۱۴۰۵.۰۲.۲۸

سید روح‌الله حسینی در چهل‌ونهمین برنامه «دوشنبه‌ها به وقت کتاب»، گفت: کتاب «دایره دف» برای من یک گزاره‌ای هست که بسیار به آن فکر کردم و آن وحدت وجود است.

به گزارش روابط عمومی حوزه هنری انقلاب اسلامی، چهل‌نهمین برنامه «دوشنبه‌ها به وقت کتاب» دوشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۵ با میزبانی حمید بابایی در سالن اوستا برگزار شد. در این نشست، کتاب «دایرهٔ دف» نوشته سید روح‌الله حسینی مورد نقد و بررسی قرار گرفت.

حمید بابایی، منتقد و دبیر این نشست در ابتدای این برنامه، علت انتخاب این کتاب را عنوان کرد و گفت: مدت زیادی بود که در این جلسات، تمرکزمان روی کتاب‌های داستان محور بود و آن‌ها را مورد نقد و بررسی قرار دادیم. اما در این جلسه به سراغ کتاب «دایرهٔ دف» رفتیم که کتاب فرمی‌تری است و آن را انتخاب کردم و بنا داشتم کار متفاوت‌تری هم خوانده شود.

سید روح‌الله حسینی، عنوان کرد: کتاب «دایرهٔ دف» برای من یک گزاره‌ای هست که بسیار به آن فکر کردم و آن وحدت وجود است. این کتاب در راستای مبحث قوس صعود است که انسان در آن از عالم ماده به عالم مجرد و در نهایت به عالم نور حرکت می‌کند؛ در راستای قوس صعودی و قوس نزولی به عالم ماده. کتاب «دایرهٔ دف» آن عالم میانه و مجرد را نشانه گرفته. 

حسینی در ادامه مطرح کرد: بحث وحدت وجود هسته مرکزی این داستان‌ها را شکل می‌دهد به خصوص در آن داستان آخر که همه داستان‌ها در آن‌جا خودشان را نشان می‌دهند. «دایرهٔ دف» بر اساس وحدت انسانی، اشراق و  قوس صعودی شکل گرفته است. 

کتاب «دایره دف» رمانی با محوریت وحدت وجود

وی افزود: اگر یک داستان شما را به لحظه پرسش برساند، یک داستان موفق است. اگر چنین داستانی بتواند یک سری پرسش‌هایی را در ذهن شما ایجاد کند راهش را در ذهن شما باز کرده است.

حمید بابایی، منتقد و دبیر این نشست، در ادامه این برنامه با اشاره به ویژگی‌های زبانی این کتاب گفت: به نظر من این کتاب متعهد به مکتب اصفهان است. در رمان زبان عنصر مهمی است. چطور به این زبان رسیدی و نگاهت به مسئله زبان چه بوده؟

سید روح‌الله حسینی در پاسخ عنوان کرد: «دایرهٔ دف» هیچ ربطی به مکتب اصفهان ندارد؛ زیرا مکتب اصفهان از لحاظ فرم، معنا و مضمون وارد چارچوب دیگری می‌شود. زبان و کلمه کشف است. این کتاب اساسش بر این است که شتاب نکن، درنگ کن و تأمل کن. در داستان اول یک معنای «بداهت وجود» وجود دارد و من در جایی از کتاب اشاره می‌کنم که اگر زبان برای هایدگر مسئله است، برای من «بو» مسئله است. کلمه، ماده است و بو مجرد است. اگر شما می‌خواهید از یک دنیای دیگری قصه بنویسید، ناچار باید به زبانش خو کنید و برای همین است که می‌گویم «دایرهٔ دف» ربطی به مکتب اصفهان ندارد. این کتاب برمی‌گردد به متون عرفانی و کلاسیک خودمان. در فرم هم اصلاً نمی‌توانیم بگوییم که زبان و کلمه به صورت جدا از هم هستند و جداگانه سنجیده می‌شوند.

حسینی در ادامه مطرح کرد: من معتقدم نویسنده، مخاطب خودش را تربیت می‌کند. اینکه در داستان سوم فهمیده‌تر شد تا داستان اول و دوم، شاید به این دلیل است که مخاطب به زبان نویسنده نزدیک شده و به فرم داستانی نویسنده حرکت می‌کند.

در بخش دیگری از این نشست، تیمور آقا محمدی، نویسنده و منتقد، اظهار کرد: کتاب «دایرهٔ دف» را باید در یک روند داستان‌نویسی ایران ببینید. داستان کوتاه فقط یک شکل نوشته نمی‌شود؛ داستان کوتاه الگو یا ساختار مشخصی ندارد. منتها سال‌ها همه ما را عادت داده بودند که به شیوه همینگوی داستان بنویسیم. شکل ارائه داستان یگانه نیست؛ یعنی این نیست که من سلیقه‌ای را بپسندم و سلیقه دیگر را کنار بزنم. 

کتاب «دایره دف» رمانی با محوریت وحدت وجود

وی افزود: داستان‌های این کتاب قصه‌ای متفاوت است و انسجام بسیار خوبی دارد. داستان‌ها از یک ارتباط معنایی برخوردار هستند و هر داستان به یک شهید توجه می‌کند و به لحاظ مجموعه بودن هم انسجام دارد و آشفته نیست.

آقا محمدی افزود: یک موقع نویسنده‌ای به مسئله‌ای علاقه‌مند است و می‌خواهد این را به رخ من بکشد؛ اما وقتی این داستان را می‌خوانید پر از اندیشه‌های مختلف است، ولی این حس به من دست نداد که نویسنده می‌خواهد دانش و فهم خودش را به رخ بکشد. من در مجموع این را یک کار جدی و پرزحمت می‌دانم که خواندنش صبر زیادی می‌خواهد. 

وی افزود: فرانسیس فورد کاپولا می‌گوید فیلسوف خوب کلی ایده دارد اما فیلسوف حرفه‌ای یک ایده دارد. من فکر می‌کنم که تعداد ایده‌های این داستان خیلی زیاد است و باعث می‌شود نسبت محتوا به فرم نسبت منطقی نباشد؛ مانند نسبت دریا به فنجان. چه خوب بود که ایده‌ها کمتر می‌بود.

حمید بابایی در جمع‌بندی این نشست گفت: مدت‌ها کارهایی که اینجا داشتیم، کارهای ادبیاتی با داستان‌هایی بود که قصه بیرونی‌اش خیلی واضح بود و به همین علت مخاطب بیشتر جذب آن شده. خواستم کار متفاوت‌تری هم خوانده شود. به همین دلیل خواستم به بهانه این کتاب درباره داستان مدرن صحبت کنیم. این کتاب داستان مدرن است. در گذشته، قبل از دنیای مدرن، انسان‌ها می‌گفتند واقعیتی وجود دارد؛ بعد از عصر مدرن در حوزه فلسفه به این می‌رسند که واقعیت به تعداد آدم‌ها متکثر است و بحث‌های زبانی ویتگنشتاین و هایدگر مطرح می‌شود.

کتاب «دایره دف» رمانی با محوریت وحدت وجود

وی افزود: داستان‌های رئالیستی گزارشی از واقعیت بیرونی می‌دهند، اما در مدرنیته این اتفاق نمی‌افتد و همه چیز داستان ذهنی می‌شود. در داستان‌های مدرن، کشف، شناخت و شهود بر اساس نظریات فروید انجام می‌شود و منش آدم‌ها نسبت به جهان با توجه به رویکرد خودشان و آنچه در ذهنشان می‌گذرد متوجه می‌شوند. در داستان‌های کلاسیک به ظاهر افراد بیشتر می‌پرداختیم، اما در داستان‌های مدرن همه چیز در درون آدم‌هاست. شیوه روایت در داستان‌های مدرن غیرخطی و ذهنی است، برخلاف داستان‌های کلاسیک که خطی هستند. همچنین در داستان‌های مدرن تعمداً خیلی از علائم نگارشی حذف می‌شود.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha