به گزارش روابط عمومی حوزه هنری انقلاب اسلامی، اثر هنری پس از خلق، از فردیت خارج شده و به جمعیت میرسد. هنرمند در خلوت مینشیند و با تأمل اثرش را میآفریند؛ مینویسد، مینگارد، میکشد و خلق میکند. اما زمانی که او در میان عموم و در برابر دیدگانِ مردم دست به تولید اثر بزند، مخاطب را در معرض فرآیند خلق قرار دهد و همزمان او را در آفرینش اثر شریک کند، امری بدیع و تأملبرانگیز است. کمتر هنرمندی دست به چنین کاری میزند.
در تاریخ هنر، نقاشیهای میدانی مسبوق به سابقهاست و پیشینهای دیرینه دارد. در ایران قدیم نقاشیهای قهوهخانهای، در یونان باستان نقاشان خیابانی و میدانی، و در فرانسهٔ قرن هجدهم نیز این شیوه رایج بود. اما اگر با دیده انصاف بنگریم، رویداد «نقش میان میدان» تفاوتی اساسی با آنچه در گذشته دیده میشد دارد. نقاشیهایی که سید محمدرضا میری و پیش از او حسن روحالامین در میدان تجریش خلق کردند، در روزگار جنگ شکل گرفت. به تعبیر خودمان، کف میدان. بخشی از تاریخ حماسه ایران بود، حصهای از مقاومت داشت و بیتردید در تاریخ هنر ایران ثبت خواهد شد.
«نقش میان میدان» در میان مردم، برای مردم و با موضوعیت خود مردم شکل گرفت. جمعیتِ مطلق بود و همهٔ مردم در آن سهیم بودند. آن زمان که فهمیدم نام اثر «شبهای ایران» است و چه تناسب و عمیق و دقیقی با زمان و مکان تولید آن دارد لذتش برایم دوچندان شد. هنگامی با سید محمدرضا میری گفتگو میکردم، میگفت: «زمان» و «مکان» تولید اثر در پیام آن دخیل است و تأثیری مضاعف در مخاطب و انتقال مفهوم و مضمون اثر دارد. آن زمان معنای سخنش را درک نکردم تا وقتی که دیدم در هنگامهٔ کشیدن نقاشی در میدان تجریش، همزمان باران نیز میبارید و مردم در زیر باران اردیبهشت به او چشم دوخته بودند. گویی تمام زمان و مکان معطوف به آن نقطه بود. والسلام.
نظر شما