به گزارش روابط عمومی حوزه هنری انقلاب اسلامی، سومین جلسه از دوره حرفهای کارگاههای زبان و ادب فارسی تحت عنوان «وطن پارسی»، ۲۴ اردیبهشتماه ۱۴۰۵ به میزبانی حوزه هنری استان فارس در شیراز برگزار شد.
در این رویداد، چهرههایی چون یوسفعلی میرشکاک با موضوع «زبان فارسی از خراسان تا فارس»، ناصر فیض با عنوان «فارسی، زبان پایداری»، قربان ولیئی با مبحث «گونهشناسی زبان و جهان عرفانی سعدی» و زهیر توکلی با موضوع «نقش زبان فارسی در استمرار هویت ایرانی» به ارائه مباحث تخصصی پرداختند.
ناصر فیض، شاعر و طنزپرداز، در سخنان خود با اشاره به ظرفیتهای طنز در ادبیات فارسی گفت: بسیاری از حکایتهای مولوی طنز است، اما طنز در اشعار حافظ به اوج خود میرسد. حافظ هرگز به شخص حمله نمیکند، بلکه نفاق را هجو میگوید. چنین رویکردی باعث میشود اثر در چارچوب طنز بماند و به هجو تبدیل نشود.
وی ساختار خاص زبان فارسی را از جمله امکان جابهجایی ارکان جمله بدون برهم خوردن معنا و تأثیر زبان عربی را از عوامل گسترش ظرفیتهای کنایی و استعاری این زبان دانست و به کتاب «کژتابی» بهاءالدین خرمشاهی به عنوان منبعی در این زمینه اشاره کرد.
فیض با اشاره به نمونههایی از شاعران کلاسیک و معاصر، از ایرج میرزا و پروین اعتصامی تا سیدحسن حسینی، قیصر امینپور و حمید سبزواری، گفت: در جدیترین آثار ادبی فارسی، شوخطبعی و طنز دیده میشود؛ چراکه طنز امکان گفتن حرفهایی را فراهم میکند که در قالب جدی نمیگنجد.
وی ادبیات پایداری را حوزهای نوظهور حتی در سطح دانشگاهی توصیف کرد و گفت: ادبیات پایداری یعنی با تکیه بر ظرفیتهای زبان، جانب خیر را گرفتن و در برابر شر ایستادگی کردن. آثاری مانند بینوایان و نیز سرودهای ملی از جمله سرود جمهوری اسلامی ایران ذیل این ادبیات قابل بررسی هستند.
فیض در بخش دیگری از سخنان خود بر تفاوت «ادبیات انقلاب» و «ادبیات انقلابی» تأکید کرد و فقدان تعریف جامع از ادبیات پایداری را موجب گمشدن گستره آن دانست. او شعر «خیابان هاشمی» از محمدرضا عبدالملکیان و شاهنامه فردوسی را نمونههایی از پیوند طنز و پایداری در ادبیات فارسی برشمرد.
وی همچنین با ذکر مثالی از یک بیت تعزیه، گفت: شعر بیمعنا گفتن در زبان فارسی به دلیل انعطافپذیری نحوی آن دشوار است، با این حال پرغلطترین اشعار را اغلب در ادبیات تعزیه میبینیم.
نظر شما