکل میگیرند، افزود: ساختار، نوعی نظمبخشی به وضعیت موجود و امور روزمره است تا کارها با قاعده و انتظام پیش برود. بنابراین انتظار اینکه ساختار بتواند وضعیت جدید را بهطور کامل درک و نمایندگی کند، انتظار درستی نیست. خودِ ساختار نیز پدیدهای مدرن است و نمیتواند بهتنهایی حامل این وضعیت تازه باشد.
دنیوی ادامه داد: ساختار ذاتاً دچار نوعی عقبماندگی نسبت به تحولات است؛ همانطور که عقل حافظ وضع موجود است و این قلب است که خواهان امر جدید میشود. شاید ناچار باشیم در این وضعیت، دورهای از بیساختاری را تجربه کنیم و انتظار رفتارهای کاملاً منظم و تثبیتشده را نداشته باشیم. پس از آن، ساختارهای متناسب با شرایط جدید بهتدریج شکل خواهند گرفت.
در ادامه، علی حیاتی با اشاره به پیام سیدمجتبی خامنهای به مناسبت روز فردوسی اظهار کرد: برداشت من از آن پیام این بود که مردم مبعوث شدهاند؛ اما پرسش این است که هنرمندان چه زمانی مبعوث خواهند شد؟
او افزود: من نشانههای بعثت را در میان هنرمندان بهروشنی نمیبینم. باید دید هنرمند مبعوث چه ویژگیهایی دارد و کدام هنرمندان را میتوان در این زمره قرار داد. به نظر من هنوز هنرمندان مبعوث نشدهاند و مسیر بعثت برای جامعه هنری حتی دشوارتر از بعثت مردم است.
رخداد بزرگ زیباییشناختی در حال وقوع است و باید آینهای برای انعکاس آن فراهم شود
سیدحسین شهرستانی نیز در این نشست گفت: هنر و کار جمعی از دل تجربه انس و همدلی زاده میشود. تجربه واقعهای که امروز با آن مواجه هستیم، تجربهای عظیم است. در بسیاری از انقلابهای بزرگ سیاسی تاریخ، چنین تجربه گسترده مردمی ثبت نشده است و انقلاب اسلامی ایران از این جهت یک استثنا محسوب میشود.
وی با تأکید بر ماهیت زیباییشناختی این رخداد افزود: خودِ واقعه، رخدادی هنرمندانه و زیباییشناختی است و در کانون این تجربه، خون و شهادت قرار دارد. شهادت به معنای شهود و دیدار است و هنرمند انقلاب نیز بیرون از این ماجرا نیست، بلکه در متن آن حضور دارد. از این رو، اکنون یک رخداد بزرگ زیباییشناختی در حال وقوع است و باید آینهای برای انعکاس آن فراهم شود.
شهرستانی با اشاره به برخی موانع موجود تصریح کرد: بخشی از این موانع به شرایط جنگ اطلاعاتی و اشراف اطلاعاتی دشمن بازمیگردد. با این حال امروز برخلاف گذشته، تقریباً همه مردم دوربین در اختیار دارند و میتوانند روایتگر باشند. لازم است همه این تصاویر و اسناد گردآوری و آرشیو شوند؛ چراکه هر عکس ثبتشده میتواند یک گنجینه ملی باشد.
وی در پایان با تأکید بر جایگاه زبان فارسی در جبهه مقاومت گفت: زبان فارسی، زبان مقاومت ماست، اما در عین حال تا حدی موجب محدود ماندن ما نیز شده است. زبان فارسی باید به زبانی جهانی تبدیل شود. جهان عرب به واسطه یکپارچگی زبانی خود، وقتی اثری تولید میکند گویی آن اثر در دهها کشور تولید و منتشر شده است؛ اما ما هنوز نتوانستهایم از مرزهای زبانی خود عبور کنیم، هرچند در حوزه نظامی از مرزها عبور کردهایم.
نظر شما