۱۴۰۴.۱۲.۱۸

شاعران متعهد و انقلابی با اشعارشان به انتخاب آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای به عنوان رهبر جدیدمان واکنش نشان دادند.

به گزارش روابط عمومی حوزه هنری انقلاب اسلامی، شاعران متعهد و انقلابی در خصوص انتخاب آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای به عنوان رهبر جدید شعر سرودند.

 محمد مهدی سیار:

عصا را از پدر برگیر و عزم نیل کن اینک

تقاص خون او را مرگ اسرائیل کن اینک

ولیّ دَم! به نام حق ولیّ امر ما گشتی

پدر را مجتبی بودی و ما را مقتدا گشتی

بخوان «خُذها بقُوّه» این علم بردار، بسم الله!

علم بردار و در این ره قدم بگذار، بسم الله!

نصیبا مرادی:

قد قامت عشق، زیر باران بستیم
ماندیم و کمر به حفظ ایران بستیم
تقدیر خوشی خورده رقم در شب قدر
با خامنه ای دوباره پیمان بستیم 

نصیبا مرادی:
با نام علی، غسل شهادت کردیم
از پا ننشستیم و رشادت کردیم
پیمان شکنان خوب ببینند که ما
با خامنه ای دوباره بیعت کردیم

نصیبا مرادی:
ما مردم شیعه خانه ی ایرانیم
از عهد قدیم، بر سر پیمانیم
در لشکر «مجتبی» علم بر دوشیم
با نایب بر حق علی می مانیم 

محمد مهدی سیار:

در این کشتی درآ، پا در رکاب ماست دریاها

مترس از موج، بسم اللهِ مجراها و مُرساها

اگر این ساحران اطوار می‌ریزند طُوْری نیست!

عصا در دست اینک می‌رسند از کوه موسی‌ها

به حال خویش بگذارید خاک تیره را یاران

کسی چشم انتظار ماست آن بالا و بالاها

بیاید هر که از فرهاد، شیرین‌عقل‌تر باشد

نیاید هیچ‌کس جز ما و مجنون‌ها و لیلاها

همین از سر گذشتن سرگذشت ماست انگاری

همین سرها... همین سرهای سرگردان صحراها

شب قدری رقم زد خون ما تقدیر عالم را

که هم‌رنگ غروب ماست صبح سرخ فرداها

خوشا سربند «یازهرا» که پیشانی نوشت ماست

خوشا الله‌اکبرها خوشا اِنّا فَتَحناها

حسن خسروی وقار:

گیرم که پدر رفت، پسر می آید
از شام عزا صبح ظفر می آید
نازم به طریقت حسینی که از آن
حیدر پی حیدری دگر می آید

عالیه محرابی:

خبرهایی است در عالم چه بی‌پایان خبرهایی
شب قدر است و می‌آیند گلباران سحرهایی

گشودم باز قرآن را و آمد سوره یوسف
به کنعان می‌رسد بعد از شب هجران خبرهایی 

امام مجتبی بعد از علی آیینه می‌گیرد 
خدا را شکر می‌جوشد شکرها در شکرهایی

خدای‌صبح عام‌الفیل دارد نقشه می‌چیند 
خدا دارد به ایران رضاجانش نظرهایی

خدا بی‌شک گلستان می‌کند اندوه آتش را 
که بر دوشش خلیل بت‌شکن دارد تبرهایی

و راوی می‌نویسد در سکوت عصر عاشورا
به این سمت زمان چرخیده برهر نیزه سرهایی

علمدار جوان با رمز بسم الله می‌آید
و بر عهدش به میدان می‌زنند آتش جگرهایی

عبای زخمهایش را به تن کرده است و می آید
خدا دارد در این حیرت عجب شق القمرهایی 

چه ققنوسی از آن خاکستر افسانه‌گون برخاست 
درختان وطن دارند بی پایان ثمرهایی

محنا امیری:

صد شکر پسر هست که راهش برود

با دیدن او دل به نگاهش برود

هر کس که خدا پرست و با ایمان‌ست

بیعت بکند سمت سپاهش برود

دست شهدا بر سر این مملکت است

اقای جوان سرور این مملکت است

تا کور شوند خائنان اسلام

جای پدرش رهبر این مملکت است

قران به سرم بود و خبر اوردند

در معرکه جانباز دگر آوردند

در این شب قدر حیدرم خشنوداست

چون رهبری از جنس پدر آوردند

عاطفه خرمی:

سلام ای نو بهار باغ ایران

 سلام ای صبح در شب های بوران

 سلام ای سرو، ای شمشاد سرسبز 

بگو از خاطراتت زیر باران

 بیا ما تشنه شور و جنونیم

 بزن دل را به دریا موج غران 

بگو لا تحزنوا با مردم شهر

 بخوان با لحن مولا باز قرآن

پناه خستگی های وطن شد

نگاهت در دل آشوب و طوفان 

به آغازی دوباره دل سپردیم

ندارد با تو راه عشق پایان 

فاطمه زاهد مقدم:

دل تنگی ما چه خوب فرجام گرفت

چون رهبر ما خامنه ای نام گرفت 

آن دل که از اندوه پدر سوخته بود 

با آمدن پسر چه آرام گرفت

منصوره محمدی مزینان

کی مرد این نبرده؟

همون که خیلی مرده

رحمت به اون که میگفت:

رهبری برمیگرده

میلاد عرفان‌پور:

تا سایه‌ی اوست همچنان بر سر ما

از حادثه‌هاست در امان، کشور ما

تا کور شود هرآنکه نتواند دید

یکبار دگر جوان شده رهبر ما

منصوره محمدی مزینان:

 آیه ی حیِّ ازلی آمده 
آینه ی روی ولی آمده 
قدر بدانید که در شام قدر
مجتبی از بعد علی آمده 

زهرا غلامزاده مهرآبادی:
تاریخ به دشمنان نشان خواهد داد
با خامنه ای علم نخواهد افتاد  
برخیز که مکتب علی نامیراست
دستان پدر بدرقه ی راهت باد

سیدعلی نقیب:

مانند علی تیغِ دو دم بردارد

سمتِ صفِ دشمنان قدم بردارد

با دستِ علی علم برافراشته شد

وقت است که مجتبی علم بردارد

سارا رمضانی:

دارد به اشک می گذرد روزگارمان
مگذار جانِ فاطمه! چشم انتظارمان

دلتنگ عطر یاس تو ماندیم قرن‌هاست
کی می‌رسد زمانِ قرار ‌و مدارمان؟

پاییزِ رخوت است جهان بی ظهور تو
ای عید، بی‌نصیب مخواه از بهارمان

خود را اگرچه منتظرت خوانده‌ایم، حیف
بالا نرفته از خودمان انتظارمان

پَرمی‌کشند یک به یک اینک به سوی تو
آن ها که بوده‌اند دَمی هم‌قطارمان

کی می شود که نقش ببندد به عشق تو
آن پیشوند سرخ به روی مزارمان

نجمه بنائیان بروجنی:

هرچند پُر از غمیم اما مَردیم

پیروز از این نبرد بر می گردیم 
ای دشمن دیرینه ی ما خوب ببین 
با خامنه ای دوباره بیعت کردیم

عالیه محرابی:

خبرهایی است در عالم چه بی‌پایان خبرهایی

شب قدر است و می‌آیند گلباران سحرهایی

گشودم باز قرآن را و آمد سوره یوسف

به کنعان می‌رسد بعد از شب هجران خبرهایی 

امام مجتبی بعد از علی آیینه می‌گیرد 

خدا را شکر می‌جوشد شکرها در شکرهایی

خدای‌صبح عام‌الفیل دارد نقشه می‌چیند 

خدا دارد به ایران رضاجانش نظرهایی

خدا بی‌شک گلستان می‌کند اندوه آتش را 

که بر دوشش خلیل بت‌شکن دارد تبرهایی

و راوی می‌نویسد از سکوت عصر عاشورا

به این سمت زمان چرخیده برهر نیزه سرهایی

علمدار جوان با رمز بسم الله می‌آید

و بر عهدش به میدان می‌زنند آتش جگرهایی

چه ققنوسی از آن خاکستر افسانه‌گون برخاست 

 درختان وطن دارند اینگونه ثمرهایی

سیدعلی نقیب:

در معرکه می رسد صدا: مثل علی ست
در بیعت او بیا بیا مثل علی ست

هنگامه‌ی تردید و پریشانی نیست
تردید نکن که مجتبی مثل علی ست

او در شعر دیگری سروده:

 گفتند که ناتوانِ شده خامنه‌ای
یا راهی آسمان شده خامنه‌ای

تا کور شود هرآنکه نتواند دید
انگار فقط جوان شده خامنه ای

الهه بیات مختاری:

هرچند که با داغ جگر برگشتیم

چون خنجر آبدیده تر برگشتیم

با سنگ میان قلب آیینه زدید 

ما شیشه شدیم ،تیز تر برگشتیم !

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha