به گزارش روابطعمومی حوزه هنری انقلاب اسلامی، محمدحسن جمشیدی در ابتدای نشست رونمایی رمان «بیتگل» که در باغ کتاب برگزار شد، توضیح داد که ایده اولیه رمان حدود پنج سال پیش شکل گرفته؛ زمانی که از او خواسته بودند داستانی طنز دربارهٔ حاشیه شهر بنویسد.
او گفت: داستان از چند شخصیت اولیه آغاز شد و بهتدریج گسترش پیدا کرد. به گفتهٔ او، رمان از دل تجربهٔ زیسته و شناخت مستقیم او از آن فضا شکل گرفته است.
جمشیدی همچنین تأکید کرد که کتاب فقط یک روایت طنزآمیز نیست، بلکه در کنار شوخیها و ماجراهای گوناگون، غم و شادی هم در آن حضور دارد.
وی گفت: در ابتدا تصور میکردم این اثر نوعی ادای دین به آدمهای حاشیهنشین باشد، اما بعد احساس کردم داستان جای پیشرفت بسیاری دارد و فقط در حد بازنمایی زخمهای اجتماعی نمیماند.
او در ادامه اشاره کرد که در روند شکلگیری داستان، شخصیتها برایش اهمیت زیادی داشتهاند و مسیر روایت بیشتر از دل رفتار و گفتوگوی همین شخصیتها جلو رفته است.
به گفتهٔ جمشیدی، وی تلاش کرده در کنار روایت زندگی بچههای یک محله، نوعی نگاه انسانی و همدلانه به آنها داشته باشد؛ نگاهی که هم سختیهای زندگی در آن فضا را نشان میدهد و هم لحظات شادی که با رفاقت و امید پیش می رود.
تجربه زیست نویسنده به داستان جان داده
داوود امیریان در تحلیل خود، مهمترین نقطه قوت رمان را شناخت واقعی نویسنده از محیط داستان دانست.
او تأکید کرد که جمشیدی از جایی نوشته که آن را لمس کرده و میشناسد، بنابراین تصویر او از بچهها، خانهها، کوچهها و سبک زندگی آن محله، واقعی و باورپذیر است.
امیریان همچنین به ترکیب خشونت و طنز در فضای محله اشاره کرد و گفت: اثر از نظر ساختاری، یک رمان ماجرامحور و پراتفاق است؛ ویژگیای که برای مخاطب نوجوان بسیار مهم است.
او این جنبه را یکی از دلیلهای موفقیت رمان دانست و در بخش دیگری از صحبتهایش به روند شکلگیری کتاب هم اشاره کرد و افزود: از همان زمانهایی که نویسنده دربارهٔ خاطرات و تجربههای محله نوجوانیاش صحبت میکرد، میشد حدس زد که این تجربهها ظرفیت تبدیل شدن به یک رمان جدی را دارند.
به اعتقاد امیریان، وقتی نویسنده با محیط و آدمهای داستانش آشنا باشد، شخصیتها طبیعیتر شکل میگیرند و روایت نیز باورپذیرتر میشود.
او تأکید کرد که در «بیتگل» این شناخت زیسته بهخوبی در لحن و جزئیات زندگی شخصیتها دیده میشود.
پرسش از آینده، موتور حرکت داستان «بیتگل»
هادی عبدالوهاب در نگاهی تحلیلی به رمان بر این نکته تأکید کرد که نوجوان در این اثر نه در یک جهان کاملاً فانتزی، بلکه در متن واقعیت دیده میشود.
به نظر او، تفاوت مهم نوجوان با بزرگسال در نگاه به آینده است؛ نوجوان مدام خیالپردازی و برنامهریزی میکند.
وی در ادامه گفت: بیتگل تابوی پرداختن به مسائل روز و مخاطرهآمیز دنیای جوانان و نوجوانان را هم شکسته. این اولین بار است که سوره مهر دارد درباره «گل» رمان مینویسد. ما معمولا واکنشمان درباره آسیبهای اجتماعی سانسور و مخفی کاری است و آنقدر در موضعگیری یا فرهنگسازی آن دست دست میکنیم که دیر میشود و آن مسأله فراگیر میشود. نویسنده اساسا علیه رویا فروشی و تخدیر ایستاده. مهمترین اثر استعمال گل، توهم دسترسی موقتی به فانتزیها و آرزوهای دست نیافتنی فرد است. از طرفی مسأله «ترید کردن» و ترویج آن که میخواهد آدمها را به فروپاشی اقتصاد و گران شدن همه چیز برای سود بیشتر از ترید نقره و دلار و بیت کوین سوق بدهد و او را به جای تولید، به سوداگری امیدوار کند هم نمونه دیگری از رویافروشی است که نویسنده علیه آن قلم زده و میتوان به نوشته شدن جلد دوم رمانش با همین دست فرمان بسیار امیدوار بود.
نظر شما