به گزارش روابط عمومی حوزه هنری انقلاب اسلامی، همایون علیدوستی معرفی خود را با شعر آغاز کرد؛ شعری که به گفته خودش، بخشی از رزومه او را در سه بیت خلاصه کرده است:
«اگر پرسید نام و اشتهارم
همایونم، علی را دوست دارم
نشیند هر که پای طنز بنده
زمین را گاز میگیرد ز خنده
عجیب است این که نه شهری، نه کردم
ولی از خاک پاک شهرکردم.»
او متولد اول شهریور ۱۳۴۵ و زاده شهر کیان است؛ شهری کوچک در نزدیکی شهرکرد و از توابع استان چهارمحال و بختیاری. همین محیط بومی، گویشها، فرهنگ محلی و خردهروایتهای مردم بعدها در شکلگیری طنز بومی و نگاه جستجوگرانه او نقش مهمی ایفا میکند.
علیدوستی گفت: «فعالیت شعری من با شروع جنگ آغاز شد. اولین شعرم یک شعر ذوالقافیتین بود اما همین شعر چندین بار در مجلات جوانان، اطلاعات هفتگی و روزنامهها چاپ شد.»
او بخش آغازین آن شعر را چنین میخواند:
«گاه پیکار جانا! چشم دل بیدار دار
از چه هستی در سکوت و خاموشی دیواروار
با صلابت خیز و بردار اندر این هنگام گام
تیر بر فرق عدو با غرش رگبار بار...»
چاپ چندباره این شعر، دریچهای شد برای ورود او به مطبوعات و استمرار فعالیت ادبی.
علیدوستی از دهه ۸۰ وارد فضای حرفهای طنز میشود. نقطه عطف این دوران انتشار مجموعه شعر طنز او با نام «کاکتوس» بود. او گفت: «حدود ۱۸۰ دوبیتی طنز داشتم که در این دفتر جمعآوری شدند. طنز من در آن دوران بیشتر اجتماعی، دانشجویی و مبتنی بر موقعیتهای روز بود.»

او با لحن شیرین و پرشیطنت خود چند نمونه را یادآور شد:
«شنیدم من که رستم، پور دستان
چو شد پیر و بیامد در سمنگان
گرفته وام و با یک کهنه پیکان
مسافر میکشد در خط توران»
یا طنز تلخ اجتماعی:
«هواپیمایی ملی ایران
سفر تا آخرت را کرده آسان
برد در آسمانت تا که راحت
دهد تحویل عزرائیلت ای جان»
این دوبیتیها در مجامع دانشگاهی با استقبال زیادی مواجه میشد.
پس از «کاکتوس»، مجموعه طنز دیگری با عنوان «پای لرز خربزه» منتشر کرد. اینبار قالب اصلی غزل بود. از مشهورترین غزلهای طنز این مجموعه، «ازدواج و هندوانه» است:
«دو چیز است سربسته و بینشانه
یکی ازدواج و یکی هندوانه
یکی را به چاقو توانی محک زد
یکی را چو چاقو خوری، از زمانه...»
او همینطور مثنویها و چاینامهای طنز در این کتاب دارد؛ از جمله مثنوی طنزی درباره اعلام نتایج کنکور:
«اعلام شد نتایج کنکور کشوری
برپا شده دوباره به هر خانه محشری
فرزند خویش را پدری کوفت با کتک
بیعرضه خواند خواهر خود را برادری...»
علیدوستی از معدود شاعرانی است که در کنار فارسی، به گویش بختیاری و زبان ترکی نیز طنز میسراید: «این گویشها ظرفیتهای کشفنشده فراوانی دارند. طنز در لهجهها و گویشها ریشهدار است. همانطور که طنز کریمی مراغهای در ترکی نمونهبارز موفقیت این زبان در طنز است.»
او نمونهای از شعر طنز بختیاری خود را درباره مطب دکتر عمومی خواند: «یکی پهلی، یکی زونی، یکی پاس درد ایکنه/
هرکی از رَه ایرسه اینجو، یه جاس درد ایکنه...»
و سپس افزود: «محاورات محلی، ضربالمثلهای بومی و تعبیرات روزمره، گنجینههای عظیم طنزند. ای کاش این گویشها بیشتر احیا میشدند.»
علیدوستی با اشاره به اینکه ریشه بسیاری از ضربالمثلهای بومی در حکایات طنزآمیز است، گفت: «متأسفانه تاکنون پژوهش درخوری در زمینه این ضربالمثلها و ریشههای طنز آنها صورت نگرفته است.»
او طنز را «مسیر کوتاهمدت رسیدن به ارتباط انسانی» دانست: «طنز موانع رسمی را از بین میبرد. تا زمانی که چهرهها عبوس است، گفتوگو شکل نمیگیرد. طنز، انسانها را صمیمی میکند.»
مولف «شربت اندر شربت» با بیان اینکه در سال ۱۳۹۸ توفیق حضور در دیدار با مقام معظم رهبری را داشتیم؛ دیداری که به طنزپردازان اختصاص داشت، گفت: «در آن جلسه، جمعی از طنزپردازان صدا و سیما، مطبوعات و شاعران طنزپرداز حضور داشتند که اینجانب نیز جزو آنان بودم. در آن دیدار، شعری در موضوع آقای ترامپ خواندم. ماجرا از این قرار بود که مقام معظم رهبری در یکی از سخنرانیهایشان، در پاسخ به ادعاهای ترامپ مبنی بر تلاش برای براندازی نظام و تسخیر ایران، فرمودند: «شتر در خواب بیند پنبه دانه/ گهی لپ لپ خورد گه دانه دانه» بر همین اساس، مسمطی ساخته و در محضر ایشان خواندم.
«ترامپ ای خیمهشببازه زمانه
تنت چون فیل و عقلت کودکانه
زنی شیپور پیروزی شبانه
که تهران را گرفتم شادمانه
شتر در خواب بیند پنبهدانه
گهی لپ لپ خورد، گه دانه دانه...»
علیدوستی در توضیح نگاه خود به پیوند طنز و حماسه در زمانه جنگ، تمایزی ظریف اما بنیادین قائل میشود. او تأکید کرد: «گاهی طنز باید با حماسه ترکیب شود، نه اینکه به تراژدی بخندیم، بلکه حماقت دشمن را نشان دهیم. این همان طنز فاخر است: طنزی که هم تحقیر میکند، هم قدرت میبخشد.»
او در این نگاه، طنز را ابزاری برای سبکسازی رنج یا بیاعتبار کردن فاجعه نمیداند، بلکه ابزاری برای بازتعریف نسبت قدرت دانسته است.
تفاوت بسیار مهمی وجود دارد میان خندیدن به رنج و خندیدن به عامل رنج که علیدوستی صریحاً دومی را انتخاب کرده است.
این طنزپرداز معتقد است که در شرایط بحرانی، طنز نمیتواند نسبتبه سوژه خود بیطرف باشد. در چنین موقعیتی، طنز دو مسیر دارد: مسیر اول طنزِ تخلیهای است که صرفاً برای خنداندن و کاهش فشار روانی به کار میرود. مسیر دوم طنزِ جهتدارِ حماسی است که ساختار قدرت دشمن را کوچک، اغراقهایش را افشا و تناقضهایش را برجسته میکند و در نهایت، هاله ترس را میشکند.
علیدوستی در بخش دیگری از این گفتوگو، با اشاره به مهمترین کار پژوهشی خود، از کتاب «شربت اندر شربت» بهعنوان جدیترین و پرزحمتترین اثرش در حوزه طنز یاد کرد و گفت که این کتاب در واقع نسخه کامل و توسعهیافته پایاننامه دکتری او در دانشگاه علامه طباطبایی است؛ اثری که به گفته وی، حاصل حدود چهار تا پنج سال مطالعه، گردآوری، طبقهبندی و تحلیل مداوم متون طنز و ظرفیتهای بلاغی و ادبی آنهاست.
وی با بیان اینکه از ابتدا تلاش داشته «شربت اندر شربت» صرفاً یک گردآوری ساده یا مجموعهای از مثالهای پراکنده نباشد، افزود: «هدفم این بود که کتاب، صورتی دانشگاهی، آموزشی و مرجع پیدا کند؛ بهگونهای که هم برای دانشجویان ادبیات قابل استفاده باشد، هم برای پژوهشگران حوزه طنز و هم برای شاعرانی که میخواهند طنز را بهصورت فنی دنبال کنند.»
این شاعر و پژوهشگر در توضیح ساختار کتاب نیز اظهار کرد که «شربت اندر شربت» در ده فصل تنظیم شده است؛ فصلهایی که از تعریف طنز و تقسیمبندیهای آن آغاز میشود و سپس به مباحثی چون پیشینه طنز فارسی، کارکردهای بلاغی و موسیقایی، ویژگیهای شعر طنز انقلاب، مباحث نحوی و زبانی، قالبهای عروضی، ظرفیتهای معنایی طنز و نیز معرفی طنزآفرینان شاخص این حوزه میپردازد.
علیدوستی با تأکید بر اینکه کوشیده است میان جنبه نظری و کاربردی کتاب تعادل برقرار کند، گفت: «تلاش کردم هر فصل فقط محل طرح مباحث نظری نباشد، بلکه بتواند برای مخاطب، بهویژه دانشجو و پژوهشگر، وجه آموزشی و عملی نیز داشته باشد.»
وی یکی از مهمترین و حساسترین مراحل تألیف این اثر را انتخاب نمونههای شعری دانست و تصریح کرد: «در انتخاب شواهد و نمونهها بسیار سختگیر بودم و نمیخواستم اشعار ضعیف یا سطحی وارد کتاب شود. از نظر من، وقتی قرار است اثری جنبه مرجع پیدا کند، باید نمونههای آن نیز از استحکام لفظی، دقت هنری و ظرفیت بلاغی بالایی برخوردار باشند.»
او ادامه داد: «حتی در مواردی که یک شعر از نظر محتوایی طنز خوبی داشت اما از حیث ساختار ادبی و بلاغی به اندازه کافی قوی نبود، آن را کنار گذاشتم؛ زیرا هدف اصلیام این بود که ابزارهای بلاغی و شگردهای ادبی، از طریق نمونههای درخشان و قابل اتکا آموزش داده شود.»
این پژوهشگر حوزه طنز درباره بازتاب دانشگاهی کتاب خود نیز گفت: «خوشبختانه پس از انتشار شربت اندر شربت، بازخوردهای خوبی از فضای علمی و دانشگاهی دریافت کردم و این اثر در برخی دانشگاهها بهعنوان منبع درسی معرفی شد.»
علیدوستی با اشاره به استقبال دانشجویان و استادان از بخشهای تحلیلی کتاب، بهویژه مباحث مربوط به کارکردهای بلاغی در شعر طنز، افزود: «برای من بسیار ارزشمند است که میبینم این کتاب در محیطهای دانشگاهی مورد استفاده قرار میگیرد؛ چراکه از ابتدا نیز هدفم این بود که شربت اندر شربت بتواند فراتر از یک کتاب شخصی یا صرفاً پژوهشی، به اثری مرجع در این حوزه تبدیل شود.»
نظر شما